Orthodox Calendar

۲۲ ژوئیه ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته پنجم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید پانکراتیوس، اسقف تائورمینا

خوانش‌های کتاب مقدس

Romans 15.17-29 (رساله)

۱۷پس در مسیحْ عیسی به خدمت خود به خدا افتخار می‌کنم. ۱۸زیرا به خود اجازه نمی‌دهم از چیزی سخن بگویم، جز آنچه مسیح برای اطاعت غیریهودیان از طریق من به انجام رسانیده است، چه به وسیلۀ سخنان و چه از طریق کارهایم. ۱۹او این را به نیروی آیات و معجزات، یعنی به نیروی روح خدا انجام داده است، آن‌گونه که از اورشلیم تا ایلیریکوم دور زده، به انجیل مسیح به کمال، بشارت دادم. ۲۰آرزویم همواره این بوده است که در جایی بشارت دهم که مسیح شناخته نشده، تا بر بنیادی که دیگری نهاده است، بنا نگذاشته باشم، ۲۱بلکه چنانکه نوشته شده است: «آنان که از او بی‌خبر بودند، خواهند دید و کسانی که نشنیده بودند، درک خواهند کرد.» ۲۲به همین سبب، بارها از آمدن نزد شما بازداشته شده‌ام. ۲۳امّا اکنون که در این مناطق، دیگر جایی برای کار من باقی نمانده، و از آنجا که سا‌لهاست مشتاق آمدن نزد شما هستم، ۲۴امید دارم سر راهم به اسپانیا، به دیدار شما بیایم تا پس از آنکه چندی از مصاحبت شما بهره‌مند شدم، مرا در سفر به آنجا یاری دهید. ۲۵در حال حاضر آهنگِ اورشلیم دارم تا مقدسین را در آنجا خدمت کنم، ۲۶زیرا کلیساهای مقدونیه و اَخائیه را پسند آمد که برای تنگدستانِ مقدسینِ اورشلیم کمک مالی بفرستند. ۲۷آنها خود به انجام این کار رغبت داشتند؛ و در واقع مدیون آنها نیز بودند، زیرا اگر غیریهودیان در برکات روحانی یهودیان شریک شدند، آنها نیز به نوبۀ خود این دِین را به یهودیان دارند که با دارایی مادی خود، ایشان را خدمت کنند. ۲۸بنابراین، چون این کار را به انجام رسانم و مطمئن شوم که آنان این ثمره را دریافت کرده‌اند، با گذر از نزد شما، رهسپار اسپانیا خواهم شد. ۲۹می‌دانم که وقتی نزد شما بیایم، با برکت کامل مسیح خواهم آمد.

متی ۱۲.۴۶-۱۳.۳ (انجیل)

۴۶در همان حال که عیسی با مردم سخن می‌گفت، مادر و برادرانش بیرون ایستاده بودند و می‌خواستند با وی گفتگو کنند. ۴۷پس شخصی به او خبر داد که: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده‌اند و می‌خواهند با تو گفتگو کنند.» ۴۸پاسخ داد: «مادر من کیست؟ و برادرانم چه کسانی هستند؟» ۴۹سپس با دست خود به سوی شاگردانش اشاره کرد و گفت: «اینانند مادر و برادران من! ۵۰زیرا هر که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به جای آوَرَد، برادر و خواهر و مادر من است.» ۱همان روز، عیسی از خانه بیرون آمد و کنار دریا بنشست. ۲امّا چنان جماعت بزرگی او را احاطه کردند که سوار قایقی شد و بنشست، در حالی که مردم در ساحل ایستاده بودند. ۳سپس بسیار چیزها با مَثَلها برایشان بیان کرد. گفت: «روزی برزگری برای بذرافشانی بیرون رفت.

یادبودها

کشیش‌شهید پانکراتیوس، اسقف تائورمینا

He was born in Antioch during the years that Christ walked in the flesh in Palestine. His parents, hearing of Christ’s miracles and teaching, journeyed to Jerusalem, bringing their young son Pancratius. There all three of them saw and listened to Jesus Himself, and met the disciple Peter as well. After the Ascension, Pancratius and his parents were baptised in Antioch (some accounts say by the Apostle Peter himself). The Apostle Peter installed Pancratius as bishop of Taormina in Sicily, where he worked great wonders and brought many to Christ.

A pagan general named Aquilinus, hearing that Taormina had become Christian, set out with his army to destroy the town. Pancratius instructed the faithful not to fear and went out to confront the army, armed only with the sign of the Cross. When the army came near the town, the soldiers were seized with confusion and fear, fell on their own weapons and attacked one another, and finally withdrew in terror. Thus the city was saved by the prayers of the holy bishop. Later, pagans stoned him to death, granting him a martyr’s end. His relics may still be venerated in Rome.