Orthodox Calendar

۱۷ مارس ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ؛ لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲.۳-۱۱ (ساعت ششم)

۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم. ۴او در میان ملل داوری خواهد کرد و منازعات قومهای بسیار را فیصل خواهد داد. ایشان شمشیرهای خود را برای ساختن گاوآهن خواهند شکست، و نیزه‌های خویش را برای تهیۀ ابزار باغبانی. دیگر قومی بر قومی شمشیر نخواهد کشید و جنگاوری را دیگر نخواهند آموخت. ۵ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور خداوند گام برداریم. ۶تو قوم خود را ترک کرده‌ای، خاندان یعقوب را، زیرا ایشان از رسوم مشرق‌زمین آکنده‌اند، و چون فلسطینیان فالگیری پیشه کرده و با فرزندان بیگانگان دست داده‌اند. ۷سرزمین ایشان از نقره و طلا پر گشته، و گنجهای ایشان را انتهایی نیست؛ دیار ایشان از اسبان آکنده است، و ارابه‌هایشان را پایانی نیست. ۸سرزمینشان پر از بتهای بی‌ارزش است؛ در برابر صنعت دست خویش سَجده می‌کنند، در برابر آنچه انگشتانشان ساخته است. ۹پس آدمی خوار می‌گردد، و انسان پست می‌شود - ایشان را میامرز! ۱۰از خوفِ خداوند، و از کبریایی جلال وی، به اندرون صخره شو و خویشتن را در خاک پنهان کن. ۱۱نگاههای تکبرآمیز انسان به زیر کشیده خواهد شد، و کبر و غرور آدمیان پست خواهد گردید؛ تنها خداوند در آن روز متعال خواهد بود.

پیدایش ۱.۲۴-۲.۳ (نماز شامگاهی)

۲۴و خدا گفت: «زمین جانداران را بر حسب گونه‌هایشان بر آوَرَد، چارپایان و خزندگان و وحوش زمین را، بر حسب گونه‌هایشان.» و چنین شد. ۲۵پس خدا وحوش زمین را بر حسب گونه‌هایشان بساخت، و چارپایان را بر حسب گونه‌هایشان، و همۀ خزندگان روی زمین را بر حسب گونه‌هایشان. و خدا دید که نیکوست. ۲۶آنگاه خدا گفت: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم، و او بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر چارپایان و بر همۀ زمین و همۀ خزندگانی که بر زمین می‌خزند، فرمان براند.» ۲۷پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید؛ ایشان را مرد و زن آفرید. ۲۸خدا ایشان را برکت داد، و خدا بدیشان فرمود: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و بر آن تسلط یابید. بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر هر جانداری که بر زمین حرکت می‌کند، فرمان برانید.» ۲۹آنگاه خدا گفت: «اینک همۀ گیاهان دانه‌دار را که بر روی تمامی زمین است و همۀ درختان دارای میوۀ دانه‌دار را به شما بخشیدم تا خوراک شما باشد. ۳۰و به همۀ وحوش زمین و همۀ پرندگان آسمان و همۀ خزندگانِ روی زمین که جان در خود دارند، همۀ گیاهان سبز را برای خوردن بخشیدم.» و چنین شد. ۳۱و خدا هرآنچه را که ساخته بود دید، و اینک بسیار نیکو بود. شامگاه شد و بامداد آمد، روز ششم. ۱بدین‌سان، آسمانها و زمین و همۀ لشکر آنها تمام شد. ۲و خدا در روز هفتم، کار خویش را به پایان رسانید؛ پس او در هفتمین روز، از همۀ کار خویش بیاسود. ۳و خدا روز هفتم را مبارک خواند و آن را مقدس شمرد، چراکه در آن روز از همۀ کار خویش که خدا آفریده و ساخته بود، بیاسود.

امثال ۲.۱-۲۲ (نماز شامگاهی)

۱پسرم، اگر سخنان مرا بپذیری و احکام مرا نزد خود بیندوزی؛ ۲اگر گوش خود به حکمت بسپاری و دل خویش به فهم مایل گردانی؛ ۳اگر بصیرت را فرا خوانی و فهم را به بانگ بلند ندا کنی؛ ۴اگر همچون نقره در پی‌اش باشی و همچون گنجِ پنهان جستجویش کنی، ۵آنگاه ترس خداوند را درک خواهی کرد و به شناخت خدا دست خواهی یافت. ۶زیرا خداوند است که حکمت می‌بخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون می‌آید. ۷او خردمندی را برای صالحان می‌اندوزد و آنان را که در راستی سالکند، سپر است؛ ۸راههای عدالت را پاس می‌دارد و نگاهبان طریقت وفادارانِ خویش است. ۹آنگاه هر طریق نیکو را در خواهی یافت، پارسایی و عدالت و انصاف را. ۱۰زیرا حکمت به دل تو در خواهد آمد و معرفت برای جان تو گوارا خواهد بود. ۱۱دوراندیشی تو را نگاهبانی خواهد کرد و فهم، تو را پاس خواهد داشت. ۱۲تو را از راه شریران رهایی خواهد بخشید و از مردمانی که سخنان منحرف می‌گویند؛ ۱۳که راه راست را ترک می‌کنند تا در راههای تاریک گام بردارند؛ ۱۴که از عمل بد خشنودند و از انحرافی که در شرارت است، شادمان؛ ۱۵که راههایشان کج است و در طریقهای خویش گمراهند. ۱۶نیز تو را از زن زناکار رهایی خواهد بخشید و از زن بیگانه که سخنان تملق‌آمیز می‌گوید، ۱۷که شریک زندگی جوانی خویش را ترک کرده و پیمانی را که در حضور خدای خود بسته، از یاد برده است. ۱۸زیرا خانۀ او به کام مرگ فرو می‌رود و راههای او به سرای مردگان رهنمون می‌شود. ۱۹از آنان که به نزد او روند، کسی باز نخواهد گشت و به طریقهای حیات دست نخواهد یافت. ۲۰پس در راه مردمانِ نیکو گام بردار و طریقهای پارسایان را ترک مکن، ۲۱زیرا صالحان در زمین ساکن خواهند شد و راستان در آن باقی خواهند ماند؛ ۲۲اما شریران از زمین منقطع خواهند شد و خیانت‌پیشگان از آن ریشه‌کن خواهند گردید.

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)