Orthodox Calendar

۱۸ آوریل ۲۰۲۷
یکشنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیسه مریم مصری

یادبودها

  • شهیدان آگاتوپدس، تئودولوس و همراهانشان (۳۰۳)
  • پدر مقدس ما مرقس تراکه (حدود ۴۰۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

مرقس ۱۶.۱-۸ (انجیل دوم صبحگاهی)

۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

عبرانیان ۹.۱۱-۱۴ (رساله)

۱۱امّا چون مسیح در مقام کاهن اعظمِ آن امورِ نیکو ظاهر گشت که هم‌اکنون واقع شده‌اند، به خیمه‌ای بزرگتر و کاملتر داخل شد که به دست انسان ساخته نشده است و به دیگر سخن، به این خلقت تعلّق ندارد. ۱۲و به خون بزها و گوساله‌ها داخل نشد، بلکه یک بار برای همیشه به خون خود به قُدس‌الاقداس داخل شد و رهایی ابدی را حاصل کرد. ۱۳زیرا اگر خون بزها و گاوها و پاشیدن خاکسترِ گوساله بر آنان که به لحاظ آیینی ناپاکند، ایشان را تقدیس می‌کند تا به ظاهر پاک باشند، ۱۴چقدر بیشتر، خون مسیح که به واسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بی‌عیب به خدا تقدیم کرد، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم!

غلاطیان ۳.۲۳-۲۹ (رساله, قدیسه مریم)

۲۳ما پیش از آمدن ایمان، تحت مراقبت شریعت به سر می‌بردیم و تا ظهور ایمان در بند نگاه داشته می‌شدیم. ۲۴پس شریعت مربی ما شد تا زمانی که مسیح بیاید و به وسیلۀ ایمان پارسا شمرده شویم. ۲۵امّا اکنون که ایمان آمده، دیگر زیر دستِ آن مربی نیستیم. ۲۶زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید. ۲۷چرا که همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید. ۲۸دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن، زیرا شما همگی در مسیحْ عیسی یکی هستید. ۲۹و حال اگر شما از آنِ مسیح هستید، پس نسل ابراهیم‌اید و بنا بر وعده، وارثان نیز هستید.

مرقس ۱۰.۳۲-۴۵ (انجیل)

۳۲آنان در راه اورشلیم بودند و عیسی پیشاپیش ایشان راه می‌پیمود. شاگردان در شگفت بودند و کسانی که از پی آنها می‌رفتند، هراسان. عیسی دیگر بار آن دوازده تن را به کناری برد و آنچه را می‌بایست بر او بگذرد، برایشان بیان کرد. ۳۳فرمود: «اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنان او را به مرگ محکوم خواهند نمود و به اقوام بیگانه خواهند سپرد. ۳۴ایشان استهزایش کرده، آبِ دهان بر وی خواهند انداخت و تازیانه‌اش زده، خواهند کشت. امّا پس از سه روز بر خواهد خاست.» ۳۵یعقوب و یوحنا پسران زِبِدی نزد او آمدند و گفتند: «استاد، تقاضا داریم آنچه از تو می‌خواهیم، برایمان به جای آوری!» ۳۶بدیشان گفت: «چه می‌خواهید برایتان بکنم؟» ۳۷گفتند: «عطا فرما که در جلال تو، یکی بر جانب راست و دیگری بر جانب چپ تو بنشینیم.» ۳۸عیسی به آنها فرمود: «شما نمی‌دانید چه می‌خواهید. آیا می‌توانید از جامی که من می‌نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، بگیرید؟» ۳۹گفتند: «آری، می‌توانیم.» عیسی فرمود: «شکی نیست که از جامی که من می‌نوشم، خواهید نوشید و تعمیدی را که من می‌گیرم، خواهید گرفت. ۴۰امّا بدانید که نشستن بر جانب راست و چپ من، در اختیار من نیست تا آن را به کسی ببخشم. این جایگاه از آنِ کسانی است که برایشان فراهم شده است.» ۴۱چون ده شاگرد دیگر از این امر آگاه شدند، بر یعقوب و یوحنا خشم گرفتند. ۴۲عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید آنان که حاکمانِ دیگر قومها شمرده می‌شوند بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. ۴۳امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. ۴۴و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد. ۴۵چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.»

