خوانشهای کتاب مقدس
Composite ۸ - اشعیا ۴۰, ۴۱, ۴۵, ۴۸, ۵۴
(نماز شامگاهی)
۱Thus says the Lord: Comfort, comfort my people, says God. Priests, speak to the heart of Jerusalem. Comfort her, because her humiliation has been completed; for her has sin has been abolished, because she has received from the Lord’s hand double for her sins. A voice of one crying in the wilderness: Prepare the way of the Lord, make straight the paths of our God. Every valley will be filled and every mountain and hill made low; what is crooked will become straight, and the rough ways will be made smooth; and all flesh shall see the salvation of God. Go up onto a high mountain, you who bring good tidings to Sion; lift up your voice with strength, you who bring good tidings to Jerusalem. Lift it up, do not be afraid. I the Lord God, I, the God of Israel, will hearken and will not forsake them; but I will open rivers from the mountains and springs in the middle of plains. I will turn the wilderness into water meadows and the thirsty earth with water courses. Let the heavens rejoice from on high and let the clouds rain justice. Let the earth sprout and blossom with mercy and justice. Announce a voice of gladness to the end of the earth and let this be heard: Say that the Lord has delivered his servant Jacob. And if they thirst through deserts, he will bring water for them from a rock. Rejoice you barren who have never given birth, break out and shout, you who have never known birth pangs, for the children of the deserted are more than those of her who has a husband.
Composite ۹ - ملاکی ۳, ۴
(نماز شامگاهی)
۱Thus says the Lord Almighty: See, I am sending my Angel, my messenger, before your face, who will prepare your way before you. And the Lord whom you seek will come to his temple. And who will endure the day of his entrance? And who will withstand at his appearing? Because he will enter like fire in a smelting furnace and like the lye of launderers. And he will come to you in judgement; and he will be a swift witness against the wicked and against adulteresses and against those swear falsely in his name and those who do not fear him, says the Lord Almighty. Because I am the Lord your God, and I have not changed and you, children of Jacob, have perverted the laws and not kept them. Therefore turn back to me and I will turn back to you, says the Lord Almighty. And all the nations will call you blessed and you will know that I am the Lord who discern between just and lawless on the day on which I make a peculiar possession of those who love me. Know then and remember the law of Moses my servant, as I gave him commandment on Horeb, to all Israel ordinances and judgements. And see, I will send you Elias the Thesbite, before the great and manifest day of the Lord comes; he will turn again the heart of father to son and of a man to his neighbour, lest when I come I smite the earth grievously, says the Lord Almighty, God the Holy One of Israel.
Composite ۳ - حکمت سلیمان ۴, ۵
(نماز شامگاهی)
۱A just man if he comes to his end will be at rest. A just man who dies will condemn the ungodly who are alive; for they will see the end of a just man and will not understand what they counselled concerning him. For the Lord will break the ungodly, render them voiceless and cast them headlong, and he will shake them from the foundations and they will be utterly worsted in sorrow, and their memory shall perish. They shall come with fear at the accounting of their sins, and their iniquities will convict them to their face. Then the just will stand with much boldness in the face of those who afflicted him and made his toils of no account. When they see this they will be troubled with great fear and will be amazed at the wonder of his salvation. For they will say as they repent and with anguish they will groan and say: Is this he whom we fools once made a laughing stock and a byword of reproach? We reckoned his life folly and his end dishonour. How has he been numbered among the children of God and his lot with the Saints? Therefore we have erred from the way of truth and the light of righteousness has not shone on us and the sun has not dawned on us. We have been filled with paths of lawlessness and destruction and journeyed through trackless paths, but have not known the way of the Lord.
متی ۱۴.۱-۱۳
(انجیل نماز صبحگاهی)
۱در آن زمان آوازۀ عیسی به گوش هیرودیسِ حاکم رسید،
۲و او به ملازمان خود گفت: «این یحیای تعمیددهنده است که از مردگان برخاسته و از همین روست که این قدرتها از او به ظهور میرسد.»
۳و امّا هیرودیس بهخاطر هیرودیا که پیشتر زنِ برادرش فیلیپُس بود، یحیی را گرفته و او را بسته و به زندان انداخته بود.
