Orthodox Calendar

۳۱ اوت ۲۰۲۶
دوشنبه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا
  • پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم قرنتیان ۱۲.۱۰-۱۹ (رساله)

۱۰از همین رو، در ضعفها، دشنامها، سختیها، آزارها و مشکلات، به‌خاطر مسیح شادمانم، زیرا وقتی ناتوانم، آنگاه توانایم. ۱۱همچون بی‌فهمان رفتار کرده‌ام! شما ناگزیرم کردید. می‌بایست مورد ستایشتان باشم، چرا که هرچند هیچم، امّا از آن ’بزرگْ‌رسولان‘ چیزی کم ندارم. ۱۲نشانه‌های رسالت، در نهایتِ بردباری در میان شما به ظهور رسید، با آیات و عجایب و معجزات. ۱۳در قیاس با سایر کلیساها، چه اجحافی در حق شما شد، جز اینکه هرگز باری بر دوشتان نبوده‌ام؟ برای این بدی که در حق شما کردم، مرا ببخشید! ۱۴اکنون آماده‌ام برای بار سوّم به دیدارتان بیایم، و باری بر دوشتان نخواهم بود. زیرا نه اموال شما، بلکه خود شما را می‌خواهم. چرا که فرزندان نیستند که باید برای والدین خود بیندوزند، بلکه والدین برای فرزندان خود می‌اندوزند. ۱۵پس من با شادی بسیار هر چه دارم در راه جانهای شما خرج خواهم کرد و حتی جان خود را نیز دریغ نخواهم داشت. اگر من شما را بیشتر دوست می‌دارم، آیا شما باید مرا کمتر دوست بدارید؟ ۱۶امّا حتی اگر بپذیرید که خود بر دوش شما باری نبوده‌ام، لابد می‌گویید چون شخصی مکّار هستم، باید به نحوی از شما بهره‌برداری کرده باشم. ۱۷آیا به واسطۀ آنان که نزدتان فرستادم از شما سوءاستفاده کردم؟ ۱۸من تیتوس را بر آن داشتم که نزد شما بیاید و برادرمان را نیز همراهش فرستادم. آیا تیتوس از شما سوءاستفاده کرد؟ آیا ما نیز به همین شیوه رفتار نکردیم و همین رَویّه را در پیش نگرفتیم؟ ۱۹آیا تا اینجا بر این تصور بوده‌اید که می‌کوشیم در برابر شما از خود دفاع کنیم؟ ما در حضور خدا و همچون کسانی سخن می‌گوییم که در مسیح‌اند، و هرآنچه می‌کنیم، ای عزیزان، برای بنای شماست.

مرقس ۴.۱۰-۲۳ (انجیل)

۱۰هنگامی که عیسی تنها بود، آن دوازده تن و کسانی که گِردش بودند، دربارۀ مَثَلها از او پرسیدند. ۱۱به ایشان گفت: «راز پادشاهی خدا به شما عطا شده است، امّا برای مردمِ بیرون، همه چیز به‌صورت مَثَل است؛ ۱۲تا: «”بنگرند، امّا درک نکنند، بشنوند، امّا نفهمند، مبادا بازگشت کنند و آمرزیده شوند!“ » ۱۳آنگاه بدیشان گفت: «آیا این مَثَل را درک نمی‌کنید؟ پس چگونه مَثَلهای دیگر را درک خواهید کرد؟ ۱۴برزگر کلام را می‌کارد. ۱۵بعضی مردم همچون بذرهای کنار راهند، آنجا که کلام کاشته می‌شود؛ به محض اینکه کلام را می‌شنوند، شیطان می‌آید و کلامی را که در آنها کاشته شده، می‌رباید. ۱۶دیگران، همچون بذرهای کاشته شده بر سنگلاخند؛ آنان کلام را می‌شنوند و بی‌درنگ آن را با شادی می‌پذیرند، ۱۷امّا چون در خود ریشه ندارند، تنها اندک زمانی دوام می‌آورند. آنگاه که به سبب کلام، سختی یا آزاری بروز کند، در دم می‌افتند. ۱۸عده‌ای دیگر، همچون بذرهای کاشته شده در میان خارهایند؛ کلام را می‌شنوند، ۱۹امّا نگرانیهای این دنیا و فریبندگی ثروت و هوسِ چیزهای دیگر در آنها رسوخ می‌کند و کلام را خفه کرده، بی‌ثمر می‌سازد. ۲۰دیگران، همچون بذرهای کاشته شده در زمین نیکویند؛ کلام را شنیده، آن را می‌پذیرند و سی، شصت و حتی صد برابر بار می‌آورند.» ۲۱عیسی به آنها گفت: «آیا چراغ را می‌آورید تا آن را زیر کاسه یا تخت بگذارید؟ آیا آن را بر چراغدان نمی‌نهید؟ ۲۲زیرا چیزی پنهان نیست مگر برای آشکار شدن، و چیزی مخفی نیست مگر برای به ظهور آمدن. ۲۳هر که گوش شنوا دارد، بشنود.»

یادبودها

شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا

“Brothers in both the flesh and the spirit, they were both zealous Christians, and stonemasons by craft. They lived in Illyria. Some pagan prince set them to build a pagan temple. It happened during the course of their work that a fragment of stone splintered off and flew into the eye of the pagan priest’s son, who was watching the building work with curiosity. Seeing his son blinded and bleeding, the priest shouted at Florus and Laurus and tried to thrash them. Then the holy brothers told him that, if he would believe in the God in whom they believed, his son would be restored to health. The priest promised. Florus and Laurus prayed to the one, living Lord with tears and made the sign of the Cross over the child’s stricken eye. The child was healed instantly and his eye became whole as it had been before. Then the priest, Merentius, and his son were baptised, and they both very soon suffered for Christ in the flames. But Florus and Laurus, when they had finished the temple, put a Cross on it, called together all the Christians, and consecrated it in the name of the Lord Jesus with an all-night vigil of hymns. Hearing of this, the governor of Illyria burned many of these Christians by fire and had Florus and Laurus thrown alive into a well, which was then filled with earth. Their relics were later discovered and taken to Constantinople. These two wonderful brothers suffered for Christ, and were glorified by Him, in the second century.” (Prologue)

پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

He was born near Sophia in Bulgaria during the reign of the Emperor Boris. When his parents died he withdrew from the world to a cave high in the mountains, where he gave himself to the ascetical struggle. There the Prologue says that he ‘endured many assaults both by demons and men, from robbers and from his kinsmen.’ In time he moved to the mountain of Rila, where he lived in a hollow tree, eating only the wild herbs and fruits there. On Rila he saw no human being for many years, but was eventually discovered by a shepherd, after which his fame spread quickly: many came to him for counsel and for the healing of diseases, and Peter, King of Bulgaria, visited him for advice. Many people seeking their salvation settled near him, and soon a church and monastery developed around him. St John reposed in 946 and appeared to his disciples after his death. His relics are venerated at the monastery of Rila, which has for centuries been a lighthouse of Orthodox spirituality in Bulgaria.