لوقا ۷.۳۶-۵۰ (انجیل, قدیسه مریم)

۳۶روزی یکی از فَریسیان عیسی را به صرف غذا دعوت کرد. پس به خانۀ آن فَریسی رفت و بر سفره نشست. ۳۷در آن شهر، زنی بدکاره می‌زیست که چون شنید عیسی در خانۀ آن فَریسی میهمان است، ظرفی مرمرین، پر از عطر، با خود آورد ۳۸و گریان پشت سر عیسی، کنارِ پاهای او ایستاد. آنگاه با قطرات اشک به شستن پاهای عیسی پرداخت و با گیسوانش آنها را خشک کرد. سپس پاهای او را بوسید و عطرآگین کرد. ۳۹چون فَریسیِ میزبان این را دید، با خود گفت: «اگر این مرد براستی پیامبر بود، می‌دانست این زن که لمسش می‌کند کیست و چگونه زنی است - می‌دانست که بدکاره است.» ۴۰عیسی به او گفت: «ای شَمعون، می‌خواهم چیزی به تو بگویم.» گفت: «بفرما، استاد!» ۴۱عیسی گفت: «شخصی از دو تن طلب داشت: از یکی پانصد دینار، از دیگری پنجاه دینار. ۴۲امّا چون چیزی نداشتند به او بدهند، بدهی هر دو را بخشید. حال به گمان تو کدام‌یک او را بیشتر دوست خواهد داشت؟» ۴۳شَمعون پاسخ داد: «به گمانم آن که بدهی بیشتری داشت و بخشیده شد.» عیسی گفت: «درست گفتی.» ۴۴آنگاه به سوی آن زن اشاره کرد و به شَمعون گفت: «این زن را می‌بینی؟ به خانه‌ات آمدم، و تو برای شستن پاهایم آب نیاوردی، امّا این زن با اشکهایش پاهای مرا شست و با گیسوانش خشک کرد! ۴۵تو مرا نبوسیدی، امّا این زن از لحظۀ ورودم، دمی از بوسیدن پاهایم بازنایستاده است. ۴۶تو بر سر من روغن نمالیدی، امّا او پاهایم را عطرآگین کرد. ۴۷پس به تو می‌گویم، محبت بسیارِ او از آن روست که گناهان بسیارش آمرزیده شده است. امّا آن که کمتر آمرزیده شد، کمتر هم محبت می‌کند.» ۴۸پس رو به آن زن کرد و گفت: «گناهانت آمرزیده شد!» ۴۹میهمانان با یکدیگر گفتند: «این کیست که گناهان را نیز می‌آمرزد؟» ۵۰عیسی به آن زن گفت: «ایمانت تو را نجات داده است، به سلامت برو!»

یادبودها

شهیدان آگاتوپدس، تئودولوس و همراهانشان (۳۰۳)

Agathopous was a deacon, very old, and Theodoulos a reader, very young, in the church in Thessalonica. During Diocletian’s persecution the two were summoned to trial. They went joyfully, holding one another by the hand and exclaiming to all, ‘We are Christians!’ After flattery, cajolery, threats, imprisonment and starvation had failed to make them deny Christ, they were condemned to death by drowning. They were bound and a large stone tied to their necks; as they were about to be thrown into the sea, Agathopous cried, ‘Behold, by a second baptism we are washed from our sins, and will go cleansed to Christ Jesus!’ Their drowned bodies were soon washed ashore, and Christians gave them honorable burial. Not long afterward, Theodoulos appeared to his brethren in the form of a shining angel and told them to give all his goods to the poor.

پدر مقدس ما مرقس تراکه (حدود ۴۰۰)

He is also called ‘Mark the Athenian’ because he was born in Athens. When his parents died, he pondered the transience of all earthly things, gave his goods to the poor, and embarked on a plank in the sea, asking God to lead him wherever He desired. By God’s providence, Mark was cast up on the shores of Libya, where he settled as a hermit on a mountain called Trache. (Some say it was in Ethiopia, but this seems less likely.) There he lived for ninety-five years, never seeing another human being.

Saint Serapion visited him before his death and recorded his life. Serapion asked Mark if there were any Christians whose faith was so great that they could say to a mountain ‘Get up and cast yourself into the sea,’ and it would be so. Immediately the mountain on which they stood began to move like a wave, but Mark raised his hand and stilled it.

On his deathbed, St Mark prayed for the salvation of all men and gave up his soul to God. Saint Serapion saw an angel carrying Mark’s soul, and a hand extended from heaven to receive it. Saint Mark was about 130 years old when he reposed.