Orthodox Calendar

۱۶ آوریل ۲۰۲۷
جمعه هفته پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس نیکیتاس معترف (۸۲۴)
  • قدیس یوسف سراینده (۸۸۶)
  • قدیس سرافیم ویریتسا (۱۹۴۹) (۲۱ مارس ت.ق)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۵.۱۱-۱۷ (ساعت ششم)

۱۱خداوند که قدوس اسرائیل و صانع اوست، دربارۀ امور آینده چنین می‌فرماید: «آیا دربارۀ فرزندانم مرا زیر سؤال می‌برید؟ آیا درمورد اعمال دستانم به من امر و نهی می‌کنید؟ ۱۲منم که زمین را ساختم و انسان را بر آن آفریدم؛ دستان من بود که آسمانها را گسترانید، و تمامی لشکریان آسمان را من فرمان دادم. ۱۳من کوروش را برای اجرای عدالتم برانگیخته‌‌ام، و راههایش را جملگی راست خواهم گردانید. او شهر مرا بنا خواهد کرد، و اسیرانم را آزاد خواهد ساخت، اما نه برای دستمزد یا پاداش؛» این را خداوند لشکرها می‌گوید. ۱۴خداوند چنین می‌فرماید: «ثروت مصر و منفعتِ کوش و مردان بلندقامت سِبا، جملگی نزد تو آمده، از آن تو خواهند گشت. آنان از پی تو خواهند آمد، و در غُل و زنجیر به نزد تو عبور خواهند کرد، و در برابرت تعظیم کرده، التماس‌کنان خواهند گفت: ”براستی که خدا با توست و جز او کسی نیست؛ غیر از او خدایی نیست.“» ۱۵ای خدا و ای نجات‌دهندۀ اسرائیل، براستی که تو خدایی هستی که خود را پنهان می‌کنی. ۱۶همۀ سازندگان بتها سرافکنده و رسوا خواهند شد، آری همه با هم به رسوایی گرفتار خواهند آمد. ۱۷اما اسرائیل به دست خداوند به نجات جاودانی نجات خواهد یافت، و تا به ابد سرافکنده و رسوا نخواهد گشت.

پیدایش ۲۲.۱-۱۸ (نماز شامگاهی)

۱و اما ایامی چند پس از این وقایع، خدا ابراهیم را آزموده، بدو فرمود: «ای ابراهیم!» پاسخ داد: «لبیک!» ۲گفت: «پسرت را که یگانه پسر توست و او را دوست می‌داری، یعنی اسحاق را برگیر و به سرزمین موریا برو، و او را در آنجا بر یکی از کوه‌هایی که به تو خواهم گفت، چون قربانی تمام‌سوز تقدیم کن.» ۳پس، صبح زود، ابراهیم برخاسته، الاغ خود را زین کرد و دو تن از نوکران خویش را با پسرش اسحاق برگرفته، هیزم برای قربانی تمام‌سوز شکست و به سوی جایی که خدا به او گفته بود، روانه شد. ۴روز سوّم، ابراهیم چشمانش را برافراشت و آنجا را از دور دید. ۵آنگاه به نوکرانش گفت: «شما همین جا نزد الاغ بمانید تا من با پسر بدان‌جا برویم، و پرستش کرده، نزد شما باز آییم.» ۶ابراهیم هیزم قربانی تمام‌سوز را برگرفته، بر پسر خویش اسحاق نهاد، و آتش و چاقو را به دست خود گرفت، و هر دو با هم می‌رفتند. ۷و اما اسحاق به پدرش ابراهیم گفت: «پدر؟» پاسخ داد: «بله، پسرم؟» گفت: «این از آتش و هیزم، ولی برۀ قربانی تمام‌سوز کجاست؟» ۸ابراهیم پاسخ داد: «پسرم، خدا برۀ قربانی را برای خود فراهم خواهد کرد.» پس هر دو با هم می‌رفتند. ۹چون به جایی که خدا به ابراهیم گفته بود رسیدند، او در آنجا مذبحی بنا کرد و هیزم بر آن چید، و پسرش اسحاق را بسته، او را بر مذبح، روی هیزم گذاشت. ۱۰آنگاه دست دراز کرد و چاقو را گرفت تا پسر خود را ذبح کند. ۱۱اما فرشتۀ خداوند از آسمان وی را ندا در داد: «ابراهیم! ابراهیم!» پاسخ داد: «لبیک!» ۱۲فرشته گفت: «دست بر پسر دراز مکن و کاری با او نداشته باش! اکنون می‌دانم که از خدا می‌ترسی، زیرا پسرت، آری یگانه پسرت را، از من دریغ نداشتی.» ۱۳ابراهیم سر بلند کرد و پشت سرش قوچی را دید که با شاخهایش در بوته‌ای گرفتار شده بود. ابراهیم رفته، قوچ را گرفت و آن را به جای پسرش، چون قربانی تمام‌سوز تقدیم کرد. ۱۴پس ابراهیم آن مکان را ’خداوند فراهم خواهد کرد‘ نامید. و تا امروز نیز گفته می‌شود: «بر کوهِ خداوند، فراهم خواهد شد.» ۱۵فرشتۀ خداوند بارِ دوّم ابراهیم را از آسمان ندا در داد ۱۶و گفت: «خداوند می‌فرماید: به ذات خودم سوگند، از آنجا که این کار را کردی و پسرت را که یگانه پسر توست دریغ نداشتی، ۱۷به‌یقین تو را برکت خواهم داد و نسلت را همچون ستارگان آسمان و مانند شنهای کنارۀ دریا کثیر خواهم ساخت. نسل تو دروازه‌های دشمنانشان را تصرف خواهند کرد، ۱۸و به واسطۀ نسل تو همه قومهای زمین برکت خواهند یافت، زیرا به صدای من گوش گرفتی.»

