Orthodox Calendar

۱۷ مارس ۲۰۲۵
دوشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۸.۱۳-۹.۷ (ساعت ششم)

۱۳آن که باید مقدس شمارید، خداوند لشکرها است؛ اوست که باید از او بترسید، و اوست که باید از او در هراس باشید. ۱۴او برای شما مکان مقدس خواهد بود، اما برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگی که سبب لغزش شود و صخره‌ای که موجب سقوط گردد، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود. ۱۵بسیاری از آن لغزش خواهند خورد؛ خواهند افتاد و صدمه خواهند دید، و به دام افتاده، گرفتار خواهند شد.» ۱۶شهادت‌‌ را به هم بپیچ، و شریعت را در میان شاگردانم مُهر و موم کن. ۱۷من برای خداوند، که روی خود را از خاندان یعقوب پوشانیده است، انتظار خواهم کشید، و بر او امید خواهم بست. ۱۸اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است، از جانب خداوند لشکرها که در کوه صَهیون ساکن است، به جهت اسرائیل نشانه و علامت هستیم. ۱۹پس چون شما را گویند: «از احضارکنندگان ارواح و جادوگرانی که جیک جیک می‌کنند و وِرد می‌خوانند، سؤال کنید،» آیا قوم نباید از خدای خود سؤال کنند؟ آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟ ۲۰به شریعت و به شهادت روی نمایید! اگر مطابق این کلام سخن نگویند، ایشان را طَلیعه‌ای نیست. ۲۱آنان گرسنه و در سختی بسیار در زمین خواهند گشت. هنگامی که گرسنه شوند، خشمگینانه به بالا خواهند نگریست و پادشاه و خدای‌شان را لعن خواهند کرد. ۲۲و به زمین نظر خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ اندوه خواهد بود، و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد. ۱اما برای آن که در اندوه بود، دیگر ظلمت نخواهد بود. او در گذشته سرزمین زِبولون و نَفتالی را خوار ساخت، اما در زمان آینده، راه دریا، سرزمین فراسوی اردن، و جَلیلِ ملتها را جلال خواهد بخشید. ۲مردمی که در تاریکی گام برمی‌داشتند، نوری عظیم دیدند؛ و بر آنان که در سرزمینِ ظلمتِ غلیظ ساکن بودند، نوری تابید. ۳تو قوم را پُرشمار ساختی و شادی ایشان را افزون گردانیدی. در حضور تو شادی خواهند کرد، همچون شادمانیِ وقت درو و مانند کسانی که هنگام تقسیم غنائم شادی می‌کنند. ۴زیرا تو مانند روز شکست مِدیان، یوغی را که حمل می‌کرد و عصایی را که برای پشتش بود یعنی چوبِ زنندگانِ او را شکستی. ۵زیرا هر چکمۀ جنگاوران در غوغای کارزار، و هر جامۀ آغشته به خون، چون هیزمِ آتش سوزانده خواهد شد. ۶زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود و او ’مشاور شگفت‌انگیز‘ و ’خدای قدیر‘ و ’پدر سرمدی‘ و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد. ۷افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود، و او بر تخت داوود و بر قلمرو او حکمرانی خواهد کرد، و آن را به انصاف و عدالت، از حال تا به ابد، استوار خواهد ساخت و پایدار نگاه خواهد داشت. غیرت خداوند لشکرها این را به انجام خواهد رسانید.

پیدایش ۶.۹-۲۲ (نماز شامگاهی)

