Orthodox Calendar

۱۰ مارس ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس تاراسیوس، اسقف اعظم قسطنطنیه (۸۰۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۹.۹-۱۰.۴ (ساعت ششم)

۹تمامی قوم آن را خواهند دانست، یعنی اِفرایِم و ساکنان سامِرِه که با غرور و با تکبر دل می‌گویند: ۱۰«خشتها فرو افتاده است، ولی با سنگهای تراشیده از نو بنا خواهیم کرد. درختان انجیر قطع گردیده‌اند، ولی سروهای آزاد به جای آنها خواهیم کاشت.» ۱۱از این رو خداوند دشمنان رِصین را بر ضد آنان برمی‌افرازد، و خصمان ایشان را برمی‌انگیزد. ۱۲اَرامیان از شرق و فلسطینیان از غرب، بنی‌اسرائیل را با دهانی گشاده فرو می‌بلعند؛ با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۳اما قوم نزد آن که ایشان را زده، بازگشت نکرده‌اند، و خداوندِ لشکرها را نجُسته‌اند. ۱۴پس خداوند در یک روز هم سَر و هم دُم را از اسرائیل خواهد برید، و هم نخل و هم نی را در یک روز قطع خواهد کرد. ۱۵مشایخ و اشراف ’سَر‘ هستند، و انبیایی که تعلیم دروغ می‌دهند، ’دُم‘. ۱۶راهنمایان این قوم آنان را گمراه می‌سازند، و پیروان ایشان سرگردان می‌شوند. ۱۷از این رو خداوند از جوانان ایشان خشنود نیست، و بر یتیمان و بیوه‌زنانشان رحم نخواهد کرد، زیرا که جملگی خدانشناس و شریرند، و هر دهانی به قباحت سخن می‌گوید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱۸زیرا که شرارت همچون آتش می‌سوزاند و خار و خَس را فرو می‌بلعد؛ بوته‌های جنگل را مشتعل می‌سازد، و آنها در ستونی از دود، پیچان بالا می‌روند. ۱۹از خشم خداوند لشکرها زمین سوخته می‌شود، و مردمان چون هیزم برای آتشند؛ کسی بر دیگری رحم نمی‌کند. ۲۰در جانب راست فرو می‌بلعند، اما باز گرسنه‌اند؛ در جانب چپ می‌خورند، اما سیر نمی‌شوند؛ هر کس گوشت فرزند خود را خواهد خورد! ۲۱مَنَسی اِفرایِم را فرو می‌بلعد و اِفرایِم مَنَسی را، و هر دو با هم بر یهودا حمله‌ور می‌شوند. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است. ۱وای بر آنان که احکام ناعادلانه وضع می‌کنند، و کاتبانی که قوانین ظالمانه رَقَم می‌زنند؛ ۲تا بینوایان را از حقشان محروم کنند، و انصاف را از ستمدیدگانِ قوم من بربایند؛ تا بیوه‌زنان را چپاول کنند، و یتیمان را غارت نمایند. ۳پس شما در روز بازخواست چه خواهید کرد، آنگاه که مصیبت از دور فرا رسد؟ نزد کِه برای کمک خواهید گریخت، و ثروت خویش را کجا خواهید نهاد؟ ۴غیر از آنکه چون اسیران خم شوید، و در میان کشتگان بیفتید. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۷.۱-۵ (نماز شامگاهی)

۱آنگاه خداوند به نوح گفت: «تو و همۀ اهل خانه‌ات به کشتی درآیید، زیرا تو را در این عصر در حضور خود پارسا دیدم. ۲از همۀ چارپایان طاهر، هفت جفت، نر و ماده، با خود برگیر، و از چارپایان نجس، یک جفت، نر و ماده، ۳و نیز از پرندگان آسمان هفت جفت، نر و ماده، تا نسل آنها را بر روی تمام زمین زنده نگاه داری. ۴زیرا من پس از هفت روز، چهل روز و چهل شب باران بر زمین خواهم بارانید، و هر موجودی را که ساخته‌ام از روی زمین محو خواهم کرد.» ۵و نوح هرآنچه را که خداوند به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۳۲-۹.۱۱ (نماز شامگاهی)

