Orthodox Calendar

۳ اکتبر ۲۰۲۷
یکشنبه پانزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • یکشنبه بعد از برافراشتن صلیب

یادبودها

  • شهید بزرگ اِوستاتیوس و شهید تئوپیستس
  • شهیدان مقدس هیپاتیوس و آندریاس, معترفان مقدس شمایل‌ها (سده ۸)
  • قدیسان آناستاسیوس, تئودور, اِوپرپیوس و آناستاسیوس اصغر, معترفان و شاگردان قدیس ماکسیموس معترف (سده ۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۲۴.۱-۱۲ (انجیل چهارم صبحگاهی)

۱در سپیده‌دمِ روز اوّل هفته، زنان حَنوطی را که فراهم کرده بودند، با خود برداشتند و به مقبره رفتند. ۲امّا دیدند سنگِ جلوِ مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۳چون به مقبره داخل شدند، بدن عیسای خداوند را نیافتند. ۴از این امر در حیرت بودند که ناگاه دو مرد با جامه‌هایی درخشان در کنار ایشان ایستادند. ۵زنان از ترسْ سرهای خود را به زیر افکندند؛ امّا آن دو مرد به ایشان گفتند: «چرا زنده را در میان مردگان می‌جویید؟ ۶او اینجا نیست، بلکه برخاسته است! به یاد آورید هنگامی که در جلیل بود، به شما چه گفت. ۷گفت که پسر انسان باید به دست گناهکاران تسلیم شده، بر صلیب کشیده شود و در روز سوّم برخیزد.» ۸آنگاه زنان سخنان او را به یاد آوردند. ۹چون از مقبره بازگشتند، این همه را به آن یازده رسول و نیز به دیگران بازگفتند. ۱۰زنانی که این خبر را به رسولان دادند، مریمِ مَجدَلیّه، یوآنّا، مریم مادر یعقوب و زنانِ همراه ایشان بودند. ۱۱امّا رسولان گفتۀ زنان را هذیان پنداشتند و سخنانشان را باور نکردند. ۱۲با این همه، پطرس برخاست و به سوی مقبره دوید و خم شده نگریست، امّا جز کفن چیزی ندید. پس حیران از آنچه روی داده بود، به خانه بازگشت.

غلاطیان ۲.۱۶-۲۰ (رساله, یکشنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۱۶می‌دانیم که انسان نه با اعمال شریعت، بلکه با ایمان به عیسی مسیح پارسا شمرده می‌شود. پس ما خود نیز به مسیحْ عیسی ایمان آوردیم تا با ایمان به مسیح پارسا شمرده شویم و نه با اعمال شریعت، زیرا هیچ بشری از راه انجام اعمال شریعت پارسا شمرده نمی‌شود. ۱۷امّا اگر در حالی که در پی پارسا شمرده شدن به واسطۀ مسیح هستیم، معلوم شود که گناهکاریم، آیا این بدان معنی است که مسیح خادم گناه است؟ به هیچ روی! ۱۸زیرا اگر آنچه را که خود ویران کردم از نو بنا کنم، در آن صورت نشان می‌دهم که به شریعت نافرمانم. ۱۹زیرا من به واسطۀ خودِ شریعت، نسبت به شریعت مُردم تا برای خدا زیست کنم. ۲۰با مسیح بر صلیب شده‌ام، و دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند؛ و این زندگی که اکنون در جسم می‌کنم، با ایمان به پسر خداست که مرا محبت کرد و جان خود را به‌خاطر من داد.

دوم قرنتیان ۴.۶-۱۵ (رساله)

۶زیرا همان خدا که گفت: «نور از میان تاریکی بتابد،» نور خود را در دلهای ما تابانید تا شناخت جلال خدا در چهرۀ مسیح، ما را منوّر سازد. ۷امّا این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارق‌العاده از خداست نه از ما. ۸ما از هر سو در فشاریم، امّا خُرد نشده‌ایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛ ۹آزار می‌بینیم، امّا وانهاده نشده‌ایم؛ بر زمین افکنده شده‌ایم، امّا از پا درنیامده‌ایم. ۱۰همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود. ۱۱زیرا ما که زنده‌ایم، همواره به‌خاطر عیسی به مرگ سپرده می‌شویم تا حیات او در بدن فانی ما آشکار گردد. ۱۲پس مرگ در ما عمل می‌کند، امّا حیات در شما. ۱۳در کتب مقدّس آمده که «ایمان آوردم، پس سخن گفتم.» با همین روحِ ایمان، ما نیز ایمان داریم و سخن می‌گوییم. ۱۴زیرا می‌دانیم او که عیسای خداوند را از مردگان برخیزانید، ما را نیز با عیسی برخیزانیده، با شما به حضور او خواهد آورد. ۱۵اینها همه به‌خاطر شماست، تا فیضی که شامل حال عدۀ بیشتر و بیشتری می‌شود، سبب شکرگزاری هر چه بیشتر برای جلال خدا گردد.

