Orthodox Calendar

۳۱ اوت ۲۰۲۵
یکشنبه دوازدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا
  • پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

اول قرنتیان ۱۵.۱-۱۱ (رساله)

۱و اما، ای برادران، اکنون می‌خواهم انجیلی را که به شما بشارت دادم به یادتان آورم، همان انجیل که پذیرفتید و بدان پایبندید ۲و به وسیلۀ آن نجات می‌یابید، به شرط آنکه کلامی را که به شما بشارت دادم، استوار نگاه دارید. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آورده‌اید. ۳زیرا من آنچه را که به من رسید، چون مهمترین مطلب به شما سپردم: اینکه مسیح مطابق با کتب مقدّس در راه گناهان ما مرد، ۴و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست، ۵و اینکه خود را بر کیفا ظاهر کرد و سپس بر آن دوازده تن. ۶پس از آن، یک بار بر بیش از پانصد تن از برادران ظاهر شد که بسیاری از ایشان هنوز زنده‌اند، هرچند برخی خفته‌اند. ۷سپس بر یعقوب ظاهر شد و بعد بر همۀ رسولان، ۸و آخر از همه بر من نیز، چون طفلی که غیرطبیعی زاده شده باشد، ظاهر گردید. ۹زیرا من در میان رسولانْ کمترینم، و حتی شایسته نیستم رسول خوانده شوم، چرا که کلیسای خدا را آزار می‌رسانیدم. ۱۰امّا به فیض خدا آنچه هستم، هستم و فیض او نسبت به من بی‌ثمر نبوده است. برعکس، من از همۀ آنها سخت‌تر کار کردم، امّا نه خودم، بلکه آن فیض خدا که با من است. ۱۱به هر حال، خواه من خواه آنان، همین پیام را وعظ می‌کنیم و همین است پیامی که به آن ایمان آوردید.

متی ۱۹.۱۶-۲۶ (انجیل)

۱۶روزی مردی نزد عیسی آمد و پرسید: «استاد، چه کار نیکویی انجام دهم تا حیات جاویدان داشته باشم؟» ۱۷پاسخ داد: «چرا دربارۀ کار نیکو از من سؤال می‌کنی؟ تنها یکی هست که نیکوست. اگر می‌خواهی به حیات راه یابی، احکام را به جای آور.» ۱۸آن مرد پرسید: «کدام احکام را؟» عیسی گفت: «”قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، ۱۹پدر و مادر خود را گرامی‌دار،“ و ”همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت نما.“ » ۲۰آن جوان گفت: «همۀ این احکام را به جای آورده‌ام؛ دیگر چه کم دارم؟» ۲۱عیسی پاسخ داد: «اگر می‌خواهی کامل شوی، برو و آنچه داری بفروش و به فقیران بده که در آسمان گنج خواهی داشت. آنگاه بیا و از من پیروی کن.» ۲۲جوان چون این را شنید، اندوهگین شد و از آنجا رفت، زیرا ثروت بسیار داشت. ۲۳آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت: «آمین، به شما می‌گویم، راه یافتن ثروتمندان به پادشاهی آسمان بس دشوار است. ۲۴باز تأکید می‌کنم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از راهیابی شخص ثروتمند به پادشاهی خدا.» ۲۵شاگردان با شنیدن این مطلب بسیار شگفت‌زده شدند و پرسیدند: «پس چه کسی می‌تواند نجات یابد؟» ۲۶عیسی بدیشان چشم دوخت و گفت: «این برای انسان ناممکن است، امّا برای خدا همه چیز ممکن است.»

یادبودها

شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا

“Brothers in both the flesh and the spirit, they were both zealous Christians, and stonemasons by craft. They lived in Illyria. Some pagan prince set them to build a pagan temple. It happened during the course of their work that a fragment of stone splintered off and flew into the eye of the pagan priest’s son, who was watching the building work with curiosity. Seeing his son blinded and bleeding, the priest shouted at Florus and Laurus and tried to thrash them. Then the holy brothers told him that, if he would believe in the God in whom they believed, his son would be restored to health. The priest promised. Florus and Laurus prayed to the one, living Lord with tears and made the sign of the Cross over the child’s stricken eye. The child was healed instantly and his eye became whole as it had been before. Then the priest, Merentius, and his son were baptised, and they both very soon suffered for Christ in the flames. But Florus and Laurus, when they had finished the temple, put a Cross on it, called together all the Christians, and consecrated it in the name of the Lord Jesus with an all-night vigil of hymns. Hearing of this, the governor of Illyria burned many of these Christians by fire and had Florus and Laurus thrown alive into a well, which was then filled with earth. Their relics were later discovered and taken to Constantinople. These two wonderful brothers suffered for Christ, and were glorified by Him, in the second century.” (Prologue)

پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

He was born near Sophia in Bulgaria during the reign of the Emperor Boris. When his parents died he withdrew from the world to a cave high in the mountains, where he gave himself to the ascetical struggle. There the Prologue says that he ‘endured many assaults both by demons and men, from robbers and from his kinsmen.’ In time he moved to the mountain of Rila, where he lived in a hollow tree, eating only the wild herbs and fruits there. On Rila he saw no human being for many years, but was eventually discovered by a shepherd, after which his fame spread quickly: many came to him for counsel and for the healing of diseases, and Peter, King of Bulgaria, visited him for advice. Many people seeking their salvation settled near him, and soon a church and monastery developed around him. St John reposed in 946 and appeared to his disciples after his death. His relics are venerated at the monastery of Rila, which has for centuries been a lighthouse of Orthodox spirituality in Bulgaria.