امثال ۱۷.۱۷-۱۸.۵ (نماز شامگاهی)

۱۷دوست در همه حال محبت می‌کند، و برادر برای روز تنگی به دنیا آمده است. ۱۸مرد کم‌عقل دست می‌دهد و ضامن دیگری می‌شود. ۱۹آن که نافرمانی را دوست دارد، مشاجره را دوست دارد؛ آن که دَرِ خانۀ خویش در بلندی می‌سازد، به استقبال ویرانی می‌رود. ۲۰کج‌دِل، کامروا نخواهد شد؛ آن که زبان فریبکار دارد به بلا گرفتار می‌آید. ۲۱آن که فرزندِ نادان دارد غصه‌دار می‌شود؛ پدرِ فرزندِ ابله شادی به خود نمی‌بیند. ۲۲دل شادمان داروی شفابخش است، اما روح افسرده استخوانها را خشک می‌کند. ۲۳شریر، پنهانی رشوه می‌گیرد تا عدالت را منحرف سازد. ۲۴مرد فهیم بر حکمت چشم می‌دوزد، اما چشمان شخص نادان تا به کرانهای زمین سرگردان است. ۲۵فرزند نادان، پدر خود را به ستوه می‌آورد و مایۀ تلخی جانِ مادر خویش است. ۲۶نشاید مجازات بی‌گناهان، یا زدنِ مردمان شریف به سبب صداقتشان! ۲۷آن که زبان خود را بازمی‌دارد صاحب معرفت است، فهیم است مردی که خوی آرامی دارد. ۲۸نادان نیز اگر خاموش بماند، حکیمش می‌شمارند، آن که دهانش را بسته نگاه می‌دارد، فهیم شمرده می‌شود. ۱شخص انزواطلب در پی اهداف خودخواهانۀ خویش است؛ او با هر قضاوت صحیح می‌ستیزد. ۲نادان را از فهم هیچ لذتی نیست، بلکه تنها فاش کردن همۀ مکنونات دل خویش را خوش می‌دارد. ۳چون شریر می‌آید، دیدۀ حقارت نیز می‌آید، و با قباحت، تقبیح فرا می‌رسد. ۴آبِ عمیق است سخنان دهان آدمی، نهر جوشان است چشمۀ حکمت. ۵نشاید جانبداری از مجرمان یا منحرف ساختن دادرسی بی‌گناهان.

یادبودها

قدیس نیکیتاس معترف (۸۲۴)

He was born in Caesarea of Bithynia. His widowed father became a monk, leaving Nicetas to the care of his grandmother. Nicetas himself, when he was grown, entered a monastery in Midikion, on the Sea of Marmara. After seven years of monastic life he was ordained hieromonk by Patriarch Tarasios. When Nikephoros, the abbot of the monastery, died, the brethren chose Nicetas as their new abbot.

When Leo the Armenian became Emperor, he revived the iconoclast heresy, even though it had been put down under the Empress Irene and condemned by an Ecumenical Council. The Emperor deposed and exiled the holy Patriarch Nicephoros, putting a heretic in his place. Nicetas, because he was known for his holiness and steadfast reverence for the holy icons, was imprisoned and tortured, but did not waver in his defense of Orthodoxy. Nicetas was taken from prison to prison, torture to torture, and exiled twice, until at last Leo the Armenian died and the Orthodox Emperor Michael came to the throne and freed all those imprisoned for Orthodoxy.

Once freed, Nicetas retired to a secluded hermitage near Constantinople, where he passed the remainder of his life in prayer and thanksgiving. When he died, his body was taken back to his monastery; during the journey, many of the sick who touched his holy body were healed.

قدیس یوسف سراینده (۸۸۶)

“Saint Joseph was from Sicily, the son of Plotinus and Agatha. Because Sicily had been subjugated by the Moslems, he departed thence and, passing from place to place, came with Saint Gregory of Decapolis (see Nov. 20) to Constantinople, where he endured bitter afflictions because of his pious zeal. Travelling to Rome, he was captured by Arab pirates and taken to Crete, whence he later returned to Constantinople. He became an excellent hymnographer and reposed in holiness shortly after 886 (according to some, it was in 883). The melismatic canons of the Menaion are primarily the work of this Joseph; they bear his name in the acrostic of the Ninth Ode. He also composed most of the sacred book known as the Paracletike, which complements the Octoechos. For this reason, Joseph is called par excellence the Hymnographer.” (Great Horologion)

The “bitter afflictions” which St Joseph suffered were probably due (judging from his dates) to his veneration of the holy icons.

Note: In the Slavic calendar he is commemorated on April 4.

قدیس سرافیم ویریتسا (۱۹۴۹) (۲۱ مارس ت.ق)

Born in 1866, he married and had three children. In 1920, at the age of 54, he and his wife quietly separated and each entered monastic life. Eventually he became the spiritual father of the St. Alexander Nevsky Lavra in St. Petersburg, where, as a clairvoyant staretz, he also confessed thousands of laity. He said, “I am the storage room where people’s afflictions gather.” In imitation of his patron saint, he prayed for a thousand nights on a rock before an icon of St. Seraphim of Sarov. He reposed in the Lord in 1949 and the Church of Russia glorified him in August of 2000. Thus his whole life as a monk was spent under Communist persecution.