Orthodox Calendar

۱۱ فوریه ۲۰۲۶
چهارشنبه هفته گوشت‌خوری

روزه

یادبودها

  • انتقال ذخایر ایگناتیوس خداحامل (۱۰۷)
  • قدیس آندرئی روبلف, شمایل‌نگار (۱۴۳۰)
  • پدر مقدس ما آفراهاط ایرانی (سدهٔ ۴)
  • آرامش مبارک پدر دیمتریوس گاگاستاتیس (۱۹۷۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۳.۲۱-۴.۶ (رساله)

۲۱ای عزیزان، اگر دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اطمینان داریم ۲۲و هرآنچه از او درخواست کنیم، خواهیم یافت، زیرا از احکام او اطاعت می‌کنیم و آنچه موجب خشنودی اوست، انجام می‌دهیم. ۲۳و این است حکم او که به نام پسرش عیسی مسیح ایمان بیاوریم و یکدیگر را محبت کنیم، چنانکه به ما امر فرمود. ۲۴هر که از احکام او اطاعت می‌کند، در او ساکن است و او در وی. از این جا می‌دانیم او در ما ساکن است که روح خود را به ما بخشیده است. ۱ای عزیزان، هر روحی را باور مکنید، بلکه آنها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه. زیرا انبیای دروغینِ بسیار به دنیا بیرون رفته‌اند. ۲روح خدا را این‌گونه تشخیص می‌دهیم: هر روحی که بر آمدن عیسی مسیح در جسمِ بشری اقرار می‌کند، از خداست. ۳و هر روحی که بر عیسی اقرار نمی‌کند، از خدا نیست، بلکه همان روحِ ’ضدّمسیح‘ است که شنیده‌اید می‌آید و هم‌اکنون نیز در دنیاست. ۴شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست. ۵آنها از دنیا هستند و از همین رو آنچه می‌گویند از دنیاست و دنیا به آنها گوش می‌سپارد. ۶ما از خدا هستیم و کسی که خدا را می‌شناسد، به ما گوش می‌سپارد؛ ولی آن که از خدا نیست، به ما گوش نمی‌سپارد. روحِ حق و روحِ گمراهی را این‌گونه از هم بازمی‌شناسیم.

مرقس ۱۴.۴۳-۱۵.۱ (انجیل)

۴۳عیسی همچنان سخن می‌گفت که ناگاه یهودا، یکی از آن دوازده تن، همراه با گروهی مسلّح به چماق و شمشیر، از سوی سران کاهنان و علمای دین و مشایخ آمدند. ۴۴تسلیم‌کنندۀ او به همراهان خود علامتی داده و گفته بود: «آن کس را که ببوسم، همان است؛ او را بگیرید و با مراقبت کامل ببرید.» ۴۵پس چون به آن مکان رسید، بی‌درنگ به عیسی نزدیک شد و گفت: «استاد!» و او را بوسید. ۴۶آنگاه آن افراد بر سر عیسی ریخته، او را گرفتار کردند. ۴۷امّا یکی از حاضران شمشیر برکشیده، ضربه‌ای به خدمتکار کاهن اعظم زد و گوش او را برید. ۴۸عیسی به آنها گفت: «مگر من راهزنم که با چماق و شمشیر به گرفتنم آمده‌اید؟ ۴۹هر روز در حضور شما در معبد تعلیم می‌دادم و مرا نگرفتید. امّا کتب مقدّس می‌باید تحقق یابد.» ۵۰آنگاه همۀ شاگردان ترکش کرده، گریختند. ۵۱جوانی که فقط پارچه‌ای به تن پیچیده بود، در پی عیسی به راه افتاد. او را نیز گرفتند، ۵۲امّا او آنچه بر تن داشت رها کرد و عریان گریخت. ۵۳عیسی را نزد کاهن اعظم بردند. در آنجا همۀ سران کاهنان و مشایخ و علمای دین گرد آمده بودند. ۵۴پطرس نیز دورادور از پی عیسی رفت تا به حیاط خانۀ کاهن اعظم رسید. پس در آنجا، کنار آتش، با نگهبانان نشست تا خود را گرم کند. ۵۵سران کاهنان و تمامی اهل شورا در پی یافتن شهادتهایی علیه عیسی بودند تا او را بکشند، ولی هیچ نیافتند. ۵۶زیرا هرچند بسیاری شهادتهای دروغ علیه عیسی دادند، امّا شهادتهای ایشان با هم وفق نداشت. ۵۷آنگاه عده‌ای پیش آمدند و به دروغ علیه او شهادت داده، گفتند: ۵۸«ما خود شنیدیم که می‌گفت، ”این معبد را که ساختۀ دست بشر است خراب خواهم کرد و ظرف سه روز، معبدی دیگر خواهم ساخت که ساختۀ دست بشر نباشد.“‌» ۵۹امّا شهادتهای آنها نیز ناموافق بود. ۶۰آنگاه کاهن اعظم برخاست و در برابر همه از عیسی پرسید: «هیچ پاسخ نمی‌گویی؟ این چیست که علیه تو شهادت می‌دهند؟» ۶۱امّا عیسی همچنان خاموش ماند و پاسخی نداد. دیگر بار کاهن اعظم از او پرسید: «آیا تو مسیح، پسر خدای متبارک هستی؟» ۶۲عیسی بدو گفت: «هستم، و پسر انسان را خواهید دید که به دست راست قدرت نشسته، با ابرهای آسمان می‌آید.» ۶۳آنگاه کاهن اعظم گریبان خود را چاک زد و گفت: «دیگر چه نیاز به شاهد است؟ ۶۴کفرش را شنیدید. حُکمتان چیست؟» آنها همگی فتوا دادند که سزایش مرگ است. ۶۵آنگاه بعضی شروع کردند به آبِ دهان بر او انداختن؛ آنها چشمانش را بستند و در حالی که او را می‌زدند، می‌گفتند: «نبوّت کن!» نگهبانان نیز او را گرفتند و زدند. ۶۶هنگامی که پطرس هنوز پایین، در حیاط بود، یکی از خادمه‌های کاهن اعظم نیز به آنجا آمد ۶۷و او را دید که کنار آتش خود را گرم می‌کرد. آن زن با دقّت بر وی نگریست و گفت: «تو نیز با عیسای ناصری بودی.» ۶۸امّا پطرس انکار کرد و گفت: «نمی‌دانم و درنمی‌یابم چه می‌گویی!» این را گفت و به سرسرای خانه رفت. در همین هنگام خروس بانگ زد. ۶۹دیگر بار، چشم آن کنیز به او افتاد و به کسانی که آنجا ایستاده بودند، گفت: «این مرد یکی از آنهاست.» ۷۰امّا پطرس باز انکار کرد. کمی بعد، کسانی که آنجا ایستاده بودند، بار دیگر به پطرس گفتند: «بی‌گمان تو نیز یکی از آنهایی، زیرا جلیلی هستی.» ۷۱امّا پطرس لعن‌کردن آغاز کرد و قسم خورده، گفت: «این مرد را که می‌گویید، نمی‌شناسم!» ۷۲در همان دم، خروس بار دوّم بانگ زد. آنگاه پطرس سخنان عیسی را به یاد آورد که به او گفته بود: «پیش از آنکه خروس دو بار بانگ زند، سه بار مرا انکار خواهی کرد». پس دلش ریش شد و بگریست. ۱بامدادان، بی‌درنگ، سران کاهنان همراه با مشایخ و علمای دین و تمامی اعضای شورای یهود به مشورت نشستند و عیسی را دست بسته بردند و به پیلاتُس تحویل دادند.

