Orthodox Calendar

۱۵ مارس ۲۰۲۷
دوشنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ

اعیاد

  • آغاز روزه بزرگ

یادبودها

  • کشیش‌شهید تئودوتوس، اسقف کیرنیا
  • چهار صد و چهل شهیدان لمباردی (۵۷۹)
  • شهید مقدس اِفتالیا (۲۵۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱.۱-۲۰ (ساعت ششم)

۱رؤیای اِشعیا پسر آموص، که آن را در زمان عُزّیا، یوتام، آحاز و حِزِقیا، پادشاهان یهودا، دربارۀ یهودا و اورشلیم دید. ۲ای آسمان بشنو! و ای زمین گوش فرا ده! زیرا که خداوند سخن می‌گوید: «فرزندان پروردم و بزرگ کردم، اما ایشان بر من شوریدند. ۳گاوْ صاحبِ خویش را می‌شناسد، و الاغْ آخورِ مالک خویش را، اما اسرائیل نمی‌شناسد، و قوم من فهم ندارد.» ۴وای بر امت خطاکار، و قومی که زیر بار گناهند؛ وای بر نسل شریران، و فرزندان فاسد! خداوند را ترک گفته‌‌اند، بر قدوس اسرائیل اهانت روا داشته‌اند، و به او پشت کرده‌اند! ۵چرا باز مضروب شوید؟ چرا بیش از این عِصیان ورزید؟ تمامی سَر بیمار است، و تمامی دل، مریض. ۶از کف پا تا فرق سر، در آن هیچ تندرستی نیست؛ سراسر، جراحت و کوفتگی و زخم تازه است، که نه بخیه شده، نه بسته گشته، و نه به روغن مرهم گذاشته شده است. ۷سرزمین شما ویران گشته و شهرهایتان به آتش سوخته است. بیگانگان در برابر دیدگانتان زمینِ شما را فرو می‌بلعند؛ سراسرْ ویرانی است، بسان سرنگونی به دست بیگانگان. ۸دختر صَهیون مانند سایه‌بانی در تاکستان، و آلونکی در بوستان خیار، و شهری در محاصره، متروک است. ۹اگر خداوندِ لشکرها اندک باقیماندگانی برای‌مان نمی‌گذاشت، مانند سُدوم می‌شدیم و همچون عَمورَه می‌گشتیم. ۱۰ای حکمرانان سُدوم، کلام خداوند را بشنوید! و ای مردمان عَمورَه، به شریعت خدای ما گوش بسپارید! ۱۱خداوند می‌گوید: «از انبوه قربانیهای شما مرا چه سود؟ از قربانیهای تمام‌سوزِ قوچها و چربیِ حیوانات پروار سیر شده‌ام، و مرا به خون گاو و بره و بز رغبتی نیست. ۱۲آنگاه که می‌آیید تا به حضورم حاضر شوید، کیست که این را از شما خواسته است که صحنهای مرا چنین لگدمال کنید؟ ۱۳هدایای باطل، دیگر میاورید؛ از بخور کراهت دارم. گردهم‌آییِ مخصوص را توأم با شرارت تحمل نتوانم کرد، خواه ماهِ نو باشد، خواه شَبّات، و خواه دعوت جماعت. ۱۴جان من از مراسم ماهِ نو و اعیاد مقرر شما بیزار است؛ برایم بار سنگین‌اند که از حملشان خسته شده‌‌ام. ۱۵آنگاه که دستانتان را به دعا دراز می‌کنید، چشمانم را از شما خواهم پوشانید؛ حتی اگر دعای بسیار کنید، نخواهم شنید؛ زیرا دستان شما مملو از خون است. ۱۶خویشتن را بشویید و طاهر سازید؛ شرارت اعمال خود را از نظرم دور کنید، و از بدی بازایستید. ۱۷نیکوکاری بیاموزید، و انصاف را بجویید؛ ستمگران را ارشاد کنید، دادِ یتیمان را بستانید، و به دفاع از حق بیوه‌زنان برخیزید. ۱۸«خداوند می‌گوید: بیایید تا در برابر یکدیگر حُجت بیاوریم: اگرچه گناهان شما چون ارغوان باشد، همچون برف سفید خواهد شد؛ و اگرچه همچون قرمز، سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد. ۱۹اگر راغب باشید و گوش فرا دهید، از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛ ۲۰اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید، شمشیر شما را خواهد خورد؛ زیرا دهان خداوند چنین گفته است.»

پیدایش ۱.۱-۱۳ (نماز شامگاهی)

۱در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید. ۲زمین بی‌شکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت. ۳خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد. ۴خدا دید که روشنایی نیکوست، و خدا روشنایی را از تاریکی جدا کرد. ۵خدا روشنایی را ’روز‘ و تاریکی را ’شب‘ نامید. شامگاه شد و بامداد آمد، روز اوّل. ۶و خدا گفت: «فَلَکی باشد میان آبها، و آبها را از آبها جدا کند.» ۷پس خدا فَلَک را ساخت و آبهای زیر فَلَک را از آبهای بالای فَلَک جدا کرد. و چنین شد. ۸خدا فَلَک را ’آسمان‘ نامید. شامگاه شد و بامداد آمد، روز دوّم. ۹و خدا گفت: «آبهای زیر آسمان در یک جا گرد آیند و خشکی پدیدار شود.» و چنین شد. ۱۰خدا خشکی را ’زمین‘ و اجتماع آبها را ’دریا‘ نامید، و خدا دید که نیکوست. ۱۱آنگاه خدا گفت: «زمین نباتات برویاند، گیاهانی که دانه تولید کنند و درختان میوه‌ای که بر حسب گونۀ خود میوۀ دانه‌دار بیاورند، بر روی زمین.» و چنین شد. ۱۲زمین نباتات رویانید، گیاهانی که بر حسب گونۀ خود دانه تولید می‌کردند، و درختانی که بر حسب گونۀ خود میوۀ دانه‌دار می‌آوردند. و خدا دید که نیکوست. ۱۳شامگاه شد و بامداد آمد، روز سوّم.

