Orthodox Calendar

۱۹ آوریل ۲۰۲۶
آنتی‌پاسخا: یکشنبه دوم پاسخا

بدون روزه

اعیاد

  • یکشنبه قدیس توما

یادبودها

  • قدیس اِوتیخیوس, پاتریارک قسطنطنیه (۵۸۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

اعمال رسولان ۵.۱۲-۲۰ (رساله)

۱۲آیات و معجزات بسیار به دست رسولان در میان قوم به ظهور می‌رسید و ایمانداران همگی یکدل در ایوان سلیمان گرد می‌آمدند. ۱۳امّا از دیگران کسی جرأت نمی‌کرد به آنها نزدیک شود، هر‌چند مردمان همگی ایشان را بسیار محترم می‌داشتند. ۱۴شمار بس فزونتری از مردان و زنان ایمان آورده، به خداوند می‌پیوستند، ۱۵تا جایی که حتی بیماران را به میدانهای شهر می‌آوردند و آنان را بر بسترها و تختها می‌خواباندند تا چون پطرس از آنجا می‌گذرد، دست‌کم سایه‌اش بر برخی از آنان افتد. ۱۶نیز مردم دسته‌دسته از شهرهای اطراف اورشلیم می‌آمدند و بیماران و رنجدیدگانِ ارواح پلید را می‌آوردند، و همه شفا می‌یافتند. ۱۷امّا کاهن اعظم و همۀ همکارانش که از فرقۀ صَدّوقی بودند، از فرط حسد دست به کار شدند ۱۸و رسولان را گرفته، به زندان عمومی افکندند. ۱۹ولی شب‌هنگام، فرشتۀ خداوند درهای زندان را گشود و ایشان را بیرون آورد ۲۰و گفت: «بروید و در معبد بایستید و پیام کامل این حیات را به مردم بگویید.»

یوحنا ۲۰.۱۹-۳۱ (انجیل)

۱۹شامگاه همان روز، که نخستین روز هفته بود، آنگاه که شاگردان گرد هم بودند و درها از ترس یهودیان قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۰چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان داد. شاگردان با دیدن خداوند شادمان شدند. ۲۱عیسی باز به آنان گفت: «سلام بر شما! همان‌گونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» ۲۲چون این را گفت، دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید. ۲۳اگر گناهان کسی را ببخشایید، بر آنها بخشیده خواهد شد؛ و اگر گناهان کسی را نابخشوده بگذارید، نابخشوده خواهد ماند.» ۲۴هنگامی که عیسی آمد، توما، یکی از آن دوازده تن، که دوقلو نیز خوانده می‌شد، با ایشان نبود. ۲۵پس دیگر شاگردان به او گفتند: «خداوند را دیده‌ایم!» امّا او به ایشان گفت: «تا خودْ نشانِ میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم و دست خویش را در سوراخ پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» ۲۶پس از هشت روز، شاگردان عیسی باز در خانه بودند و توما با آنها بود. در آن حال که درها قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۷آنگاه به توما گفت: «انگشت خود را اینجا بگذار و دستهایم را ببین، و دست خود را پیش آور و در سوراخ پهلویم بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان داشته باش.» ۲۸توما به او گفت: «خداوند من و خدای من!» ۲۹عیسی گفت: «آیا چون مرا دیدی ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنان که نادیده، ایمان آورند.» ۳۰عیسی آیات بسیارِ دیگر در حضور شاگردان به ظهور رسانید که در این کتاب نوشته نشده است. ۳۱امّا اینها نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی همان مسیح، پسر خداست، و تا با این ایمان، در نام او حیات داشته باشید.

یادبودها

قدیس اِوتیخیوس, پاتریارک قسطنطنیه (۵۸۲)

He was born to devout and noble parents in Phrygia. Though his father was a prominent officer, he entered monastic life when young, and became abbot of a monastery in Amasea at the age of thirty. In 553 he was sent to the Fifth Ecumenical Council as the representative of the Metropolitan of Amasea. At the Council, he was one of those who argued, successfully, that heretics could be anathematized after their deaths. The most prominent case in point was Origen, the brilliant Christian philosopher who had written that all will eventually be saved. Eutychius’ position thus earned him the enmity of the Origenists, who still made up an influential group in the Church. Saint Eutychius became a trusted confidante of the Emperor Justinian, and when Menas, Patriarch of Constantinople, reposed, Eutychius was chosen to replace him. Eutychius ruled in peace for twelve years, but was then cast into controversy when he boldly opposed one of the most hard-to-pronounce heresies in the history of the Church: Aphthartodocetism, the belief that Christ, before his resurrection, possessed an incorruptible body, not subject to hunger, thirst or pain (though the scriptures plainly speak of Christ being weary, hungry, thirsty, weeping). The Emperor Justinian for a time fell into this variant of the Monophysite heresy, and exiled Eutychius to his monastery for twelve years. During these years Eutychius showed himself to be a wonder-worker, healing many of their diseases through his prayers. Justinian repented shortly before his death, and his successor, Justin II, called Eutychius back to the Patriarchal throne, where he served the Church in peace until his repose at the age of seventy.