Orthodox Calendar

۳۰ اوت ۲۰۲۶
یکشنبه سیزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهید میرون، کشیش کیزیکوس (۲۵۰)
  • شهید مقدس پاتروکلوس (اواخر سده ۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

مرقس ۱۶.۱-۸ (انجیل دوم صبحگاهی)

۱چون روز شَبّات گذشت، مریم مَجدَلیّه و سالومه و مریم، مادر یعقوب، حنوط خریدند تا بروند و بدن عیسی را تدهین کنند. ۲پس در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگام طلوع آفتاب، به سوی مقبره روانه شدند. ۳آنها به یکدیگر می‌گفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی مقبره خواهد غلتانید؟» ۴امّا چون نگریستند، دیدند آن سنگ که بسیار بزرگ بود، از جلوی مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۵چون وارد مقبره شدند، جوانی را دیدند که بر سمت راست نشسته بود و ردایی سفید بر تن داشت. از دیدن او هراسان شدند. ۶جوان به ایشان گفت: «مترسید. شما در جستجوی عیسای ناصری هستید که بر صلیبش کشیدند. او برخاسته است؛ اینجا نیست. جایی که پیکر او را نهاده بودند، بنگرید. ۷حال، بروید و به شاگردان او و به پطرس بگویید که او پیش از شما به جلیل می‌رود؛ در آنجا او را خواهید دید، چنانکه پیشتر به شما گفته بود.» ۸پس زنان بیرون آمده، از مقبره گریختند، زیرا لرزه بر تنشان افتاده بود و حیران بودند. آنها به هیچ‌کس چیزی نگفتند، چرا که می‌ترسیدند.

اول قرنتیان ۱۶.۱۳-۲۴ (رساله)

۱۳هوشیار باشید؛ در ایمان استوار بمانید؛ مرد باشید و نیرومند شوید. ۱۴همۀ کارهای شما با محبت باشد. ۱۵می‌دانید که خانوادۀ اِستِفاناس نخستین کسانی بودند که در ایالت اَخائیه ایمان آوردند، و ایشان خود را وقف خدمت مقدسین کرده‌اند. ای برادران، از شما استدعا دارم ۱۶مطیع چنین کسان باشید و همچنین مطیع هر کس دیگر که در این خدمت همکاری می‌کند و زحمت می‌کشد. ۱۷از آمدن اِستِفاناس، فورتوناتوس و اَخائیکوس شادمانم، زیرا جای خالی شما را پر کرده‌اند. ۱۸آنان روح مرا و نیز روح شما را تازه ساختند. چنین کسان را پاس بدارید. ۱۹کلیساهای آسیا برایتان سلام می‌فرستند. آکیلا و پْریسکیلا و نیز کلیسایی که در منزلشان تشکیل می‌شود، به شما در خداوند به‌گرمی سلام می‌گویند. ۲۰همۀ برادرانی که در اینجا هستند برای شما سلام می‌فرستند. با بوسۀ مقدّس یکدیگر را سلام گویید. ۲۱من، پولس، به خط خود این سلام را به شما می‌نویسم. ۲۲کسی که خداوند را دوست ندارد، ملعون باد. خداوند ما، بیا! ۲۳فیض خداوندْ عیسی با شما باد. ۲۴محبت من در مسیحْ عیسی همراه همۀ شما. آمین.

متی ۲۱.۳۳-۴۲ (انجیل)

۳۳«به مَثَل دیگری گوش فرا دهید. صاحب مِلکی تاکستانی غَرْس کرد و گِرد آن دیوار کشید و چَرخُشتی در آن کَند و برجی بنا نهاد. سپس تاکستان را به چند باغبان اجاره داد و خود به سفر رفت. ۳۴چون موسم برداشت محصول فرا رسید، غلامان خود را نزد باغبانان فرستاد تا میوۀ او را تحویل بگیرند. ۳۵امّا باغبانان غلامان او را گرفته، یکی را زدند و دیگری را کشتند و سوّمی را سنگسار کردند. ۳۶دیگر بار، غلامانی بیشتر نزد آنها فرستاد، امّا باغبانان با آنها نیز همان‌گونه رفتار کردند. ۳۷سرانجام پسر خود را نزد باغبانان فرستاد و با خود گفت: ”پسرم را حرمت خواهند داشت.“ ۳۸امّا هنگامی که باغبانان پسر را دیدند، به یکدیگر گفتند: ”این وارث است. بیایید او را بکشیم و میراثش را تصاحب کنیم.“ ۳۹پس او را گرفتند و از تاکستان بیرون افکنده، کشتند. ۴۰با این اوصاف، وقتی صاحب تاکستان بیاید با این باغبانان چه خواهد کرد؟» ۴۱پاسخ دادند: «آن افراد بی‌رحم را با بی‌رحمی تمام نابود خواهد ساخت و تاکستان را به باغبانان دیگر اجاره خواهد داد تا میوۀ آن را در فصلش به او بدهند.» ۴۲آنگاه عیسی به آنان گفت: «آیا تا به حال در کتب مقدّس نخوانده‌اید که، «”سنگی که معماران رد کردند، مهمترین سنگ بنا شده است. خداوند چنین کرده و در نظر ما شگفت می‌نماید“ ؟

یادبودها

شهید میرون، کشیش کیزیکوس (۲۵۰)

He was a priest in Achaia. In the time of the Emperor Decius, when Antipater was governor of Achaia, the persecutors entered the church on the Feast of the Nativity, dragged Myron away from the service and put him to torture. He endured many horrible tortures, but would not worship the idols. Finally he was thrown to wild beasts. When Antipater saw the beasts greeting Myron affectionately, the persecutor seized a sword and slew himself. The Saint was then sent to Cyzicus, where he was beheaded by the proconsul.

شهید مقدس پاتروکلوس (اواخر سده ۳)

He was born to wealthy parents in Trychasia (now Troyes) in Gaul. Despite his high station he used his wealth to give daily alms to the poor and ate only once a day after sunset. Such was his holiness that he became a wonderworker, known widely for his healing power. When the Emperor Aurelian visited Gaul, he ordered Patroclus brought before him. The Saint freely confessed Christ and told the Emperor: ‘If, O King, you desire some of my goods, I will give them to you, for I can see your wretchedness.’ The astonished Emperor asked how he could call the ruler of the entire Empire wretched. Patroclus replied, ‘You have earthly, transitory riches, but you are wretched, for you do not possess yourself, since you have no faith in Christ in your heart.’ The saint was condemned to death and beheaded. Two beggars, to whom he had given alms, found his body and gave it honorable burial.