مرقس ۸.۳۴-۹.۱ (انجیل, یکشنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۳۴آنگاه جماعت را با شاگردان خود فرا خواند و به آنان گفت: «اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند، باید خود را انکار کرده، صلیب خویش برگیرد و از پی من بیاید. ۳۵زیرا هر که بخواهد جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد؛ امّا هر که به‌خاطر من و به‌خاطر انجیل جان خود را از دست بدهد، آن را نجات خواهد داد. ۳۶انسان را چه سود که تمامی دنیا را ببَرد امّا جان خود را ببازد؟ ۳۷انسان برای بازیافتن جان خود چه می‌تواند بدهد؟ ۳۸زیرا هر که در میان این نسلِ زناکار و گناهکار از من و سخنانم عار داشته باشد، پسر انسان نیز آنگاه که در جلال پدر خود همراه با فرشتگان مقدّس آید، از او عار خواهد داشت.» ۱نیز ایشان را فرمود: «آمین، به شما می‌گویم، برخی اینجا ایستاده‌اند که تا آمدن نیرومندانۀ پادشاهی خدا را نبینند، طعم مرگ را نخواهند چشید.»

متی ۲۲.۳۵-۴۶ (انجیل)

۳۵یکی از آنها که فقیه بود، با این قصد که عیسی را به دام اندازد، از او پرسید: ۳۶«ای استاد، بزرگترین حکم در شریعت کدام است؟» ۳۷عیسی پاسخ داد: «”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما.“ ۳۸این نخستین و بزرگترین حکم است. ۳۹دوّمین حکم نیز همچون حکم نخستین است: ”همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت نما.“ ۴۰تمامی شریعت موسی و نوشته‌های پیامبران بر این دو حکم استوار است.» ۴۱هنگامی که فَریسیان گِرد هم جمع بودند، عیسی از آنها پرسید: ۴۲«نظر شما دربارۀ مسیح چیست؟ او پسر کیست؟» پاسخ دادند: «پسر داوود.» ۴۳عیسی گفت: «پس چگونه داوود به روح، او را خداوند می‌خواند؟ زیرا می‌گوید: ۴۴«”خداوند به خداوند من گفت: به دست راست من بنشین تا آن هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم.“ ۴۵اگر داوود او را خداوند می‌خوانَد، چگونه او می‌تواند پسر داوود باشد؟» ۴۶بدین‌سان، هیچ‌کس را یارای پاسخگویی او نبود و از آن پس دیگر کسی جرأت نکرد پرسشی از او بکند.

یادبودها

شهید بزرگ اِوستاتیوس و شهید تئوپیستس

Before baptism he was a renowned military commander under Trajan. While hunting in the woods, he met a great stag with a shining Cross between his antlers. Through the stag, the Lord spoke to Placidas (his pagan name) and told him to find a priest and be baptized into Christ. Returning home, he found that his wife Tatiana had also had a vision in which she was told to become a Christian. They were baptized, Placidas receiving the name Eustathius, and Tatiana the name Theopiste; their two sons were baptized with them. Eustathius and his family were almost immediately subjected to a series of grievous trials, in which all were separated from one another. After years of hardship they were re-united, and returned to Rome with honor when the Emperor sought out Eustathius to command his army once again. But when the Emperor Hadrian (who had succeeded Trajan) commanded them to worship the idols, all of them refused. They were put together into a large bronze ox which was heated white-hot in a fire. When their bodies were removed, they were found to be dead but intact. The Prologue concludes, ‘Thus this glorious general gave to Caesar that which is Caesar’s, and to God that which is God’s, and entered into the eternal Kingdom of Christ our God.’

شهیدان مقدس هیپاتیوس و آندریاس, معترفان مقدس شمایل‌ها (سده ۸)

They were friends from childhood, fellow-strugglers for holiness. Their godly way of life attracted the attention of the Bishop of Ephesus, who made Hypatius a bishop and Andrew a deacon and itinerant preacher. During the reign of Leo the Isaurian (714-41) they were both imprisoned for confessing the Orthodox faith and defending the veneration of the holy icons. They were subjected to various tortures, including having icons set afire on their heads in mockery of their faithfulness. They were executed near Constantinople and their bodies thrown to the dogs.

قدیسان آناستاسیوس, تئودور, اِوپرپیوس و آناستاسیوس اصغر, معترفان و شاگردان قدیس ماکسیموس معترف (سده ۷)

These saints were disciples of St Maximos the Confessor (January 21) and suffered with him for their condemnation of the Monothelite doctrine promoted by the Emperor Constans II. Anastasius the elder (who had been the Papal representative to Constantinople) and Anastasius the younger were present at the Lateran Council called by St Martin, Pope of Rome (April 13), which condemned the Monothelite heresy. For this the Pope himself, and the two confessors named Anastasius, were seized by the Emperor. Along with St Maximos, the two endured many tortures; when St Maximos had his right hand cut off and his tongue cut out, Anastasius the elder suffered the same punishment. They, along with their fellow-disciples Euprepius and Theodore and St Maximos himself, were sent into exile to Lazica in the Caucasus, where all of them died. Euprepius died after one year; Saint Maximos after three years; Anastasius the younger a few days before St Maximos; Anastasius the elder after seven years of exile; and Theodore after twenty years. All remained steadfast until the end, and all are proclaimed as Confessors of the Faith.