Orthodox Calendar

۱۲ مارس ۲۰۲۶
پنجشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • قدیس رافائل، اسقف بروکلین

یادبودها

  • پدر مقدس ما پروکوپیوس دکاپولیس (سده ۹)
  • قدیس رافائل, اسقف بروکلین (۱۹۱۵)
  • پدر قابل احترام ما تیطوس لاورا غارهای کیف (۱۱۹۰)
  • پدر مقدس ما لئاندر, اسقف سویل و رسول اسپانیا (۶۰۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۱۰.۱-۹ (انجیل نماز صبحگاهی, قدیس رافائیل)

۱«آمین، آمین، به شما می‌گویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. ۲امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. ۳دربان، در بر او می‌گشاید و گوسفندان به صدای او گوش فرا می‌دهند؛ او گوسفندان خویش را به نام می‌خواند، و آنها را بیرون می‌برد. ۴چون همۀ گوسفندان خود را بیرون بَرَد، پیشاپیش آنها گام برمی‌دارد و گوسفندان از پی او می‌روند، زیرا صدایش را می‌شناسند. ۵امّا هرگز از پی بیگانه نمی‌روند، بلکه از او می‌گریزند، زیرا صدای بیگانگان را نمی‌شناسند.» ۶عیسی این تمثیل را برایشان بیان کرد، امّا آنان درنیافتند بدیشان چه می‌گوید. ۷پس بار دیگر بدیشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، من برای گوسفندان، ’در‘ هستم؛ ۸آنان که پیش از من آمدند، همگی دزد و راهزنند، امّا گوسفندان به آنان گوش فرا ندادند. ۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت.

اشعیا ۱۱.۱۰-۱۲.۲ (ساعت ششم)

۱۰در آن روز، ریشۀ یَسا همچون عَلَمی برای قومها بر پا خواهد شد؛ و ملتها به او روی خواهند آورد، و استراحتگاه او پرجلال خواهد بود. ۱۱در آن روز، خداوندگار دیگر بار دست خود را دراز خواهد کرد تا باقیماندگان قوم خویش را از آشور و مصر و فَتروس و کوش، و از عیلام و شِنعار و حَمات، و از سواحل دریاها باز آورَد. ۱۲آری، او برای قومها عَلَمی بر خواهد افراشت و رانده‌شدگانِ اسرائیل را گرد خواهد آورد، و پراکندگان یهودا را از چهارگوشۀ جهان جمع خواهد کرد. ۱۳حسد اِفرایِم از میان خواهد رفت، و آنان که در یهودا دشمنی می‌ورزند، منقطع خواهند شد. آری، اِفرایِم دیگر به یهودا حسد نخواهد برد، و یهودا با اِفرایِم دشمنی نخواهد کرد. ۱۴بلکه بر دامنه‌های فلسطینیان در غرب فرود خواهند آمد، و با هم بنی‌مشرق را غارت خواهند کرد. دست خویش را بر اَدوم و موآب دراز خواهند کرد، و عَمّونیان از ایشان فرمان خواهند برد. ۱۵خداوند زبانۀ دریای مصر را به‌کلّ نابود خواهد کرد، و دست خود را به بادی سوزان بر فُرات خواهد کشید. او آن را به هفت مَعبَر تقسیم خواهد کرد، و مردمان را با نعلین از آن عبور خواهد داد! ۱۶برای باقیماندگان قوم شاهراهی خواهد بود، برای آنان که از آشور برجا مانده باشند، چنانکه برای اسرائیل بود آنگاه که از سرزمین مصر برآمدند. ۱در آن روز خواهی گفت: «خداوندا تو را سپاس می‌گویم، زیرا هرچند بر من غضبناک بودی، اما غضبت برگردانیده شده، مرا تسلی می‌دهی. ۲اینک خداست نجات من؛ بر او توکل کرده، نخواهم ترسید. زیرا خداوند یهوه قوّت و سرود من است؛ او نجات من گردیده است!»