امثال ۱.۱-۲۰ (نماز شامگاهی)

۱امثال سلیمان، پسر داوود، پادشاه اسرائیل: ۲برای فراگیری حکمت و ادب و درک سخنانی که فهم می‌بخشد؛ ۳برای کسب ادب و رفتار خردمندانه، و پارسایی و عدل و انصاف؛ ۴برای هوشمندی بخشیدن به ساده‌لوحان و دانش و دوراندیشی به جوانان - ۵تا حکیمان بشنوند و بر آموخته‌هایشان بیفزایند و فهیمان هدایت یابند - ۶برای درک امثال و کنایات، و سخنان حکیمان و معماهایشان. ۷ترس خداوند سرآغاز دانش است، اما حکمت و ادب را جاهلان خوار می‌شمارند. ۸پسرم، به رهنمود پدر خویش گوش فرا ده و تعلیم مادر خویش را ترک منما؛ ۹زیرا تاج زیبا بر سرت و جواهر بر گردنت خواهد بود. ۱۰پسرم! چون گنهکاران به اغوای تو برخیزند، تن دَر مده. ۱۱چون گویند: «با ما بیا تا در کمین خون بنشینیم و در نهان منتظر بی‌گناهان بمانیم؛ ۱۲تا آنان را چون گور، زنده فرو بلعیم و یکباره، چونان کسانی که به چاه فرو افتند؛ ۱۳همه گونه نفایس به چنگ خواهیم آورد و خانه‌های خویش از غنایم آکنده خواهیم ساخت؛ ۱۴قرعۀ خود با ما بیَفکن و همه یک کاسه خواهیم شد» - ۱۵پسرم، با آنان همراه مشو و در طریق ایشان گام مگذار؛ ۱۶زیرا پاهایشان به سوی شرارت دوان است، و برای ریختن خون شتابانند. ۱۷براستی چه عبث است آشکارا دام گستردن در برابر چشم پرنده‌ای! ۱۸اما اینان در کمین خون خویشتن می‌نشینند و نهانی برای جان خود انتظار می‌کشند! ۱۹چنین است سر‌انجام هر آن کس که در طمعِ سود نامشروع باشد؛ آنچه به دست می‌آید، جانِ صاحب خود را می‌ستاند. ۲۰حکمت در کوی و برزن ندا درمی‌دهد و در میدانها آواز خود را بلند می‌کند؛

یادبودها

کشیش‌شهید تئودوتوس، اسقف کیرنیا

Known for his wisdom and virtue, he was chosen as Bishop of Cyrenia on the island of Cyprus. When a persecution broke out against the Christians under the Emperor Licinius, Theodotus was arrested and subjected to many tortures. His torturer Sabinus urged him repeatedly to renounce Christ and worship the idols, but Theodotus replied, ‘If you knew the goodness of my God, who, it is my hope, will by these brief tortures make me worthy of eternal life, you would wish to suffer for Him as I do.’ The pagans then drove nails into his body, for which he thanked God. Believing that his death was approaching, he calmly gave counsel and instruction to the Christians around him. By God’s providence, an order came from the new Emperor Constantine to free all Christians who were being held for the sake of Christ. Thus Theodotus was freed and, though greatly weakened by his torments, served his flock faithfully for two more years before reposing in peace.

چهار صد و چهل شهیدان لمباردی (۵۷۹)

Forty of them were beheaded in one place in Lombardy (in Italy) because they refused to eat food offered to idols. Another four hundred were massacred because they refused to join with the Lombard pagans’ practice of dancing around a goat’s head that had been brought for sacrifice to the idols. Their deaths are recorded by St Gregory the Dialogist (Gregory the Great).

We sometimes imagine that the Roman Empire converted almost overnight to Christianity during the reign of St Constantine the Great. This incident, more than two hundred years into Europe’s ‘Christian era’, reminds us that the progress of the Faith among the people was often slow and halting, and that paganism remained a force for many centuries.

شهید مقدس اِفتالیا (۲۵۷)

She was a pagan maiden living in Sicily with her mother (also named Euthalia) and her brother Sermilianus. When Euthalia’s mother became ill with an issue of blood, the holy martyrs Alphius, Philadelphus and Cyrinus (May 10) appeared to her in a dream and told her that she would only be healed if she were baptised in the name of the Lord Jesus Christ. Heeding the dream, she believed, was baptized, and was healed. Her daughter Euthalia, seeing this wonder, was also baptised. Sermilianus, despising and hating the Christian faith, first mocked his mother and sister for their conversion, then threatened them. The mother fled the house in fear. Euthalia remained, saying to her brother ‘I am a Christian, and have no fear of death.’ The cruel Sermilianus persecuted her more and more harshly until finally, enraged by the futility of his threats, he beheaded his own sister by his own hand, unknowingly procuring for her a crown of eternal glory. “And thus in this example were fulfilled the words of Christ that He was bringing a sword among men which would divide those of one blood but not those of one faith (Matt. 10:34-35).” (Prologue)