Orthodox Calendar

۱۵ مه ۲۰۲۶
جمعه هفته پنجم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • انتقال ذخایر بوریس و گلب

یادبودها

  • قدیس ماترونا (نابینا) مسکو (۱۹۵۲)
  • شهیدان مقدس هسپروس, او همسر زوئه, و آنها پسران کیریاک و تئودولوس (سده ۲)
  • مقدس تزار بوریس-میکائیل بلغارستان (۹۰۷)
  • انتقال ذخایر (۱۰ و ۱۱) مقدس متألمان بوریس و گلب, شاهزادگان روسیه (۱۰۱۵)
  • قدیس آتاناسیوس کبیر، پاتریارک اسکندریه

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۵.۵-۳۴ (رساله)

۵آنگاه برخی از فرقۀ فَریسیان که ایمان آورده بودند، برخاسته، گفتند: «این غیریهودیان را باید ختنه کرد و حکم داد که شریعت موسی را نگاه دارند.» ۶پس رسولان و مشایخ گرد آمدند تا به این مسئله رسیدگی کنند. ۷پس از مباحثۀ بسیار، سرانجام پطرس برخاست و بدیشان گفت: «ای برادران، شما آگاهید که در روزهای نخست، خدا مرا از میان شما برگزید تا غیریهودیان از زبان من پیام انجیل را بشنوند و ایمان آورند. ۸و خدایی که عارف‌القلوب است بر ایشان گواهی داد بدین که روح‌القدس را بدیشان عطا فرمود، چنانکه به ما نیز. ۹او در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان، دلهایشان را طاهر ساخت. ۱۰پس حال چرا خدا را می‌آزمایید و یوغی بر گردن شاگردان می‌نهید که نه ما قادر به حملش بودیم، نه پدران ما؟ ۱۱زیرا ما ایمان داریم که به فیض خداوندْ عیسی است که نجات یافته‌ایم، چنانکه ایشان نیز.» ۱۲سپس جماعتْ همه ساکت شدند و به برنابا و پولس گوش فرا دادند. آنان آیات و معجزاتی را که خدا به دست ایشان در میان غیریهودیان ظاهر کرده بود، بازمی‌گفتند. ۱۳چون سخنان ایشان به پایان رسید، یعقوب گفت: «ای برادران، به من گوش فرا دهید! ۱۴شَمعون بیان کرد که چگونه خدا برای نخستین‌بار غیریهودیان را مورد لطف خود قرار داده، از میان آنان قومی برای خود برگزیده است. ۱۵این با گفتار پیامبران مطابق است، چنانکه نوشته شده: ۱۶«”پس از این، باز خواهم گشت و خیمۀ داوود را که فرو افتاده از نو بر پا خواهم کرد؛ ویرانه‌هایش را دیگر بار بنا خواهم نمود، و آن را مرمّت خواهم کرد، ۱۷تا باقی افراد بشر جملگی خداوند را بطلبند، همۀ ملتهایی که نام مرا بر خود دارند. خداوندی که این را به جا می‌آورد چنین می‌گوید، ۱۸اموری را که از دیرباز معلوم بوده است.“ ۱۹«پس رأی من بر این است که آنان را که از غیریهودیان به سوی خدا بازمی‌گردند، زحمت نرسانیم. ۲۰امّا باید در نامه‌ای از ایشان بخواهیم که از خوراک آلوده به بت‌پرستی، بی‌عفتی، گوشت حیوانات خفه شده و خون بپرهیزند. ۲۱زیرا از دیرباز موسی در هر شهر کسانی را داشته است که بدو موعظه کنند، چنانکه هر شَبّات نوشته‌های او را در کنیسه‌ها تلاوت می‌کنند.» ۲۲پس رسولان و مشایخ به اتفاق تمامی کلیسا تصمیم گرفتند از میان خود مردانی برگزینند و آنان را همراه پولس و برنابا به اَنطاکیه بفرستند. پس یهودای معروف به بَرسابا و سیلاس را که در میان برادران مقام رهبری داشتند، برگزیدند. ۲۳آنگاه نامه‌ای به دست ایشان فرستادند، بدین عبارات که: «از ما رسولان و مشایخ، برادران شما، به برادرانِ غیریهودی در اَنطاکیه، سوریه و کیلیکیه، سلام! ۲۴شنیده‌ایم که کسانی از میان ما، بی‌آنکه دستوری از ما داشته باشند، آمده‌اند و شما را با سخنانشان مشوش ساخته، باعث پریشانی خاطرتان شده‌اند. ۲۵پس ما یکدل چنین مصلحت دیدیم که مردانی برگزینیم و آنها را همراه عزیزان خود، برنابا و پولس، نزد شما بفرستیم، ۲۶همراه کسانی که به‌خاطر نام خداوند ما عیسی مسیح، جان بر‌کف نهاده‌اند. ۲۷پس یهودا و سیلاس را فرستاده‌ایم تا شما را زبانی از این امور آگاه سازند. ۲۸روح‌القدس و ما مصلحت چنین دیدیم که باری بر دوش شما ننهیم، جز این ضروریات که ۲۹از خوراک تقدیمی به بتها و خون و گوشت حیوانات خفه شده و بی‌عفتی بپرهیزید. هر گاه از اینها دوری کنید، کاری پسندیده انجام داده‌اید. والسّلام.» ۳۰پس ایشان روانه شده، به اَنطاکیه رفتند و در آنجا کلیسا را گرد آورده، نامه را رساندند. ۳۱چون آنها نامه را خواندند، از پیام دلگرم‌کنندۀ آن شادمان شدند. ۳۲یهودا و سیلاس نیز که نبی بودند، با سخنان بسیار، برادران را تشویق و تقویت کردند. ۳۳پس چندی در آنجا ماندند، و سپس برادرانْ ایشان را به سلامت روانه کردند تا نزد فرستندگان خود بازگردند. ۳۴امّا پولس و برنابا در اَنطاکیه ماندند