پیدایش ۷.۱۱-۸.۳ (نماز شامگاهی)

۱۱در سال ششصدم از زندگی نوح، در روز هفدهم از ماه دوّم، آری، در همان روز، همۀ چشمه‌های ژرفای عظیم فوران کرد و پنجره‌های آسمان گشوده شد. ۱۲و باران چهل روز و چهل شب بر زمین فرو بارید. ۱۳در همان روز، نوح و پسرانش سام و حام و یافِث و زن نوح و سه زوجۀ پسرانش با آنها به کشتی درآمدند، ۱۴آنان و همۀ وحوش، گونه به گونه، و همۀ چارپایان، گونه به گونه، و همۀ خزندگان روی زمین، گونه به گونه، و همۀ پرندگان گونه به گونه، همۀ مرغان و همۀ بالداران. ۱۵پس دو به دو، از هر ذی‌جسدی که نَفَسِ حیات در خود داشت، نزد نوح به کشتی درآمدند. ۱۶و آنهایی که داخل شدند، همان‌گونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نر و ماده از هر ذی‌جسد بودند. آنگاه خداوند در را بر او بست. ۱۷و توفان چهل روز بر زمین ادامه داشت، و آب افزون گشت و کشتی را برگرفت که از زمین بلند شد. ۱۸و آب چیرگی یافته، بر زمین بسیار فزونی گرفت، و کشتی بر سطح آب شناور شد. ۱۹و آب بر زمین زیاد و زیادتر غلبه یافت تا آنکه همۀ کوههای بلند که زیر تمامی آسمان بود، پوشیده شد. ۲۰آب پانزده ذِراع از کوهها بالاتر رفت و آنها را پوشانید. ۲۱هر ذی‌جسدی که بر زمین حرکت می‌کرد، از پرندگان و چارپایان و وحوش و همۀ انبوه جنبندگان کوچک روی زمین و همۀ آدمیان، تلف شد. ۲۲هرآنچه بر خشکی بود و نَفَسِ حیات در بینی داشت، بمرد. ۲۳او هر موجودی را که بر روی زمین بود، محو کرد، از آدمیان و چارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان. آنها از زمین محو شدند؛ تنها نوح باقی ماند و آنها که با وی در کشتی بودند. ۲۴و آب صد و پنجاه روز بر زمین چیره بود. ۱و اما، خدا نوح و همۀ وحوش و چارپایان را که با او در کشتی بودند به یاد آورد، و خدا بادی بر زمین وزانید و آب فروکش کرد. ۲چشمه‌های ژرفا و پنجره‌های آسمان بسته شد؛ و باران از آسمان بازایستاد. ۳و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. در پایان صد و پنجاه روز، آب کم شده بود.

امثال ۱۰.۱-۲۲ (نماز شامگاهی)

۱امثال سلیمان: پسر حکیم، مایۀ شادمانی پدر است، اما پسر نادان مادر خویش را غصه‌دار می‌سازد. ۲گنجهای حاصل از شرارت سودی ندارد، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد. ۳خداوند پارسایان را گرسنه نمی‌گذارد، اما شریران را از رسیدن به آرزویشان بازمی‌دارد. ۴دستانِ کاهل، فقیر می‌سازد، دستانِ کاری، دولتمند. ۵عاقل است پسری که در تابستان گِرد می‌آورد، اما پسری که در فصل درو می‌خوابد، شرمسار می‌سازد. ۶بر سَرِ پارسایان، برکتها قرار می‌گیرد، اما خشونت، دهان شریران را می‌بندد. ۷یادِ پارسایان برکت خواهد بود، اما نام شریران خواهد پوسید. ۸دانادل، احکام را می‌پذیرد، اما نادانِ پرگو تلف خواهد شد. ۹آن که در صداقت گام برمی‌دارد در راهِ بی‌خطر است، اما آن که به راهِ کج می‌رود رسوا خواهد شد. ۱۰آن که رِندانه چشمک می‌زند دلریش می‌سازد، اما آن که بی‌پرده نکوهش می‌کند باعث صلح می‌شود. ۱۱دهان پارسایان چشمۀ حیات است، اما دهان شریران خشونت را پنهان می‌سازد. ۱۲نفرت، نزاعها برمی‌انگیزد، اما محبت، خطاپوش است. ۱۳حکمت، بر لبهای فهیمان یافت می‌شود، اما چوب برای پشت کم‌عقلان است. ۱۴حکیمان، دانش‌را می‌اندوزند، اما زبانِ جاهل سر او را بر باد می‌دهد. ۱۵توانگریِ دولتمند، شهرِ مستحکم اوست، اما فقرِ بینوایان به نابودی آنها می‌انجامد. ۱۶مزد پارسایان، به حیات رهنمون می‌شود، عایدی شریران، به گناه. ۱۷آن که به تأدیب گوش می‌سپارد، در راهِ حیات است، اما آن که توبیخ را ترک می‌گوید، گمراهی به بار می‌آورد. ۱۸آن که نفرت را پنهان سازد، لبهای دروغگو دارد، آن که شایعه‌پراکنی کند، نادان است. ۱۹پرگویی خالی از گناه نیست، عاقل آن است که زبان خویش نگاه دارد. ۲۰زبانِ پارسایان، نقرۀ اعلاست، اما دلِ شریران، کم ارزش است! ۲۱لبهای پارسایان، بسیاری را می‌پرورد، اما جاهلان از کم‌عقلی می‌میرند. ۲۲برکت خداوند، دولتمند می‌سازد، و او زحمتی نیز با آن نمی‌افزاید.

