Orthodox Calendar

۲۵ ژانویه ۲۰۲۶
یکشنبه زکا

بدون روزه

یادبودها

  • شهید مقدس تاتیانا (حدود ۲۳۰)
  • قابل احترام بندیکت بیسکوپ, رئیس دیر ویرموث (۶-۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۱.۱۵-۲۵ (انجیل یازدهم صبحگاهی)

۱۵پس از صبحانه، عیسی از شَمعون پطرس پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا بیش از اینها محبت می‌کنی؟» او پاسخ داد: «بله سرورم؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی به او گفت: «از بره‌های من مراقبت کن.» ۱۶بار دوّم عیسی از او پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا محبت می‌کنی؟» پاسخ داد: «بله سرورم؛ می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» ۱۷بار سوّم عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا دوست می‌داری؟» پطرس از اینکه عیسی سه بار از او پرسید، «آیا مرا دوست می‌داری؟» آزرده شد و پاسخ داد: «سرورم، تو از همه چیز آگاهی؛ تو می‌دانی که دوستت می‌دارم.» عیسی گفت: «از گوسفندان من مراقبت کن. ۱۸آمین، آمین، به تو می‌گویم، زمانی که جوانتر بودی کمر خویش برمی‌بستی و هر جا که می‌خواستی می‌رفتی؛ امّا چون پیر شوی دستهایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بربسته، به جایی که نمی‌خواهی خواهد برد.» ۱۹عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که پطرس با آن خدا را جلال می‌داد. سپس عیسی به او گفت: «از پی من بیا.» ۲۰آنگاه پطرس برگشت و دید آن شاگردی که عیسی دوستش می‌داشت از پی آنها می‌آید. او همان بود که در وقت شام بر سینۀ عیسی تکیه زده و از او پرسیده بود، «سرورم، کیست که تو را تسلیم دشمن خواهد کرد؟» ۲۱چون پطرس او را دید، از عیسی پرسید: «سرور من، پس او چه می‌شود؟» ۲۲عیسی به او گفت: «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟ تو از پی من بیا!» ۲۳پس این گمان در میان برادران شایع شد که آن شاگرد نخواهد مرد، حال آنکه عیسی به پطرس نگفت که او نخواهد مرد، بلکه گفت «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟» ۲۴همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت می‌دهد و اینها را نوشته است. ما می‌دانیم که شهادت او راست است. ۲۵عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته می‌شد، گمان نمی‌کنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشته‌ها را می‌داشت.

اول تیموتائوس ۴.۹-۱۵ (رساله)

۹این سخن درخور اعتماد و پذیرش کامل است ۱۰که ما امید خویش را بر خدای زنده نهاده‌ایم که نجات‌دهندۀ جملۀ آدمیان، بخصوص مؤمنان است؛ و برای همین نیز زحمت می‌کشیم و جدّ و جهد می‌کنیم. ۱۱این امور را حکم فرما و تعلیم ده. ۱۲مگذار هیچ‌کس تو را به سبب جوانی‌ات حقیر شمارد، بلکه در گفتار و کردار و محبت و ایمان و پاکی، همۀ مؤمنان را سرمشق باش. ۱۳تا آمدنم، به قرائت کلام خدا و اندرز و تعلیم مشغول باش. ۱۴به آن عطایی که در توست بی‌اعتنایی مکن، عطایی که به واسطۀ نبوّت یافتی، آنگاه که هیئت مشایخ بر تو دست گذاشتند. ۱۵در این امور بکوش و خود را به تمامی وقف آن کن تا پیشرفت تو بر همه آشکار شود.

لوقا ۱۹.۱-۱۰ (انجیل)

۱عیسی به اَریحا درآمد و از میان شهر می‌گذشت. ۲در آنجا توانگری بود، زَکّا نام، رئیس خَراجگیران. ۳او می‌خواست ببیند عیسی کیست، امّا از کوتاهی قامت و ازدحام جمعیت نمی‌توانست. ۴از این رو، پیش دوید و از درخت چناری بالا رفت تا او را ببیند، زیرا عیسی از آن راه می‌گذشت. ۵چون عیسی به آن مکان رسید، بالا نگریست و به او گفت: «زَکّا، بشتاب و پایین بیا که امروز باید در خانۀ تو بمانم.» ۶زَکّا بی‌درنگ پایین آمد و با شادی او را پذیرفت. ۷مردم چون این را دیدند، همگی لب به شکایت گشودند که: «به خانۀ گناهکاری به میهمانی رفته است.» ۸و امّا زَکّا از جا برخاست و به خداوند گفت: «‌سرور من، اینک نصف اموال خود را به فقرا می‌بخشم، و اگر چیزی به ناحق از کسی گرفته باشم، چهار برابر به او بازمی‌گردانم.» ۹عیسی فرمود: «امروز نجات به این خانه آمده است، چرا که این مرد نیز فرزند ابراهیم است. ۱۰زیرا پسر انسان آمده تا گمشده را بجوید و نجات بخشد.»

یادبودها

شهید مقدس تاتیانا (حدود ۲۳۰)

She was the daughter of a wealthy Roman consul. She became a deaconess in Rome, and was seized as a Christian during the reign of Alexander Severus. Before the tribunal she fearlessly confessed Christ and, when she was taken to the temple in an effort to force her to make sacrifice, she cast down the idols by the power of her prayer. At this, the soldiers seized her and subjected her to many indignities and tortures, finally throwing her into a raging furnace. When this did not harm her, she was thrown to the wild beasts, but they refused to harm her. At last she was beheaded and thus gained her crown.

قابل احترام بندیکت بیسکوپ, رئیس دیر ویرموث (۶-۶)

He came from a noble Northumbrian family in Britain, and was tonsured a monk in 653 at Lerins in Gaul. In 669 he was made Abbot of the Monastery of Saints Peter and Paul in Canterbury. He traveled to Rome in 671 to be instructed in monastic practice according to the Rule of Saint Benedict (of Nursia). Returning to Northumbria he established two new monasteries, the first to follow St Benedict’s Rule in the British Isles. He went to Rome once again in 678-679, this time bringing back the archcantor of St Peter’s, who taught the monks of St Benedict’s monasteries the chant and liturgical practices used in Rome.

Under the holy abbot’s guidance, these monasteries became flourishing centers of Christian worship, scholarship and art. The Venerable Bede (May 26) was one of his disciples. Saint Benedict reposed in peace in 689 or 690, having greatly strengthened the Church and the Christian faith in Britain.