Orthodox Calendar

۲۸ مه ۲۰۲۵
چهارشنبه هفته ششم پاسخا

روزه — ماهی، شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • بدرقه پاسخا / پیش‌عید صعود

یادبودها

  • قدیس پاخومیوس کبیر
  • پدر ما در میان قدیسان آخیلیوس, اسقف لاریسا (۳۳۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۸.۲۲-۲۸ (رساله)

۲۲در قیصریه از کشتی فرود آمده، به اورشلیم رفت و پس از دیدار با کلیسا، راهی اَنطاکیه شد. ۲۳چندی در آنجا ماند و باز عازم سفر شده، در سرتاسر دیار غَلاطیه و فْریجیه جا به جا می‌گشت و همۀ شاگردان را استوار می‌کرد. ۲۴در آن ایام، فردی یهودی، آپولس نام، از مردمان اسکندریه، به اَفِسُس آمد. او سخنوری ماهر بود و دانشی وسیع از کتب مقدّس داشت؛ ۲۵در طریق خداوند آموزش یافته بود و با حرارت روح سخن می‌گفت و به‌دقّت دربارۀ عیسی تعلیم می‌داد، هرچند فقط از تعمید یحیی آگاهی داشت. ۲۶او دلیرانه در کنیسه به سخن گفتن آغاز کرد. چون پْریسکیلا و آکیلا سخنانش را شنیدند، او را به خانۀ خود بردند و طریق خدا را دقیقتر به وی آموختند. ۲۷چون آپولس قصد سفر به اَخائیه کرد، برادران تشویقش کردند و به شاگردان نوشتند که او را به‌گرمی پذیرا شوند. چون آپولس بدان‌جا رسید، کسانی را که به واسطۀ فیض ایمان آورده بودند، یاری فراوان داد. ۲۸زیرا پیش روی همگان با یهودیان مباحثه کرده، عقاید آنان را با دلایل قوی رد می‌کرد، و با استناد به کتب مقدّس ثابت می‌نمود که عیسی همان مسیح است.

یوحنا ۱۲.۳۶-۴۷ (انجیل)

۳۶تا زمانی که نور را دارید، به نور ایمان آورید تا فرزندان نور گردید.» چون این سخنان را گفت، از آنجا رفت و خود را از ایشان پنهان کرد. ۳۷با اینکه عیسی آیاتی چنین بسیار در برابر چشمان آنان به ظهور رسانیده بود، به او ایمان نیاوردند. ۳۸بدین‌سان سخنان اِشعیای نبی به حقیقت پیوست که گفته بود: «چه کسی، ای خداوند، پیام ما را باور کرده، و بازوی خداوند بر کِه مکشوف گشته است؟» ۳۹همان‌گونه که اِشعیای نبی خود در جایی دیگر بیان کرده است، آنان نتوانستند ایمان آورند، زیرا: ۴۰«او چشمان ایشان را کور، و دلهایشان را سخت کرده است، تا با چشمان خود نبینند، و با دلهای خود درنیابند، و بازگشت نکنند تا شفایشان بخشم.» ۴۱اِشعیا از آن رو این را بیان کرد که جلال او را دید و دربارۀ او سخن گفت. ۴۲با این همه، حتی بسیاری از بزرگان قوم نیز به عیسی ایمان آوردند، امّا از ترس فَریسیان، ایمان خود را اقرار نمی‌کردند، مبادا از کنیسه اخراجشان کنند. ۴۳زیرا تحسین مردم را بیش از تحسین خدا دوست می‌داشتند. ۴۴آنگاه عیسی ندا در داد و گفت: «هر که به من ایمان آوَرَد، نه به من، بلکه به فرستندۀ من ایمان آورده است. ۴۵هر که مرا دید، فرستندۀ مرا دیده است. ۴۶من چون نوری به جهان آمده‌ام تا هر که به من ایمان آوَرَد، در تاریکی نماند. ۴۷اگر کسی سخنان مرا بشنود، امّا از آن اطاعت نکند، من بر او داوری نمی‌کنم؛ زیرا نیامده‌ام تا بر جهانیان داوری کنم، بلکه آمده‌ام تا آنها را نجات بخشم.

یادبودها

قدیس پاخومیوس کبیر

His name in his native Coptic, Pachom, means “eagle.” He was an Egyptian pagan who entered the Roman army at a young age. While quartered at Thebes, he was amazed at the kindness of the local Christians, who brought food and drink to the soldiers. Learning who they were, he believed in Christ and vowed, once released from the army, to serve him for the rest of his life. At the end of his military service, he was baptised and became the disciple of the hermit Palamon, with whom he lived for ten years.

At a place called Tabennisis an angel appeared to him dressed in the robes of a monk and gave him a tablet on which was written a rule for a cenobitic monastery — one in which the brethren live communally rather than as hermits, something that had not been seen before among Christians. The angel commanded him to found such a monastery. Pachomius set to work, building many cells though there was no one to live there but himself and his brother John. When John questioned the unnecessary building, Pachomius only said that he was following God’s command, without saying who would live there or when.

But soon men began to assemble there, and in time so many came to be his disciples that he eventually founded nine monasteries housing thousands of monks. The rule that he gave (or had been given) for these monasteries became the model for all communal Christian monasticism thereafter. St Pachomius reposed in 346, before his great Egyptian fellow-strugglers St Anthony the Great and St Athanasius the Great.

Entertaining angels unawares: Christian believers’ simple acts of kindness toward their pagan oppressors may have seemed foolish to many, but it was such acts that opened the eyes of Pachomius to the light of Christ, and which bore incalculably great fruit: the founding of the monastic life which is still the backbone of Christ’s Church.

پدر ما در میان قدیسان آخیلیوس, اسقف لاریسا (۳۳۰)

He was born in Cappadocia, and was one of the 318 God-bearing Fathers who attended the First Ecumenical Council. At the council, Achillius took up a stone and said to the Arians, ‘If Christ is a creature of God, as you say, tell oil to flow from this stone.’ When the heretics kept silent, Achilleus went on, ‘And if the Son of God is equal to the Father, as we believe, let oil flow from this stone,’ at which oil flowed out. Returning to Larissa, the holy bishop cast down many pagan temples, built many churches, cast out many demons, and reposed in peace.