عبرانیان ۱۳.۱۷-۲۱ (رساله, قدیس رافائیل)

۱۷از رهبران خود اطاعت کنید و تسلیم آنها باشید؛ زیرا ایشان بر جانهای شما دیدبانی می‌کنند و باید حساب بدهند. پس بگذارید کار خود را با شادمانی انجام دهند نه با آه و ناله، زیرا این به نفع شما نخواهد بود. ۱۸برای ما دعا کنید، زیرا مطمئنیم که وجدانمان پاک است و می‌خواهیم از هر جهت با سربلندی زندگی کنیم. ۱۹بخصوص از شما استدعا دارم دعا کنید که بتوانم هر چه زودتر نزدتان بازگردم. ۲۰حال، خدای سلامتی که شبانِ اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون آن عهد ابدی از مردگان برخیزانید، ۲۱شما را به هر چیز نیکو مجهز گرداند تا ارادۀ او را به انجام رسانید. باشد که او هرآنچه را که موجب خشنودی اوست به واسطۀ عیسی مسیح در ما به عمل آورد، که او را جلال جاودانه باد. آمین.

یوحنا ۱۰.۹-۱۶ (انجیل, قدیس رافائیل)

۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. ۱۰دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. ۱۱«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. ۱۲مزدور، چون شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نیستند، هر گاه بیند گرگ می‌آید، گوسفندان را واگذاشته می‌گریزد و گرگ بر آنها حمله می‌برد و آنها را می‌پراکَنَد. ۱۳مزدور می‌گریزد، چرا که مزدوری بیش نیست و به گوسفندان نمی‌اندیشد. ۱۴من شبان نیکو هستم. من گوسفندان خود را می‌شناسم و گوسفندان من مرا می‌شناسند، ۱۵همان‌گونه که پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. ۱۶گوسفندانی دیگر نیز دارم که از این آغل نیستند. آنها را نیز باید بیاورم و آنها نیز به صدای من گوش فرا خواهند داد. آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان.

یادبودها

پدر مقدس ما پروکوپیوس دکاپولیس (سده ۹)

He was from Decapolis near the Sea of Galilee, and entered monastic life as a youth. When the Emperor Leo the Isaurian began his persecution of the holy icons, Procopius, who had previously spent his life in hiddenness and silence, boldly stood forth to defend the true Orthodox veneration of the icons. For this he was cruelly tortured and imprisoned. When the cruel Leo died and the icons were restored to the churches, Procopius returned to his monastery, where he lived in peace to a great old age. The Prologue concludes, ‘In old age, he entered into God’s Kingdom, where he beheld with joy the living angels and saints whose images were on the honoured icons on earth.’

قدیس رافائل, اسقف بروکلین (۱۹۱۵)

He was born in Syria in 1860, in the waning years of the Ottoman Empire. In his childhood, his family took refuge in Lebanon after their parish priest, St Joseph of Damascus (July 10) was martyred; but they later returned to Damascus. In 1879 he was tonsured a monk and entered into the service of Patriarch Hierotheos of Antioch. The Balamand Seminary had been closed since 1840, but the young monk was offered a scholarship at the Constantinople Patriarchate’s seminary at Halki. Returning to Syria with a theological degree, St Raphael became assistant to Gerasimos, the new Patriarch of Antioch, traveling and preaching on his behalf. After further studies in Kiev, he transferred to the jurisdiction of the Patriarchate of Moscow and for a time was professer of Arabic studies at the Theological Academy in Kazan. (At that time the downtrodden Orthodox of the Middle East received considerable aid and theological training from the Tsar and from the Church in Russia).

In 1895 he was sent to the United States to shepherd the Arab Orthodox Community in New York, which was without a church or a priest. He quickly consecrated a chapel and with great energy set about the work of shepherding his flock there; but he was concerned not only for them but for the Arab Christian immigrants scattered through North America, most of whom were without a pastor and in danger of falling into heterodoxy or abandoning religious life. He traveled widely throughout the continent, visiting, counseling and serving Arab Christians, preaching, celebrating marriages and baptisms, receiving confessions and celebrating the Divine Liturgy, usually in private houses. In 1898 he published the first Orthodox prayer book in Arabic to appear in the New World. In 1899, he made a seven-month journey through forty-three American cities, seeking out the “scattered sheep” of the Church in America. His services were attended not only by Arabs but by Russians and Greeks, all of whom at that time depended on the Russian mission to North America. During this entire period, he held the official rank of Archimandrite, though his work and duties exceeded those of most bishops.

