Orthodox Calendar

۲۳ دسامبر ۲۰۲۶
چهارشنبه هفته سی‌ام بعد از پنطیکاست

روزه میلاد

یادبودها

  • شهیدان میناس، هرموگنس، اِوگرافوس (۲۳۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۱۰.۱-۱۸ (رساله)

۱شریعت فقط سایۀ چیزهای نیکوی آینده است، نه صورت واقعی آنها. از همین رو، هرگز نمی‌تواند با قربانیهایی که سال به سال پیوسته تکرار می‌شود، آنان را که برای عبادت نزدیک می‌آیند، کامل سازد. ۲وگرنه آیا تقدیم آنها متوقف نمی‌شد؟ زیرا در آن صورت، عبادت‌کنندگان یک بار برای همیشه پاک می‌شدند و از آن پس دیگر برای گناهان خود احساس تقصیر نمی‌کردند. ۳امّا آن قربانیها هر سال یادآور گناهانند، ۴چرا که ممکن نیست خون گاوها و بزها گناهان را از میان بردارد. ۵از این رو، هنگامی که مسیح به جهان آمد، فرمود: «به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، امّا بدنی برای من مهیا ساختی؛ ۶از قربانیهای تمام‌سوز و قربانیهای گناه خشنود نبودی. ۷آنگاه گفتم: ”اینک من می‌آیم، تا ارادۀ تو را ای خدا به جای آورم؛ در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است.“‌» ۸نخست می‌گوید: «به قربانی و هدیه، قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه رغبت نداشتی و از آنها خشنود نبودی»، هرچند شریعت خواهان انجامشان بود. ۹سپس می‌فرماید: «اینک من می‌آیم تا ارادۀ تو را به جای آورم.» پس اوّلی را باطل می‌کند تا دوّمی را برقرار سازد. ۱۰به واسطۀ همین اراده، ما یک بار برای همیشه، از طریق قربانیِ بدن عیسی مسیح تقدیس شده‌ایم. ۱۱هر کاهن، هر روز به خدمت می‌ایستد و همان قربانیها را که هرگز نمی‌توانند گناهان را از میان بردارند، بارها می‌گذراند. ۱۲امّا این کاهن، چون برای همیشه یک قربانی به جهت گناهان تقدیم کرد، به دست راست خدا بنشست. ۱۳از آن هنگام، در انتظار است که دشمنانش کرسی زیر پایش گردند، ۱۴زیرا با یک قربانی، تقدیس‌شدگان را تا ابد کامل ساخته است. ۱۵روح‌القدس نیز در این خصوص به ما گواهی می‌دهد. ابتدا می‌فرماید: ۱۶«خداوند اعلام می‌کند، این است عهدی که پس از آن ایام با ایشان خواهم بست. احکام خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد، و بر ذهن ایشان خواهم نگاشت.» ۱۷سپس می‌افزاید: «گناهان و نافرمانیهای ایشان را دیگر هرگز به یاد نخواهم آورد.» ۱۸آنجا که اینها آمرزیده شده باشند، دیگر جایی برای قربانی گناه باقی نمی‌ماند.

لوقا ۲۱.۵-۷, ۱۰-۱۱, ۲۰-۲۴ (انجیل)

۵چون برخی در وصف معبد سخن می‌گفتند که چگونه با سنگهای زیبا و هدایای وقف شده مزیّن است، عیسی گفت: ۶«زمانی خواهد آمد که از آنچه اینجا می‌بینید، سنگی بر سنگ دیگر نخواهد ماند بلکه همه فرو خواهد ریخت.» ۷پرسیدند: «استاد، این وقایع کِی روی خواهد داد و نشانۀ نزدیک شدن آنها چیست؟» ۱۰سپس به آنها گفت: «قومی بر قوم دیگر و حکومتی بر حکومت دیگر بر خواهند خاست. ۱۱زلزله‌های بزرگ و قحطی و طاعون در جایهای گوناگون خواهد آمد، و وقایع هولناک روی داده، نشانه‌های مَهیب از آسمان ظاهر خواهد شد. ۲۰«چون بینید اورشلیم به محاصرۀ سپاهیان درآمده، بدانید که ویرانی آن نزدیک است. ۲۱آنگاه آنان که در یهودیه باشند به کوهها بگریزند و آنان که در شهر باشند از شهر بیرون شوند، و آنان که در دشت و صحرا باشند به شهر درنیایند. ۲۲زیرا آن روزها، روزهای مکافات است که در آن هرآنچه نوشته شده تحقق خواهد یافت. ۲۳وای بر زنان آبستن و مادران شیرده در آن روزها! زیرا مصیبتی عظیم دامنگیر این سرزمین خواهد شد و این قوم به غضب الهی دچار خواهند گشت. ۲۴به دَم شمشیر خواهند افتاد و در میان همۀ قومهای دیگر به اسارت برده خواهند شد و اورشلیم لگدمالِ غیریهودیان خواهد گشت تا آنگاه که دوران غیریهودیان تحقق یابد.

یادبودها

شهیدان میناس، هرموگنس، اِوگرافوس (۲۳۵)

Menas was an Athenian, a courtier of the Emperor Maximinus, and a secret Christian. Once there was an outbreak of civil unrest in Alexandria, brought about by various political factions, and by the increasing success of Christian missionaries in turning the Alexandrian people from the idols. The Emperor sent Menas to reconcile the parties and settle the dispute. On his arrival, Menas quickly resolved the political troubles and restored peace to the city; but instead of putting down Christianity as the Emperor had desired, he did everything in his power to protect the Christians and encourage the spread of the Gospel. When word of this came to the Emperor, he sent another trusted courtier, Hermogenes, to re-establish Imperial authority and to execute Menas if he would not renounce Christ. Hermogenes followed these orders scrupulously: he subjected the godly Menas to various horrid tortures in the public arena. But Menas was miraculously preserved through them all, and when he finally appeared in the arena, flanked by two shining Angels, Hermogenes repented and confessed Christ. He in turn became such a fervent advocate for the Gospel that he was soon made a Bishop (!). Finally the Emperor decided that the only solution was to come to Alexandria himself. There he had both Menas and Hermogenes cruelly tortured to death in secret, lest they perform any public miracles; but when the Emperor presented himself before the people at the arena the following day, the two Saints, miraculously preserved, appeared there also, causing the people to cry out “Christ is the only true God!” At the sight, Menas’ scribe Eugraphus declared himself a Christian, leaped into the arena and publicly demanded the honor of dying with them. All three were beheaded. Their precious relics were later taken to Constantinople, where they worked many miracles.