۴زیرا یحیی به او میگفت: «حلال نیست تو با این زن باشی.»
۵هیرودیس میخواست یحیی را بکشد، امّا از مردم بیم داشت، زیرا یحیی را به پیامبری قبول داشتند.
۶در روز جشن میلاد هیرودیس، دختر هیرودیا در مجلس رقصید و چنان دل هیرودیس را شاد ساخت
۷که سوگند خورد هر چه بخواهد به او بدهد.
۸دختر نیز به تحریک مادرش گفت: «سرِ یحیای تعمیددهنده را همین جا در طَبَقی به من بده.»
۹پادشاه اندوهگین شد، امّا به پاس سوگند خود و به احترام میهمانانش دستور داد که به او بدهند.
۱۰پس فرستاده، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد،
۱۱و آن را در طَبَقی آورده، به دختر دادند و او نیز آن را نزد مادرش برد.
۱۲شاگردان یحیی آمدند و بدن او را برده، به خاک سپردند و سپس رفتند و به عیسی خبر دادند.
۱۳چون عیسی این را شنید، به قایق سوار شده، از آنجا به مکانی دورافتاده به خلوت رفت. امّا مردم باخبر شده، از شهرهای خود پای پیاده از پی او روانه شدند.
غلاطیان ۱.۱-۱۰, ۲۰-۲.۵ (رساله)
۱از پولس، رسولی که رسالتش نه از جانب انسانها و نه به واسطۀ انسان، بلکه به واسطۀ عیسی مسیح و خدای پدر است که او را از مردگان برخیزانید،
۲و نیز از همۀ برادرانی که با منند، به کلیساهای غَلاطیه:
۳فیض و سلامتی بر شما باد، از جانب خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح
۴که جان خود را در راه گناهان ما داد تا ما را به ارادۀ خدا و پدر ما، از عصرِ شریرِ حاضر رهایی بخشد.
۵او را تا ابد جلال باد. آمین.
۶در شگفتم که شما بدین زودی از آن که شما را به واسطۀ فیض مسیح فرا خوانده است رویگردان شده، به سوی انجیلی دیگر میروید.
۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که شما را مشوش میسازند و برآنند که انجیل مسیح را تحریف کنند.
۸امّا حتی اگر ما یا فرشتهای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد!
۹چنانکه پیشتر گفتیم، اکنون باز میگویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد!
۱۰آیا تأیید مردم را میخواهم یا تأیید خدا را؟ آیا میکوشم مردم را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمیبودم.
۲۰در حضور خدا به شما اطمینان میدهم که آنچه مینویسم دروغ نیست.
۲۱پس از آن، به نواحی سوریه و کیلیکیه رفتم.
۲۲در آن زمان هنوز کلیساهای یهودیه که در مسیح هستند، مرا به چهره نمیشناختند.
۲۳آنها فقط شنیده بودند، «آن مردی که پیشتر آزار بر ما روا میداشت، اکنون به همان ایمان بشارت میدهد که در گذشته به نابودی آن کمر بسته بود.»
۲۴و آنان بهخاطر من خدا را تمجید میکردند.
۱پس از چهارده سال، دیگر بار همراه برنابا به اورشلیم رفتم و تیتوس را نیز با خود بردم.
۲امّا رفتنم در نتیجۀ دریافت مکاشفهای بود. در آنجا انجیلی را که در میان غیریهودیان موعظه میکنم بدیشان عرضه داشتم؛ البته در خلوت، و نیز تنها به رهبران سرشناس، مبادا بیهوده بدوم یا دویده باشم.
۳امّا حتی همسفرم تیتوس، با اینکه یونانی بود، مجبور نشد ختنه شود.
۴این از آن سبب پیش آمد که بعضی از برادرانِ دروغین را با مقاصد نهانی به جمع ما درآوردند، و آنان به جمع ما رخنه کردند تا آن آزادی را که در مسیحْ عیسی داریم جاسوسی کنند و ما را به بندگی بکشانند.
۵ولی ما دمی هم تسلیم آنها نشدیم تا حقیقت انجیل نزد شما محفوظ بماند.