In 1901, Patriarch Meletios was elected to the see of Antioch, the first Arab to occupy the patriarchal throne for 168 years. Several proposals were made to elect Archimandrite Raphael to a see in Syria; but he refused all such offers, pointing out the Orthodox people’s great and little-met needs in North America. In 1904, the Moscow Patriarchate made him Bishop of Brooklyn, the first Orthodox bishop to be consecrated on American soil. He redoubled his already impressive pastoral work, ordaining priests to the many new parishes that he had founded, and assisting Saint Tikhon (then Bishop of North America) in the care of his huge diocese. In 1905 he laid the foundation of the Monastery of St Tikhon in Pennsylvania.

The bishop saw the importance of integrating the faithful into the life of their new homeland, and was an early advocate of the use of English in American Church services. When Isabel Hapgood’s Service Book — the first useful English translation of the Church’s services — was published in 1906, he advocated its use in all his parishes.

In 1912, St Raphael was found to be suffering from heart disease, but continued his exhausting pastoral work for two more years. In 1915 he was finally unable to continue, and reposed after two months’ illness.

When his relics were transported in 1998 from Brooklyn to Antiochian Village in Ligonier, PA, they were found to be incorrupt, and in 2000 he became the most recently glorified Saint of North America.

In North America St Raphael is commemorated on the anniversary of his repose: February 27 on the Civil/New Calendar, February 14 on the Julian Calendar. He is also commemorated with the Synaxis of Saints of North America on the Second Sunday after Pentecost. The Patriarchate of Antioch also commemorates him, but on Saturday before the Synaxis of the Archangels (November 8).

پدر قابل احترام ما تیطوس لاورا غارهای کیف (۱۱۹۰)

Titus and Evagrius, two monks in the famed Kiev Caves Lavra, were dear friends who, through the instigation of the demons, allowed a disagreement to descend into mutual enmity. Despite the efforts of their brother monks to reconcile them, their mutual hatred grew, to the extreme that when one of them censed the church, the other would turn and walk out.

Titus fell gravely ill and, feeling that his end was near, at last repented and asked that Evagrius come and be reconciled with him. Evagrius was unwilling, but the other monks brought him by bodily force to his brother’s bedside. Titus fell at his feet and said ‘Forgive me for having offended and wounded you in my anger. Bless me!’ Evagrius, unmoved, shouted ‘I will never forgive him, neither in this world nor in the next!’ As soon as he had uttered these words he suddenly fell down dead. Titus, on the other hand, rose up, completely cured of his illness. He told his brethren that he had seen a spear come down from heaven and strike Evagrius, and that the spear had then touched and healed him; and that the swarms of demons who had been terrifying him as he lay dying, vanished at the moment he asked Evagrius to forgive him. Saint Titus spent the rest of his days in repentance and love, and fell asleep in peace around 1190.

پدر مقدس ما لئاندر, اسقف سویل و رسول اسپانیا (۶۰۰)

He was born to an aristocratic Roman family living in Spain: his father Severian was Duke of Cartagena. Saint Leander embraced monastic life as a young man in Seville, capital of the Visigoths, who had embraced Arianism and caused the Arian heresy to dominate throughout Spain. Leander became a leading figure in the struggle to restore his land to Orthodoxy, founding a school in Seville to promote the Orthodox faith. In 583 he travelled to Constantinople to seek the Emperor’s support for the Spanish Orthodox; while there he met St Gregory the Great (the future Pope of Rome), with whom he formed a lifelong friendship. On his return to Spain, Leander was made Bishop of Seville.

One of the holy bishop’s converts was Hermengild, one of the sons of the Arian king Leovigild. When Hermengild rose up against his father in the name of Orthodoxy, Leovigild launched a violent persecution of the Orthodox throughout his kingdom. (Leovigild had his son imprisoned, then executed on Pascha Day of 586.) By God’s grace, at the very height of the persecution Leovigild fell mortally ill, repented, and embraced the true Faith; at his urging his son and successor Recared converted to Orthodoxy and convened the Third Council of Toledo in 589, at which he proclaimed that the Gothic and Suevic peoples were returning to the unity of the One Church. Saint Leander presided at the Council, and devoted the rest of his life to educating the (mostly) newly-Orthodox people of Spain in the Faith. It was he who established the early form of the Mozarabic Liturgy. He reposed in peace on March 13, 600. (He is venerated on this day because his name was incorrectly placed on February 27 in the Roman Martyrology.)