یوحنا ۱۰.۱۷-۲۸ (انجیل)

۱۷پدر، مرا از این رو دوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن را بازستانم. ۱۸هیچ‌کس آن را از من نمی‌گیرد، بلکه من به میل خود آن را می‌دهم. اختیار دارم آن را بدهم و اختیار دارم آن را بازستانم. این حکم را از پدر خود یافته‌ام.» ۱۹به سبب این سخنان، دیگر بار میان یهودیان اختلاف افتاد. ۲۰بسیاری از ایشان گفتند: «او دیوزده و دیوانه است؛ چرا به او گوش می‌دهید؟» ۲۱امّا دیگران گفتند: «اینها سخنان یک دیوزده نیست. آیا دیو می‌تواند چشمان کوران را بگشاید؟» ۲۲زمان برگزاری عید وقف در اورشلیم فرا رسیده بود. زمستان بود ۲۳و عیسی در محوطۀ معبد، در ایوان سلیمان راه می‌رفت. ۲۴یهودیان بر او گرد آمدند و گفتند: «تا به کِی می‌خواهی ما را در تردید نگاه داری؟ اگر مسیح هستی، آشکارا به ما بگو.» ۲۵عیسی پاسخ داد: «به شما گفتم، امّا باور نمی‌کنید. کارهایی که من به نام پدر خود می‌کنم، بر من شهادت می‌دهند. ۲۶امّا شما ایمان نمی‌آورید، زیرا از گوسفندان من نیستید. ۲۷گوسفندان من به صدای من گوش فرا می‌دهند؛ من آنها را می‌شناسم و آنها از پی من می‌آیند. ۲۸من به آنها حیات جاویدان می‌بخشم، و به‌یقین هرگز هلاک نخواهند شد. کسی آنها را از دست من نخواهد ربود.

یادبودها

قدیس ماترونا (نابینا) مسکو (۱۹۵۲)

She was born in 1881 to a poor family in the village of Sebino-Epifaniskaya (now Kimovski). Though she was born blind — her eyes were without pupils — she showed a gift of spiritual insight from an early age, and by her prayers healed many who came to her.

At about the age of fourteen she made a pilgrimage to several Russian holy sites. When she came to Kronstadt to receive the blessing of St John (20 Dec.), the holy priest, who had never met her, cried out “Matrona, come here!” and proclaimed “She will be my heir, the eighth pillar of Russia.”

At the age of seventeen she was stricken with paralysis and was never able to walk again. For the rest of her life she lived in a room filled with icons, where she would sit cross-legged on her bed and receive visitors. She never bemoaned her blindness or paralysis; once she said “A day came when God opened my eyes, and I saw the light of the sun, the stars and all that exists in the world: the rivers, the forests, the sea and the whole creation.”

In 1925 she settled in Moscow. After the death of her mother in 1945, she moved frequently, living secretly in the homes of the faithful. Despite this, throngs of believers found their way to her for counsel and healing. The Communist authorities, knowing her holy influence, sought many times to arrest her; but she always knew in advance when they were coming, and would be moved to a different secret location. She fasted much, slept rarely, and it is said that her forehead was dented by the countless signs of the Cross that she made.

Of the persecution of the Church by the Communists, she simply said that this was due to the sins and lack of faith of the Christians, and added, “Difficult times are our lot, but we Christians must choose the Cross. Christ has placed us on His sleigh, and He will take us where He will.”

Having foreseen the day of her death, she said, “Come close, all of you, and tell me of your troubles as though I were alive! I’ll see you; I’ll hear you, and I’ll come to your aid.” She reposed in peace on April 19, 1952 (May 2 on the new calendar). Many miracles occurred at her tomb. In 1998 her relics were moved to the women’s Monastery of the Protecting Veil of the Mother of God, where thousands of Orthodox Christians come to venerate her and, as she asked, to bring her their problems and concerns as though she were alive on earth.

She was glorified by the Church of Russia in 1999, for local veneration in the Diocese of Moscow.

شهیدان مقدس هسپروس, او همسر زوئه, و آنها پسران کیریاک و تئودولوس (سده ۲)

Early in the second century a pagan named Catallus bought Hesperus, his wife Zoë, and their sons Cyriac and Theodulus as slaves. All of them were Christians, and would not eat anything that had been sacrificed to idols — they would throw all such food to the dogs and go hungry themselves. When Catallus learned of this, he was enraged and began to torture them cruelly, beginning with the children. When none of them could be moved from his confession of Christ, the entire family was cast into a hot furnace, where they gave up their souls to God. Their bodies remained unburnt.

مقدس تزار بوریس-میکائیل بلغارستان (۹۰۷)

A son of the Bulgarian Khan Presian, he was instructed in the faith by St Photios, Patriarch of Constantinople. He labored throughout his reign to establish and spread the Christian faith in Bulgaria. When the disciples of Ss Cyril and Methodius were driven from Moravia and came to Bulgaria, he greatly assisted them in their missionary work there. He retired to a monastery, leaving rule of his country in the hands of his son Vladimir. But when he learned that Vladimir was persecuting Christians and trying to re-establish paganism, he left the monastery, took up the sword, overthrew his son, put his younger son Symeon on the throne and, when he was confident that the country was again in Christian hands, returned to the monastery, where he ended his life in peace and piety.

انتقال ذخایر (۱۰ و ۱۱) مقدس متألمان بوریس و گلب, شاهزادگان روسیه (۱۰۱۵)

For their lives, see July 24.

قدیس آتاناسیوس کبیر، پاتریارک اسکندریه

His main commemoration is January 18.