۹و این است تاریخچۀ نسل نوح. نوح مردی بود پارسا و در روزگار خویش بی‌عیب. نوح با خدا راه می‌رفت. ۱۰و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافِث. ۱۱باری، زمین در نظر خدا فاسد و آکنده از خشونت شده بود. ۱۲و خدا زمین را دید که اینک فاسد گشته بود، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. ۱۳پس خدا به نوح گفت: «پایان تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا زمین به سبب آنان آکنده از خشونت شده است. اینک آنان را با زمین نابود خواهم کرد. ۱۴پس برای خود کشتی‌ای از چوب کوفر بساز، و حجره‌هایی در آن بنا کن، و درون و بیرونش را قیراندود نما. ۱۵آن را این‌گونه بساز: درازای کشتی سیصد ذِراع، پهنایش پنجاه ذِراع و بلند‌ی‌اش سی ذِراع باشد. ۱۶برای کشتی روزنه‌ای به اندازۀ یک ذِراع از بالای آن بساز. درِ کشتی را در پهلوی آن بگذار و طبقات پایین و وسط و بالا در آن بنا کن. ۱۷زیرا اینک من توفانِ آب بر زمین می‌آورم تا هر ذی‌جسدی را که نَفَسِ حیات در آن باشد از زیر آسمان نابود سازم. هر چه بر زمین است، خواهد مرد. ۱۸لیکن عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت، و تو به کشتی در خواهی آمد؛ تو و پسرانت و زنت و زنان پسرانت، همراه تو. ۱۹از همۀ جانداران، از هر ذی‌جسدی، جفتی از هر گونه، به درون کشتی ببر تا آنها را با خود زنده نگاه داری. نر و ماده باشند. ۲۰از هر گونه پرنده، از هر گونه چارپا و از هر گونه خزندۀ زمین، جفتی از هر گونه نزد تو خواهند آمد تا آنها را زنده نگاه داری. ۲۱همچنین از هر گونه آذوقۀ خوردنی برگیر و بیندوز، تا برای تو و آنها خوراک باشد.» ۲۲پس نوح چنین کرد؛ او هرآنچه را که خدا به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۱-۲۱ (نماز شامگاهی)

۱آیا حکمت ندا در نمی‌دهد و فهم آوای خویش بلند نمی‌کند؟ ۲بر بلندیهای کنار راه می‌ایستد و نیز آنجا که راهها به هم می‌رسند. ۳کنار دروازه‌های ورود به شهر و بر مدخلها بانگ برمی‌آورد: ۴«شما را ای مردمان ندا می‌دهم، آوای خویش بر همۀ آدمیان بلند می‌کنم. ۵ای ساده‌لوحان، هوشمندی را دریابید و ای جاهلان، دانادلی را به دست آرید. ۶گوش فرا دهید، زیرا گفتنیهای ارزنده دارم و لبانم را به بیان درستیها می‌گشایم. ۷بر زبانم حقیقت جاری می‌شود، و لبانم از شرارت کراهت دارد. ۸سخنان دهانم همه بر حق است و هیچ انحراف و کجی در آن نیست. ۹همۀ آنها بر شخص فهیم، روشن است و در چشم یابندگان معرفت، درست. ۱۰رهنمود مرا به جای نقره اختیار کنید، و دانش را بیش از طلای ناب. ۱۱زیرا حکمت از یاقوت ارزشمندتر است، و تمامی نفایس را با آن سَرِ برابری نیست. ۱۲«من که حکمتم، با هوشمندی همخانه‌ام و از دانش و دوراندیشی برخوردارم. ۱۳ترس خداوند، نفرت از بدی است؛ من از کبر و غرور، راه بد و زبان منحرف نفرت دارم. ۱۴مشورت و خردمندی از آنِ من است، من فهم و قوّت را در اختیار دارم. ۱۵به مدد من پادشاهان پادشاهی می‌کنند و حاکمان به عدالت حکم می‌نمایند. ۱۶به واسطۀ من، فرمانروایان حکم می‌رانند، و نیز شریفان و جملۀ داورانِ عادل. ۱۷آنان را که دوستم دارند، دوست می‌دارم، و آنان که مرا به جِدّ بجویند، می‌یابند. ۱۸دولت و جلال با من است، توانگریِ پایدار و عدالت. ۱۹میوۀ من از طلا نیکوتر است، از طلای ناب، و محصول من بِه از نقرۀ اعلاست. ۲۰در طریق پارسایی می‌خرامم، و در راههای عدالت گام می‌زنم. ۲۱به دوستدارانم، توانگری به میراث می‌بخشم و خزاینشان را مملو می‌سازم.

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)