اعمال رسولان ۱۳.۲۵-۳۳
(رساله, پیشرو)
۲۵چون یحیی دورِ خود را به پایان میرسانید، گفت: ”مرا که میپندارید؟ من او نیستم؛ بلکه او پس از من میآید و من حتی شایسته نیستم بند کفشش را بگشایم.“
۲۶«ای برادران، ای فرزندان ابراهیم، و ای غیریهودیانِ خداترس که در اینجا حضور دارید! این پیامِ نجات برای ما فرستاده شده است.
۲۷مردم اورشلیم و بزرگان ایشان عیسی را نشناختند و با این حال با محکوم کردنش، گفتههای پیامبران را که هر شَبّات تلاوت میشود، تحقق بخشیدند.
۲۸آنها با اینکه هیچ علتی برای مجازات مرگ نیافتند، از پیلاتُس خواستند او را بکشد.
۲۹و چون تمام آنچه را که دربارهاش نوشته شده بود، به انجام رساندند، او را از صلیب پایین آورده، به قبر سپردند.
۳۰امّا خدا وی را از مردگان برخیزانید.
۳۱و آنان که با او از جلیل به اورشلیم آمده بودند، روزهای بسیار او را دیدند و اکنون نیز نزد قوم ما شاهدان اویند.
۳۲«اکنون ما به شما بشارت میدهیم که خدا آنچه را که به پدران ما وعده داده بود،
۳۳با برخیزانیدن عیسی، برای ما که فرزندان ایشانیم وفا کرد. همانگونه که در مزمور دوّم نوشته شده: «”تو پسر من هستی؛ امروز، من تو را مولود ساختهام.“
مرقس ۵.۱-۲۰ (انجیل)
۱سپس به آن سوی دریا، به ناحیۀ جِراسیان رفتند.
۲چون عیسی از قایق پیاده شد، مردی که گرفتار روح پلید بود، از گورستان بیرون آمد و بدو برخورد.
۳آن مرد در گورها به سر میبرد و دیگر کسی را توان آن نبود که او را حتی با زنجیر در بند نگاه دارد.
۴زیرا بارها او را با زنجیر و پابندِ آهنین بسته بودند، امّا زنجیرها را گسیخته و پابندهای آهنین را شکسته بود. هیچکس را یارای رام کردن او نبود.
۵شب و روز در میان گورها و بر تپهها فریاد برمیآورد و با سنگ خود را زخمی میکرد.
۶چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمد و روی بر زمین نهاده،
۷با صدای بلند فریاد زد: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند میدهم که عذابم ندهی!»
۸زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این مرد به در آی!»
۹آنگاه عیسی از او پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد: «نامم لِژیون است؛ زیرا بسیاریم.»
۱۰و به عیسی التماس بسیار کرد که آنها را از آن ناحیه بیرون نکند.
۱۱در تپههای آن حوالی، گلۀ بزرگی خوک در حال چرا بود.
۱۲ارواح پلید از عیسی خواهش کرده، گفتند: «ما را به درون خوکها بفرست؛ بگذار به آنها درآییم.»
۱۳عیسی اجازه داد. پس بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند. گلهای که شمار آن حدود دو هزار خوک بود، از سراشیبی تپه به درون دریا هجوم برد و در آب غرق شد.
۱۴خوکبانان گریختند و این واقعه را در شهر و روستا بازگفتند، چندان که مردم بیرون آمدند تا آنچه را رخ داده بود، ببینند.
۱۵آنها نزد عیسی آمدند و چون دیدند آن مرد دیوزده که پیشتر گرفتار لِژیون بود، اکنون جامه به تن کرده و عاقل در آنجا نشسته است، وحشت کردند.
۱۶کسانی که ماجرا را به چشم دیده بودند، آنچه را بر مرد دیوزده و خوکها گذشته بود، برای مردم بازگفتند.
۱۷آنگاه مردم از عیسی خواهش کردند که سرزمین ایشان را ترک گوید.
۱۸چون عیسی سوار قایق میشد، مردی که پیشتر دیوزده بود، تمنا کرد که همراه وی برود.
۱۹امّا عیسی اجازه نداد و گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و به آنها بگو که خداوند برای تو چه کرده و چگونه بر تو رحم نموده است.»