یادبودها

انتقال ذخایر ایگناتیوس خداحامل (۱۰۷)

For his life, see December 20.

After his martyrdom, devoured by wild beasts in the amphitheater in Rome, only a few bones remained. These precious relics were gathered by the faithful, who took them back to Antioch, where they were received with joy by his former flock.

قدیس آندرئی روبلف, شمایل‌نگار (۱۴۳۰)

Many consider him the greatest iconographer of all time, and his “Holy Trinity” the finest icon. Very little is known of his life. He was born around 1360, and probably studied with the Byzantine iconographer Theophanes the Greek. He is known to have created icons for the Cathedral of the Annunciation in Moscow and the Cathedral of the Dormition at Vladimir. He created a highly spiritual and distinctively Russian iconographic style that set the standard for Russian iconography for centuries thereafter. It is said that he knew St Sergius of Radonezh (July 5). In his later years he became a monk.

پدر مقدس ما آفراهاط ایرانی (سدهٔ ۴)

او از اشرافِ بت‌پرستِ ایران بود، اما به مسیح ایمان آورد و خانهٔ خود را ترک کرد و به شهر مسیحیِ اِدِسا رفت و در آنجا تعمید یافت. سپس به انطاکیه رفت و در فاصله‌ای کوتاه از شهر به دعا و ریاضت زیست. تا سالخوردگیِ بسیار جز اندکی نان چیزی نمی‌خورد، و آنگاه کمی سبزی به خوراکش افزود. با آنکه یونانی بسیار کم می‌دانست، روح مقدس به او نیرو بخشید تا بسیاری را به مسیح بگرواند و بدعت‌گذارانِ دانشمندِ آریوسی را که کلیسای انطاکیه را آشفته می‌کردند، درمانده سازد.

چون آفراهاط دانست که والِنس، امپراتور آریوسی، کلیسای مسیح را آزار می‌دهد، به شهر رفت تا از ایمان راستین پشتیبانی کند. روزی خودِ امپراتور در میدان شهر به آفراهاط برخورد و از او پرسید چرا خلوت خود را رها کرده و به انطاکیه آمده است. قدیس پاسخ داد: «این را به من بگو: اگر دوشیزه‌ای بودم در اتاقِ خلوتِ خود در خانه، و می‌دیدم کسی خانهٔ پدرم را به آتش می‌کشد، آیا مرا اندرز نمی‌دادی که هر چه زودتر آتش را خاموش کنم؟ این همان کاری است که اکنون می‌کنم، زیرا کلیسا، خانهٔ پدرِ آسمانی، در آتشی که تو افروخته‌ای می‌سوزد!» یکی از ملازمان امپراتور آفراهاط را به سبب این گستاخی به مرگ تهدید کرد؛ اما خودِ آن ملازم بعدها، هنگامی که برای گرمابهٔ امپراتور آب گرم می‌کرد، غرق شد و جان داد. این امر امپراتور را از آزار رساندن به آن مرد مقدس ترساند، و او همچنان ایمان راستین را موعظه کرد و معجزه‌های بسیار انجام داد. او در آرامش آرمید.

آرامش مبارک پدر دیمتریوس گاگاستاتیس (۱۹۷۵)

Though not yet officially a Saint of the Church, Papa Dimitrios is widely revered in Greece and abroad. His life is an inspiring example of the possibility of great holiness for those living in the world: a simple married parish priest, he spent forty-two years serving his childhood parish, and had nine daughters. He was a spiritual child of Elder Amphilochios of Patmos, and in turn became a spiritual father to many. His biography describes his last years thus: “On October 1, 1973, he resigned for reasons of health. Since then, he remained confined at home, living as a saint with incessant prayer, glorifying and thanking God for the trial of his illness. He delivered his holy soul to the hands of the living God on January 29, 1975, in peace.”

For more on Papa-dimitri, read this biographical sketch.