Orthodox Calendar

۲۵ آوریل ۲۰۲۵
جمعه درخشان

بدون روزه

اعیاد

  • چشمه حیات‌بخش تئوتکس

یادبودها

  • قدیس اسحاق سوری, رئیس دیر اسپولتو, ایتالیا (حدود ۵۵۰)
  • قدیس باسیل معترف، اسقف پاریوم
  • مادر مقدس ما آتاناسیا (۸۶۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۳.۱-۸ (رساله)

۱روزی پطرس و یوحنا در نهمین ساعت روز که وقت دعا بود، به معبد می‌رفتند. ۲در آن هنگام، تنی‌چند، مردی را که لنگ مادرزاد بود، می‌آوردند. آنها او را هر روز کنار آن دروازۀ معبد که ’دروازۀ زیبا‘ نام داشت می‌گذاشتند تا از مردمی که وارد معبد می‌شدند، صدقه بخواهد. ۳چون او پطرس و یوحنا را دید که می‌خواهند به معبد درآیند، از آنان صدقه خواست. ۴پطرس و یوحنا بر وی چشم دوختند؛ پطرس گفت: «به ما بنگر!» ۵پس آن مرد بر ایشان نظر انداخت و منتظر بود چیزی به او بدهند. ۶امّا پطرس به وی گفت: «مرا زر و سیم نیست، امّا آنچه دارم به تو می‌دهم! به نام عیسی مسیحِ ناصری برخیز و راه برو!» ۷سپس دست راست مرد را گرفت و او را برخیزانید. همان دم پاها و ساقهای او قوّت گرفت ۸و از جا جست و بر پاهای خود ایستاده، به راه افتاد. سپس جست و خیز‌کنان و خدا را حمد‌گویان، با ایشان وارد معبد شد.

فیلیپیان ۲.۵-۱۱ (رساله, والده خدا)

۵همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت: ۶او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، ۷بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد. ۸و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید. ۹پس خدا نیز او را به‌غایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید، ۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، ۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.

یوحنا ۲.۱۲-۲۲ (انجیل)

۱۲سپس با مادر و برادران و شاگردان خود به کَفَرناحوم رفت، و روزهایی چند در آنجا ماندند. ۱۳چون عید پِسَخِ یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت. ۱۴در صحن معبد، دید که عده‌ای به فروش گاو و گوسفند و کبوتر مشغولند، و صرّافان نیز به کسب نشسته‌اند. ۱۵پس تازیانه‌ای از طناب ساخت و همۀ آنها را همراه با گوسفندان و گاوان، از معبد بیرون راند. و سکه‌های صرّافان را بر زمین ریخت و تختهایشان را واژگون کرد، ۱۶و کبوترفروشان را گفت: «اینها را از اینجا بیرون برید، و خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید!» ۱۷آنگاه شاگردان او به یاد آوردند که نوشته شده است: «غیرت برای خانۀ تو مرا خواهد سوزانید.» ۱۸پس یهودیان در برابر این عمل او گفتند: «چه آیتی به ما می‌نمایانی تا بدانیم اجازۀ چنین کارها را داری؟» ۱۹عیسی در پاسخ ایشان گفت: «این معبد را ویران کنید که من سه روزه آن را باز بر پا خواهم داشت.» ۲۰یهودیان گفتند: «بنای این معبد چهل و شش سال به طول انجامیده است، و حال تو می‌خواهی سه روزه آن را بر پا کنی؟» ۲۱لیکن معبدی که او از آن سخن می‌گفت پیکر خودش بود. ۲۲پس هنگامی که از مردگان برخاست، شاگردانش این گفتۀ او را به یاد آورده، به کتب مقدّس و سخنان او ایمان آوردند.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

قدیس اسحاق سوری, رئیس دیر اسپولتو, ایتالیا (حدود ۵۵۰)

This is not the famed Isaac of Syria (commemorated Jan 28) who wrote the Ascetical Homilies, but a monk who settled in Spoleto and was famed for his holy, solitary life, his miracles, and his discernment. The people of Spoleto sought to honor him with money and other gifts, but he refused everything and withdrew to a cell in the forest. Soon a large monastery grew up there as others joined him in his life of prayer.

Once, two nearly naked men came begging clothing from Isaac. He told a monk to go to a hollow tree some distance away, and to bring back what he found there. The monk returned with some clothing, and gave it to the beggars. They were shamed to find that it was their own clothing, which they had hidden in the tree.

A man gave two beehives to the monastery. A monk hid one of them and brought the other to the abbot. Isaac said to him, ‘Be careful when you go back to the beehive that you hid: it has been taken over by poisonous snakes. Be careful that they do not bite you.’

قدیس باسیل معترف، اسقف پاریوم

In the dark days of iconoclasm, this holy bishop refused to sign the imperial order condemning the veneration of icons, and for this was cruelly persecuted in many ways by the heretics for the remainder of his life; all the while he remained ‘firm as a diamond in his Orthodoxy.’ (Prologue)

مادر مقدس ما آتاناسیا (۸۶۰)

“Born on the island of Aegina of rich and eminent parents, she gave her goods to the poor and went off to a monastery, where she heaped greater and greater asceticism on herself. She took food only once a day, and that only bread and water, and in the Great Fast only once every two days. Only at Christmas and Easter did she taste flesh and oil. Although she was abbess of the monastery, she was the servant of all the other sisters and was ashamed that any should wait on her. She was made worthy of the great gift of wonderworking, both during her lifetime and after her death.” (Prologue)