۳۲«پس حال، ای پسران، به من گوش فرا دهید؛ خوشا به حال آنان که طریقهای مرا نگاه دارند. ۳۳رهنمود را بشنوید و حکیم باشید و از آن غفلت مکنید. ۳۴خوشا به حال آن که به من گوش فرا دهد و هر روزه بر دروازه‌های من دید‌بانی کند و بر دَرم به انتظار بنشیند. ۳۵زیرا هر که مرا یابد، حیات را یافته است و لطف خداوند شامل حالش می‌شود. ۳۶اما هر که از یافتنِ من درمانَد، بر جان خود زیان رسانده است و هر که از من نفرت کند، مرگ را دوست داشته است!» ۱حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. ۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است. ۳کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد: ۴«هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید: ۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید. ۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» ۷«هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند. ۸تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. ۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت. ۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. ۱۱زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

یادبودها

قدیس تاراسیوس، اسقف اعظم قسطنطنیه (۸۰۶)

He was a nobleman born in Constantinople, and distinguished himself in a secular career, rising in the year 780 to the rank of protasecretis, Principal Secretary of State to the Emperor Constantine VI and his mother the Empress Irene, who was serving as regent.

His life took a sudden turn when, in 784, Patriarch Paul IV resigned, recommending Tarasios as the only man capable of restoring the Patriarchate, ravaged by the iconoclast heresy, to true Faith and full communion with the other Patriarchates. Tarasios, though unwilling, was virtually forced to accept the Patriarchate by the rulers and the Senate: he agreed at last on condition that an Ecumenical Council be summoned immediately to put an end to the iconoclast heresy. In a few days he was raised from a layman through all the degrees of the clergy and on December 25 784, was consecrated Archbishop of Constantinople.

At Saint Tarasios’ insistence, the Imperial rulers summoned a Church Council, which met at Constantinople in 786. Before its sessions had even begun, iconoclasts burst into the church and drove out the Fathers, who were forced to reconvene in Nicaea, where the first session opened. Patriarch Tarasios presided, and the Council concluded with a condemnation of the iconoclast heresy and the restoration of veneration of the holy images.

As Archbishop, the Saint was a model of humility, compassion, and firmness in the Faith. He refused to have any servants and dressed simply, a living rebuke to the luxury that had corrupted the clergy at that time. His works of charity were so great that he became known to the people as ‘the new Joseph’: he founded hospices and shelters, distributed the Church’s wealth freely to the poor, and often invited the poor to his own table to share his simple fare. He insisted on exercising all gentleness and mercy in restoring repentant heretics to the Church, a policy that met with opposition from the more severe leaders of the Studion monastery. At the same time he was unbending in the defense of the Faith: when the Emperor Constantine came of age he repudiated his wife Mary in order to marry Theodota, one of her servants. The Patriarch refused to bless the adulterous union and threatened the Emperor with excommunication if he persisted in sin. The Emperor had Tarasios imprisoned, forced his licit wife to enter a monastery, and found a priest, Joseph, to bless his second marriage. The following year Constantine was blinded and dethroned, and Tarasios regained his freedom.

The holy Patriarch continued to serve his Church faithfully, occupying the episcopal throne for a total of twenty-six years. In his last years, despite a long and painful illness, he continued to serve the Divine Liturgy daily, supporting himself with his staff. In the year 806, serving at the altar, he began to chant from Psalm 85, Bow down thine ear, O Lord, and hear me, and gave up his soul to God.

“In 820, the Emperor Leo the Armenian, who for seven years had supported the iconoclasts and had fiercely persecuted the Orthodox, had a disturbing dream. He saw a stern-looking Saint Tarasius ordering a man by the name of Michael to run Leo himself through with a sword. Six days later, Leo was in fact assasinated by Michael the Stammerer, who seized power… In physical appearance, Saint Tarasius is said to have closely resembled Saint Gregory the Theologian.” (Synaxarion)