Orthodox Calendar

۱۲ ژوئن ۲۰۲۷
شنبه هفته ششم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • قدیس ایزاک، بنیانگذار صومعه دالماتیان (۳۸۳)
  • قدیس ماکرینا, مادربزرگ قدیس باسیل کبیر (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۲۰.۷-۱۲ (رساله)

۷در نخستین روز هفته، برای پاره کردن نان گرد هم آمدیم. پولس برای مردم موعظه می‌کرد، و چون تصمیم داشت روز بعد آنجا را ترک گوید، سخنانش تا نیمه‌های شب به درازا کشید. ۸در بالاخانه‌ای که گرد آمده بودیم، چراغ بسیار بود. ۹در آن حال که پولس همچنان به سخن‌گفتن ادامه می‌داد، جوانی اِفتیخوس نام که کنار پنجره نشسته بود، اندک اندک به خوابی عمیق فرو رفت و ناگاه از طبقۀ سوّم به زیر افتاد و او را مرده برداشتند. ۱۰پولس پایین رفته، خود را بر مرد جوان انداخت و او را در بر گرفت و گفت: «مترسید، جان او در اوست!» ۱۱سپس بالا رفت و نان را پاره کرد و خورد. او تا سحر به گفتگو با ایشان ادامه داد، و بعد آنجا را ترک گفت. ۱۲مردم آن جوان را زنده به خانه بردند و تسلای عظیم یافتند.

یوحنا ۱۴.۱۰-۲۱ (انجیل)

۱۰آیا باور نداری که من در پدرم و پدر در من است؟ سخنانی که من به شما می‌گویم از خودم نیست، بلکه پدری که در من ساکن است، اوست که کارهای خود را به انجام می‌رساند. ۱۱این سخن مرا باور کنید که من در پدرم و پدر در من است؛ وگرنه به سبب آن کارها این را باور کنید. ۱۲«آمین، آمین، به شما می‌گویم، آن که به من ایمان داشته باشد، او نیز کارهایی را که من می‌کنم، خواهد کرد، و حتی کارهایی بزرگتر از آن خواهد کرد، زیرا که من نزد پدر می‌روم. ۱۳و هرآنچه به نام من درخواست کنید، من آن را انجام خواهم داد، تا پدر در پسر جلال یابد. ۱۴اگر چیزی به نام من از من بخواهید، آن را انجام خواهم داد. ۱۵«اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. ۱۶و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، ۱۷یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود. ۱۸«شما را بی‌کس نمی‌گذارم؛ نزد شما می‌آیم. ۱۹پس از اندک زمانی جهان دیگر مرا نخواهد دید، امّا شما خواهید دید، و چون من زنده‌ام، شما نیز خواهید زیست. ۲۰در آن روز، خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. ۲۱آن که احکام مرا دارد و از آنها پیروی می‌کند، اوست که مرا دوست می‌دارد؛ و آن که مرا دوست می‌دارد، پدرم او را دوست خواهد داشت و من نیز او را دوست داشته، خود را بر او ظاهر خواهم ساخت.»

یادبودها

قدیس ایزاک، بنیانگذار صومعه دالماتیان (۳۸۳)

While a hermit in the east, Isaac heard that the Arians, supported by the Emperor Valens, were persecuting Orthodoxy. Leaving his seclusion, he traveled to Constantinople, where he lived in a small hut. He confronted the Emperor, telling him that if he did not cease his persecutions and embrace the true Faith, disaster would befall him. The Emperor ignored his words, and shortly thereafter was killed in a battle with the Goths. The Emperor Theodosius the Great then came to the throne, restoring peace to the Church. Hearing of Isaac and his prophecy, the Emperor sent for Isaac and prostrated before him. Isaac wished to return to the desert, but was persuaded to remain as a monk in Constantinople. He took part in the Second Ecumenical Council, where he shone in zeal for the Faith; the Third Ecumenical Council made him archimandrite over all the monasteries in the City. (Some say that the monastery founded by him is called the Dalmatian Monastery because it was built by Dalmatus, a wealthy nobleman of the City; others say that it was founded by St Isaac himself and later took its name from Abbot Dalmatus, who succeeded Isaac). In his own lifetime St Isaac was known far and wide as a wonderworker and one endowed with the gift of prophecy.

Saint Isaac is also commemorated in August 3, along with Dalmatus and his son Faustus.

قدیس ماکرینا, مادربزرگ قدیس باسیل کبیر (سده ۴)

“The grandmother of St Basil the Great, she was outstanding for her intellect and piety. She was a disciple of St Gregory the Wonder-worker of Neocaesarea. In the reign of Diocletian, she abandoned her home and hid in the forests and desert places with her husband, Basil. Although their home was confiscated, they felt no pangs of regret. Stripped of everything except their love for God, they settled in an ancient forest and spent seven years there. By God’s providence, goats would come down from the mountains and provide them with food. They both died peacefully in the fourth century, after great sufferings for the Christian faith.” (Prologue)