۲۰پس آن مرد رفت و در سرزمین دِکاپولیس، به اعلام هرآنچه عیسی برای او کرده بود، آغاز کرد و مردم همه در شگفت میشدند.
مرقس ۶.۱۴-۳۰
(انجیل, پیشرو)
۱۴هیرودیس پادشاه این را شنید، زیرا نام عیسی شهرت یافته بود. بعضی از مردم میگفتند: «یحیای تعمیددهنده از مردگان برخاسته و از همین روست که این قدرتها از او به ظهور میرسد.»
۱۵دیگران میگفتند: «ایلیا است.» عدهای نیز میگفتند: «پیامبری است مانند پیامبران دیرین.»
۱۶امّا چون هیرودیس این را شنید، گفت: «این همان یحیی است که من سرش را از تن جدا کردم و اکنون از مردگان برخاسته است!»
۱۷زیرا به دستور خودِ هیرودیس یحیی را گرفته و او را بسته و به زندان افکنده بودند. هیرودیس این کار را بهخاطر هیرودیا کرده بود. هیرودیا زن فیلیپُس، برادر هیرودیس بود که اکنون هیرودیس او را به زنی گرفته بود.
۱۸یحیی به هیرودیس گفته بود: «جایز نیست که تو با زن برادرت باشی.»
۱۹پس هیرودیا از یحیی کینه به دل داشت و میخواست او را بکشد، امّا نمیتوانست.
۲۰زیرا هیرودیس از یحیی میترسید، چرا که او را مردی پارسا و مقدّس میدانست و از این رو از او محافظت میکرد. هر گاه سخنان یحیی را میشنید، حیران و پریشان میشد. با این حال، به خوشی به سخنان او گوش فرا میداد.
۲۱سرانجام فرصت مناسب فرا رسید. هیرودیس در روز میلاد خود ضیافتی به پا کرد و درباریان و فرماندهان نظامی خود و والامرتبگان جلیل را دعوت نمود.
۲۲دختر هیرودیا به مجلس درآمد و رقصید و هیرودیس و میهمانانش را شادمان ساخت. آنگاه پادشاه به دختر گفت: «هر چه میخواهی از من درخواست کن که آن را به تو خواهم داد.»
۲۳همچنین سوگند خورده، گفت: «هر چه از من بخواهی، حتی نیمی از مملکتم را، به تو خواهم داد.»
۲۴او بیرون رفت و به مادر خود گفت: «چه بخواهم؟» مادرش پاسخ داد: «سَرِ یحیای تعمیددهنده را.»
۲۵دختر بیدرنگ شتابان نزد پادشاه بازگشت و گفت: «از تو میخواهم هماکنون سر یحیای تعمیددهنده را بر طَبَقی به من بدهی.»
۲۶پادشاه بسیار اندوهگین شد، امّا به پاس سوگند خود و به احترام میهمانانش نخواست درخواست او را رد کند.
۲۷پس بیدرنگ جلادی فرستاد و دستور داد سر یحیی را بیاورد. او رفته، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد
۲۸و آن را بر طَبَقی آورد و به دختر داد. او نیز آن را به مادرش داد.
۲۹چون شاگردان یحیی این را شنیدند، آمدند و بدن او را برداشته، به خاک سپردند.
۳۰و امّا رسولان نزد عیسی گرد آمدند و آنچه کرده و تعلیم داده بودند به او بازگفتند.
یادبودها
سر بریدن پرافتخار نبی, پیشرو و تعمیددهنده یوحنا
The story is told in the Gospels, and cannot be told better here. Today is kept as a strict fast day, on whatever day of the week it falls. Because the holy Forerunner’s head was brought to Herod on a platter, it is a pious custom not to eat anything from a plate or platter today.
مادر مقدس ما تئودورا سالونیکا (۸۷۹)
“A wealthy and devout woman, she lived on the island of Aegina, but, when the Arabs over-ran the island, she moved to Salonica. There, she gave her only daughter to a monastery, where she received the monastic name Theopista. Her husband Theodorinus died very soon, and then Theodora became a nun. She was a great ascetic. She often heard angelic singing, and would say to her sisters: ‘Don’t you hear how wonderfully the angels are singing in heavenly light?’ She entered into rest in 879, and a healing myrrh flowed from her body, which gave healing to many.