Orthodox Calendar

۴ فوریه ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته سی‌وششم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • رسول تیموتائوس از هفتاد
  • شهید مقدس آناستاسیوس ایرانی (۶۲۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

یعقوب ۱.۱۹-۲۷ (رساله)

۱۹برادران عزیز من، توجه کنید: هر کس باید در شنیدنْ تند باشد، در گفتنْ کُند و در خشمْ آهسته! ۲۰زیرا خشمِ آدمی پارسایی مطلوب خدا را به بار نمی‌آورد. ۲۱پس هر گونه پلیدی و هر فزونی بدخواهی را از خود دور کنید و با حلم، کلامی را که در شما نشانده شده و می‌تواند جانهای شما را نجات بخشد، بپذیرید. ۲۲به‌جای‌آورندۀ کلام باشید، نه فقط شنوندۀ آن؛ خود را فریب مدهید! ۲۳زیرا هر کس که کلام را می‌شنود امّا به آن عمل نمی‌کند، به کسی مانَد که در آینه به چهرۀ خود می‌نگرد ۲۴و خود را در آن می‌بیند، امّا تا از برابر آن دور می‌شود، از یاد می‌برد که چگونه سیمایی داشته است. ۲۵امّا آن که به شریعتِ کامل که شریعت آزادی است چشم دوخته، آن را از نظر دور نمی‌دارد، و شنوندۀ فراموشکار نیست بلکه به‌جای‌آورنده است، او در عمل خویش خجسته خواهد بود. ۲۶آن که خود را دیندار بداند، امّا مهارِ زبان خود را نداشته باشد، خویشتن را می‌فریبد و دیانتش باطل است. ۲۷دینداریِ پاک و بی‌لکه در نظر پدرِ ما خدا، آن است که یتیمان و بیوه‌زنان را به وقت مصیبت دستگیری کنیم و خود را از آلایِش این دنیا دور بداریم.

مرقس ۱۰.۱۷-۲۷ (انجیل)

۱۷چون عیسی به‌راه افتاد، مردی دوان دوان آمده، در برابرش زانو زد و پرسید: «استادِ نیکو، چه کنم تا وارث حیات جاویدان شوم؟» ۱۸عیسی پاسخ داد: «چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچ‌کس نیکو نیست جز خدا فقط. ۱۹احکام را می‌دانی: ”قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، فریبکاری مکن، پدر و مادر خود را گرامی دار.“ » ۲۰آن مرد در پاسخ گفت: «استاد، همۀ اینها را از کودکی به جا آورده‌ام.» ۲۱عیسی به او نگریسته، محبتش کرد و گفت: «تو را یک چیز کم است؛ برو آنچه داری بفروش و بهایش را به تنگدستان بده که در آسمان گنج خواهی داشت. آنگاه بیا و از من پیروی کن.» ۲۲مرد از این سخن نومید شد و اندوهگین از آنجا رفت، زیرا ثروت بسیار داشت. ۲۳عیسی به اطراف نگریسته، به شاگردان خود گفت: «چه دشوار است راهیابی ثروتمندان به پادشاهی خدا!» ۲۴شاگردان از سخنان او در شگفت شدند. امّا عیسی بار دیگر به آنها گفت: «ای فرزندان، راه‌یافتن به پادشاهی خدا چه دشوار است! ۲۵گذشتنِ شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از راهیابی شخص ثروتمند به پادشاهی خدا.» ۲۶شاگردان که بسیار شگفت‌زده بودند، به یکدیگر می‌گفتند: «پس چه کسی می‌تواند نجات یابد؟» ۲۷عیسی بدیشان چشم دوخت و گفت: «برای انسان ناممکن است، امّا برای خدا چنین نیست؛ زیرا همه چیز برای خدا ممکن است.»

یادبودها

رسول تیموتائوس از هفتاد

This is the Apostle to whom two of St Paul’s Epistles are addressed. He was from Lystra in Lycaonia, born to a pagan Greek father and a Jewish mother. His mother, whose name was Eunice, and his grandmother, Lois, brought him up in piety and love of the Scriptures. The Apostle Paul converted the two women during his first missionary visit to Lystra; returning seven years later, he found Timothy full of zeal for Christ, and baptized him. Timothy became his closest disciple: in his epistles, St Paul calls calls him “my dearly beloved son.” So that Timothy would be able to preach the Gospel in the synagogues, St Paul personally circumcised him.

The Apostle Paul consecrated Timothy as the first bishop of Ephesus. As such, he became a disciple and exarch of St John the Evangelist, who supervised all the churches in Asia. In AD 97, he attempted to oppose the celebration of a festival to Artemis; the pagans, enraged, mobbed him and beat him to death. He was buried near the tomb of St John. In 356 his precious relics were translated (along with those of Sts Andrew and Luke) to Constantinople and enshrined in the Church of the Holy Apostles. In 1204 they were stolen by the Latin Crusaders when they pillaged the city.

شهید مقدس آناستاسیوس ایرانی (۶۲۸)

او ایرانی بود، پسرِ یکی از مغان، و سربازی در سپاه ایران در روزگار خسرو دوم، که در آن زمان به سرزمین‌های امپراتوری مسیحی می‌تاخت. نام ایرانی‌اش مگوندات بود. خسرو در سال ۶۱۴ اورشلیم را گرفت و صلیب گرانبها را چون غنیمت با خود برد. مگوندات این را شنید و از همهٔ معجزه‌هایی که صلیب پدید آورده بود آگاه شد؛ و در شگفت ماند که چرا مسیحیان بازماندهٔ ابزارِ شکنجه‌ای را چنین گرامی می‌دارند. پیران مسیحی را جُست تا به پرسش‌هایش پاسخ دهند، و از تجسم، زندگی، مصلوب شدن و رستاخیز مسیح آگاه شد، و با شادی ایمان مسیحی را چون حقیقت پذیرفت. قدیس مودستوس، پاتریارک اورشلیم، او را تعمید داد و نام آناستاسیوس بر او نهاد. در همان هنگام عهد رهبانی نیز بست. چندی در صومعه‌ای در اورشلیم زیست، اما سپس بیرون رفت، در قیصریه گروهی از مغان ایرانی را یافت و ایشان را از آن رو که به گمراهی گرویده بودند سرزنش کرد. چون در قلمرو ایران بود (و این را نیک می‌دانست)، او را نزد فرماندار ایرانی بردند، بازجویی کردند، به زندان افکندند، و سرانجام همراه اسیرانی دیگر به ایران بردند. در آنجا، با وجود شکنجه‌های سخت بسیار، از بازگشت به گمراهیِ پیشین سر باز زد؛ او را از یک دست آویختند، خفه کردند و سپس سر از تنش جدا کردند.