Orthodox Calendar

۴ مه ۲۰۲۶
دوشنبه هفته چهارم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید یانواریوس و همراهان (۳۰۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۰.۱-۱۶ (رساله)

۱در قیصریه مردی بود، کُرنِلیوس نام، از فرماندهان هنگ رومی موسوم به ’هنگ ایتالیایی‘. ۲او و اهل خانه‌اش همگی پرهیزگار و خداترس بودند. کُرنِلیوس سخاوتمندانه به مستمندان صدقه می‌داد و پیوسته به درگاه خدا دعا می‌کرد. ۳روزی حوالی ساعت نهم از روز آشکارا در رؤیا دید که فرشتۀ خدا نزدش آمد و گفت: «ای کُرنِلیوس!» ۴کُرنِلیوس با وحشت به او چشم دوخت و پاسخ داد: «بله، سرورم!» فرشته گفت: «دعاها و صدقه‌های تو چون هدیۀ یادگاری به پیشگاه خدا برآمده است. ۵اکنون کسانی به یافا بفرست تا شَمعونِ معروف به پطرس را بدین‌جا بیاورند. ۶او نزد دَبّاغی شَمعون نام که کنار دریا منزل دارد، میهمان است.» ۷چون فرشته‌ای که با او سخن می‌گفت او را ترک کرد، کُرنِلیوس دو تن از خادمان و یکی از سپاهیان خاص خود را که مردی دیندار بود، فرا خواند ۸و تمام ماجرا را بدیشان بازگفت و آنها را به یافا فرستاد. ۹روز بعد، نزدیک ظهر، چون در راه بودند و به شهر نزدیک می‌شدند، پطرس به بام خانه رفت تا دعا کند. ۱۰در آنجا گرسنه شد و خواست چیزی بخورد. چون خوراک را آماده می‌کردند، به حالت خَلسه فرو رفت. ۱۱در آن حال دید که آسمان گشوده شده و چیزی همچون سفره‌ای بزرگ که از چهارگوشه آویخته است، به سوی زمین فرود می‌آید ۱۲و از انواع چارپایان و خزندگان و پرندگان پر است. ۱۳آنگاه ندایی به او رسید که: «ای پطرس، برخیز، ذبح کن و بخور!» ۱۴پطرس گفت: «حاشا از من، خداوندا، زیرا هرگز به چیزی حرام یا نجس لب نزده‌ام.» ۱۵بار دوّم ندا آمد که «آنچه خدا پاک ساخته است، تو نجس مخوان!» ۱۶این امر سه بار تکرار شد و سپس سفره بی‌درنگ به آسمان بالا برده شد.

یوحنا ۶.۵۶-۶۹ (انجیل)

۵۶کسی که بدن مرا می‌خورَد و خون مرا می‌نوشد، در من ساکن می‌شود و من در او. ۵۷همان‌گونه که پدرِ زنده مرا فرستاد و من به پدرْ زنده‌ام، آن که مرا می‌خورد نیز به من زنده خواهد بود. ۵۸این است نانی که از آسمان نازل شد؛ نه مانند آنچه پدران شما خوردند، و با این حال مردند؛ بلکه هر کس از این نان بخورد، تا ابد زنده خواهد ماند.» ۵۹عیسی این سخنان را زمانی گفت که در کنیسه‌ای در کَفَرناحوم تعلیم می‌داد. ۶۰بسیاری از شاگردان او با شنیدن این سخنان گفتند: «این تعلیم سخت است، چه کسی می‌تواند آن را بپذیرد؟» ۶۱عیسی، آگاه از اینکه شاگردانش در این باره همهمه می‌کنند، بدیشان گفت: «آیا این سبب لغزش شما می‌شود؟ ۶۲پس اگر پسر انسان را ببینید که به جای نخست خود صعود می‌کند، چه خواهید کرد؟ ۶۳روح است که زنده می‌کند؛ جسم را فایده‌ای نیست. سخنانی که من به شما گفتم، روح و حیات است. ۶۴امّا برخی از شما هستند که ایمان نمی‌آورند.» زیرا عیسی از آغاز می‌دانست چه کسانی ایمان نمی‌آورند و کیست آن که او را تسلیم دشمن خواهد کرد. ۶۵سپس افزود: «از همین رو به شما گفتم که هیچ‌کس نمی‌تواند نزد من آید، مگر آنکه از جانب پدر به او عطا شده باشد.» ۶۶از این زمان، بسیاری از شاگردانش برگشته، دیگر او را همراهی نکردند. ۶۷پس عیسی به آن دوازده تن گفت: «آیا شما نیز می‌خواهید بروید؟» ۶۸شَمعون پطرس پاسخ داد: «سرور ما، نزد که برویم؟ سخنان حیات جاویدان نزد توست. ۶۹و ما ایمان آورده و دانسته‌ایم که تویی آن قدّوسِ خدا.»

یادبودها

کشیش‌شهید یانواریوس و همراهان (۳۰۵)

These martyrs gave glorious witness to Christ during the persecutions of Diocletian. St Januarius, Bishop of Benevento in Italy, was arrested and cast into a burning furnace, but he stood in the midst of the flames, singing praises to God, and emerged unharmed. After other cruel tortures, he was bound and cast in prison in Pozzuoli, along with his deacon Faustus and his reader Desiderius. With them in prison were two deacons from Pozzuoli, Proclus and Sossus, and two laymen, Eutychius and Acutius. All seven were cast to wild beasts; but when the animals came near the Saints, they fell affectionately at their feet and refused to harm them. Finally, all seven Christians were beheaded. Some Christians from Naples secretly took the body of Januarius and buried it in their church. Countless wonders have been worked at his grave, including the restoration of a dead man to life.