Orthodox Calendar

۱۴ مارس ۲۰۲۷
یکشنبه پنیرخوری: اخراج آدم از بهشت

روزه — روزه گوشت

اعیاد

  • یکشنبه بخشش

یادبودها

  • شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

Romans 13.11-14.4 (رساله)

۱۱و شما با آگاهی از این که در چه زمانی به سر می‌برید، چنین کنید. زیرا هم‌اکنون ساعتِ آن رسیده است که از خواب بیدار شوید، چرا که اکنون در مقایسه با زمانی که ایمان آوردیم، نجات ما نزدیکتر شده است. ۱۲شبْ رو به پایان است و روز نزدیک شده است. پس بیایید اعمال تاریکی را به سویی نهیم و زرۀ نور را در بر کنیم. ۱۳بیایید آن‌گونه رفتار کنیم که شایستۀ کسانی است که در روشناییِ روز به سر می‌برند. پس اوقات خود را در بز‌مها و میگساری و هرزگی و عیاشی و جدال و حسد سپری نکنیم، ۱۴بلکه عیسی مسیحِ خداوند را در بر کنید و در پی ارضای امیال نَفْس خود مباشید. ۱کسی را که ایمانش ضعیف است، بپذیرید، بی‌آنکه دربارۀ مسائل مورد تردید، حکم صادر کنید. ۲ایمانِ یکی به او اجازه می‌دهد هر غذایی را بخورد، امّا دیگری که ایمانش ضعیف است، فقط سبزیجات می‌خورد. ۳آن که همه چیز می‌خورد، نباید به آن که نمی‌خورد به دیدۀ تحقیر بنگرد؛ و آن که همه چیز نمی‌خورد، نباید آن کس را که هر غذایی را می‌خورد، محکوم کند. زیرا خدا او را پذیرفته است. ۴تو کیستی که بر خدمتکار شخصی دیگر حکم می‌کنی؟ استوار ماندن یا فرو افتادن او به آقایش مربوط است. و او استوار هم خواهد ماند زیرا خداوند قادر است او را استوار گرداند.

متی ۶.۱۴-۲۱ (انجیل)

۱۴زیرا اگر خطاهای مردم را ببخشید، پدر آسمانیِ شما نیز شما را خواهد بخشید. ۱۵امّا اگر خطاهای مردم را نبخشید، پدر شما نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید. ۱۶«هنگامی که روزه می‌گیرید، مانند ریاکاران تُرشرو مباشید، زیرا آنان حالت چهرۀ خود را دگرگون می‌کنند تا نزد مردم، روزه‌دار بنمایند. آمین، به شما می‌گویم، که پاداش خود را به تمامی یافته‌اند. ۱۷امّا تو چون روزه می‌گیری، به سر خود روغن بزن و صورت خود را بشوی ۱۸تا روزۀ تو بر مردم عیان نباشد، بلکه بر پدر تو که در نهان است، و پدرِ نهان‌بینِ تو، به تو پاداش خواهد داد. ۱۹«بر زمین گنج میندوزید، جایی که بید و زنگ، زیان می‌رساند و دزدان نَقْب می‌زنند و سرقت می‌کنند. ۲۰بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید، آنجا که بید و زنگ زیان نمی‌رساند و دزدان نَقْب نمی‌زنند و سرقت نمی‌کنند. ۲۱زیرا هر جا گنج توست، دل تو نیز آنجا خواهد بود.

یادبودها

شهید اِودوکسیا هلیوپولیس

Eudocia was from Heliopolis of Phoenicia (now Baalbek in Lebanon). A surpassingly beautiful pagan, she led a licentious life and became wealthy from the gifts of her many lovers. One day an elderly monk, Germanus, came to Heliopolis and stayed with a Christian whose house adjoined Eudocia’s. At night, he began to read aloud from the Psalter and a book on the Last Judgment. From next-door, Eudocia heard him. Her heart was reached, and she stood attentively all night, listening to every word in fear and contrition. The next day she begged Germanus to visit her, and he explained the saving Christian faith to her. Finally, Eudocia asked the local bishop to baptise her. She freed her servants, gave all her wealth to the poor, and entered a monastery.

“Her former lovers, enraged at her conversion, her refusal to return to her old ways, and the withering away of her beauty through the severe mortifications she practiced, betrayed her as a Christian to Vincent the Governor, and she was beheaded”(Great Horologion). According to some,this was under Trajan (98-117); according to others, under Hadrian (117-138).

The Prologue gives a somewhat different account: that after entering the monastery, Eudocia was permitted to pursue the monastic life in peace — with such devotion that, thirteen months after she entered the monastery, she was chosen as abbess. She lived for fifty-six years in the monastery, and was granted the gift of raising the dead. In her old age, a persecution of Christians arose, and Eudocia was beheaded along with many others. “Here is a wonderful example of how a vessel of uncleanness can be purified, sanctified and filled with a precious, heavenly fragrance by the grace of the Holy Spirit” (Prologue).