Orthodox Calendar

۱۱ دسامبر ۲۰۲۶
جمعه هفته بیست‌وهشتم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد

یادبودها

  • راهب‌شهید و معترف استفان جدید (۷۶۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

تیطوس ۱.۱۵-۲.۱۰ (رساله)

۱۵برای پاکان همه چیزْ پاک است، امّا برای آنان که آلوده‌اند و بی‌ایمان، هیچ چیز پاک نیست، بلکه هم فکرشان آلوده است و هم وجدانشان. ۱۶مدّعی خداشناسی‌اند، امّا با کردارشان او را انکار می‌کنند. نفرت‌انگیزند و نافرمان، و نامناسب برای هر کار نیکو. ۱امّا تو از آنچه مطابق با تعلیم صحیح است، سخن بگو. ۲مردان سالخورده را بگو که معتدل و باوقار و خویشتندار باشند و در ایمان و محبت و پایداری، به شایستگی رفتار کنند. ۳به همین‌سان، زنان سالخورده باید شیوۀ زندگی محترمانه‌ای داشته باشند. نباید غیبت‌گو یا بندۀ شراب باشند، بلکه باید آنچه را که نیکوست تعلیم دهند، ۴تا بتوانند زنان جوانتر را خرد بیاموزند که شوهردوست و فرزنددوست باشند ۵و خویشتندار و عفیف و کدبانو و مهربان و تسلیمِ شوهر، تا کلام خدا بد گفته نشود. ۶نیز مردان جوان را پند ده تا خویشتندار باشند. ۷خودْ در همه چیز سرمشقِ اعمال نیکو باش. در تعلیم خود صداقت و جدیّت به خرج ده، ۸و سلامتِ گفتارت چنان باشد که کسی آن را مذمّت نتواند کرد، تا مخالفان چون فرصت بد گفتن از ما نیابند، شرمسار شوند. ۹غلامان را بیاموز که در هر چیز تسلیم اربابانشان باشند و برای جلب خشنودی آنها بکوشند؛ و چون و چرا نکنند ۱۰و از آنان ندزدند، بلکه کمال امانت را نشان دهند تا در هر چیز تعلیم مربوط به نجات‌دهندۀ ما خدا را زینت بخشند.

لوقا ۱۹.۱۲-۲۸ (انجیل)

۱۲پس گفت: «نجیب‌زاده‌ای به سرزمینی دوردست رفت تا به مقام شاهی منصوب شود و سپس بازگردد. ۱۳پس، ده تن از خادمان خود را فرا خواند و به هر یک سکه‌ای طلا داد و گفت: ”تا بازگشت من با این پول تجارت کنید.“ ۱۴امّا مردمانی که قرار بود بر ایشان حکومت کند، از وی نفرت داشتند؛ آنان از پس او قاصدانی فرستادند با این پیغام که: ”ما نمی‌خواهیم این شخص بر ما حکومت کند.“ ۱۵با این همه، او به مقام شاهی منصوب شد و به ولایت خویش بازگشت. پس فرمود خادمانی را که به ایشان سرمایه داده بود، فرا خوانند تا دریابد هر‌یک چقدر سود کرده است. ۱۶اوّلی آمد و گفت: ”سرورا، سکۀ تو ده سکۀ دیگر سود آورده است.“ ۱۷به او گفت: ”آفرین، ای خادم نیکو! چون در اندک امین بودی، حکومت ده شهر را به تو می‌سپارم.“ ۱۸دوّمی آمد و گفت: ”سرورا، سکۀ تو پنج سکۀ دیگر سود آورده است.“ ۱۹به او نیز گفت: ”بر پنج شهر حکمرانی کن.“ ۲۰سپس دیگری آمد و گفت: ”سرورا، اینک سکۀ تو! آن را در پارچه‌ای پیچیده، نگاه داشتم. ۲۱زیرا از تو می‌ترسیدم، چون مردی سختگیری. آنچه نگذاشته‌ای، برمی‌گیری، و آنچه نکاشته‌ای، می‌دروی.“ ۲۲به او گفت: ”ای خادم بدکاره، مطابق گفتۀ خودت بر تو حکم می‌کنم. تو که می‌دانستی مردی سختگیرم، آنچه نگذاشته‌ام برمی‌گیرم و آنچه نکاشته‌ام می‌دروم، ۲۳چرا پول مرا به صرّافان ندادی تا چون بازگردم آن را با سود پس گیرم؟“ ۲۴پس به حاضران گفت: ”سکه را از او بگیرید و به آن که ده سکه دارد، بدهید.“ ۲۵به او گفتند: ”سرورا، او که خود ده سکه دارد!“ ۲۶پاسخ داد: ”به شما می‌گویم که به هر که دارد، بیشتر داده خواهد شد؛ امّا آن که ندارد، همان که دارد نیز از او گرفته خواهد شد. ۲۷و اینک آن دشمنان مرا که نمی‌خواستند بر ایشان حکومت کنم بدین‌جا بیاورید و در برابر من بکُشید.“‌» ۲۸پس از این گفتار، عیسی پیشاپیش دیگران راه اورشلیم را در پیش گرفت.

یادبودها

راهب‌شهید و معترف استفان جدید (۷۶۷)

He was born in Constantinople in 715 to pious parents named John and Anna. His mother had prayed often to the most holy Theotokos to be granted a son, and received a revelation from our Lady that she would conceive the son she desired. When the child was born, she named him Stephen, following a prophecy of the Patriarch St Germanos (commemorated May 12). Stephen entered monastic life as a youth, and so distinguished himself in asceticism and virtue that the hermits of Mt Auxentius appointed him their leader at a young age. ‘During the reign of Constantine V (741-775), Stephen showed his love of Orthodoxy in contending for the Faith… Besides being a fierce Iconoclast, Constantine raised up a ruthless persecution of monasticism. He held a council in 754 that anathematized the holy icons. Because Saint Stephen rejected this council, the Emperor framed false accusations against him and exiled him. But while in exile Saint Stephen performed healings with holy icons and turned many away from Iconoclasm. When he was brought before the Emperor again, he showed him a coin and asked whose image the coin bore. “Mine,” said the tyrant. “If any man trample upon thine image, is he liable to punishment?” asked the Saint. When they that stood by answered yes, the Saint groaned because of their blindness, and said if they thought dishonouring the image of a corruptible king worthy of punishment, what torment would they receive who trampled upon the image of the Master Christ and of the Mother of God? Then he threw the coin to the ground and trampled on it. He was condemned to eleven months in bonds and imprisonment. Later, he was dragged over the earth and was stoned, like Stephen the First Martyr; wherefore he is called Stephen the New. Finally, he was struck with a wooden club on the temple and his head was shattered, and thus he gave up his spirit in the year 767.’ (Great Horologion)