Orthodox Calendar

۱۰ مارس ۲۰۲۵
دوشنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس تاراسیوس، اسقف اعظم قسطنطنیه (۸۰۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴.۲-۵.۷ (ساعت ششم)

۲در آن روز شاخۀ خداوند زیبا و پرجلال خواهد بود، و میوۀ زمین مایۀ فخر و مباهات رهایی‌یافتگان اسرائیل خواهد گشت. ۳و هر که در صَهیون بر جا مانَد و در اورشلیم باقی بماند، مقدس خوانده خواهد شد، هر آن کس که در اورشلیم برای حیات مقرر شده باشد. ۴در آن زمان خداوندگار نجاستِ دختران صَهیون را خواهد شست و لکه‌های خون اورشلیم را به روح داوری و روح آتشین از میان آن خواهد زدود. ۵آنگاه خداوند بر فراز کوه صَهیون و بر فراز محفل‌هایش، در روزْ ابر و دود و در شبْ آتشِ مشتعل خواهد آفرید؛ و بر فراز تمامی جلال آن، پوششی خواهد بود، ۶که سایه‌بان به جهت گرمای روز و پناهگاه و سرپناه به جهت توفان و باران خواهد بود. ۱بگذارید سرود عاشقانۀ خویش را برای محبوبم بسرایم، سرودی در وصف تاکستانش: محبوب مرا تاکستانی بود بر دامن تپه‌ای حاصلخیز. ۲او زمینِ آن را کند و آن را از سنگها زُدود، و بهترین موها را در آن غرس کرد. برجی نیز در میانش ساخت، و چَرخُشتی در آن کَند؛ آنگاه به انتظار نشست تا انگور بیاورد، اما انگورِ تلخ آورد. ۳حال ای ساکنان اورشلیم و مردمان یهودا، میان من و تاکستانم حکم کنید. ۴برای تاکستان من دیگر چه می‌شد کرد، که در آن نکردم؟ پس چرا چون منتظر انگور بودم، انگور تلخ آورد؟ ۵حال به شما می‌گویم با تاکستان خود چه خواهم کرد: پرچینِ آن را بر خواهم داشت تا خورده شود، و دیوارش را فرو خواهم ریخت تا پایمال گردد. ۶آن را ویرانه‌‌ای خواهم ساخت که نه هَرَس خواهد شد و نه علفهای هرز آن کنده خواهد گشت؛ و خار و خس در آن خواهد رویید. ابرها را نیز حکم خواهم کرد که دیگر بر آن باران نبارانند. ۷آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود!

پیدایش ۳.۲۱-۴.۷ (نماز شامگاهی)

۲۱یهوه خدا پیراهنهایی از پوست برای آدم و زنش ساخت و ایشان را پوشانید. ۲۲و یهوه خدا فرمود: «اکنون آدم همچون یکی از ما شده است که نیک و بد را می‌شناسد. مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده بماند.» ۲۳پس یهوه خدا آدم را از باغ عدن بیرون راند تا بر زمین که از آن گرفته شده بود زراعت کند. ۲۴پس آدم را بیرون راند، و در جانب شرقی باغ عدن کروبیان را قرار داد و شمشیری آتشبار را که به هر سو می‌گشت، تا راه درخت حیات را نگاهبانی کند. ۱آدم زن خود حوا را بشناخت و او باردار شده، قائن را زایید، و گفت: «به یاری خداوند مردی حاصل کردم!» ۲و دیگر بار، برادر او هابیل را زایید. هابیل گله‌بان بود و قائن کِشتگرِ زمین. ۳پس از چندی، قائن هدیه‌ای از محصول زمین برای خداوند آورد. ۴ولی هابیل از نخست‌زادگان گلۀ خویش و از بهترین قسمتهای آنها هدیه‌ای آورد. خداوند هابیل و هدیۀ او را منظور داشت، ۵ولی قائن و هدیه‌اش را منظور نداشت. پس قائن بسیار خشمگین شد و دلریش گشت. ۶آنگاه خداوند به قائن گفت: «از چه سبب خشمگینی و چرا دلریش گشته‌ای؟ ۷اگر آنچه را که نیکوست انجام دهی، آیا پذیرفته نمی‌شوی؟ ولی اگر آنچه را که نیکوست انجام ندهی، بدان که گناه بر در به کمین نشسته و مشتاق توست، اما تو باید بر آن چیره شوی.»

امثال ۳.۳۴-۴.۲۲ (نماز شامگاهی)

۳۴او تمسخرگران را تمسخر می‌کند، ولی فروتنان را فیض می‌بخشد. ۳۵حکیمان وارث عزّت می‌شوند، اما نصیب جاهلان رسوایی خواهد بود. ۱ای پسران، به رهنمود یک پدر گوش فرا دهید؛ توجه کنید تا فهم را به دست آورید. ۲من شما را آموزشِ نیکو می‌دهم، تعلیم مرا ترک مکنید. ۳زیرا که من نیز پدر خود را پسر بودم و عزیز و یگانه در چشم مادرم. ۴پدرم مرا آموخته، می‌گفت: «دل تو به سخنان من تمسک جوید؛ فرامین مرا نگاه دار تا زنده بمانی. ۵حکمت را کسب کن و فهم را به دست آور؛ کلمات دهانم را از یاد مبر و از آنها انحراف مورز. ۶ترکش مکن که نگاهبان تو خواهد بود؛ دوستش بدار که از تو مراقبت خواهد کرد. ۷حکمت، برترین است، پس حکمت را به دست آور؛ به بهای همۀ دارایی خویش، فهم را کسب کن. ۸آن را برافراز که تو را سرافراز خواهد ساخت؛ آن را در بر گیر که تو را عزّت خواهد بخشید. ۹تاج زیبایی بر سرت خواهد نهاد و افسر جلال به تو خواهد بخشید.» ۱۰پسرم! گوش فرا ده و آنچه می‌گویم بپذیر که سالهای عمرت بسیار خواهد شد. ۱۱من راه حکمت را به تو می‌آموزم و در مسیر راست هدایتت می‌کنم. ۱۲چون در راه بروی، قدمهایت را مانعی نخواهد بود؛ چون بدوی، نخواهی لغزید. ۱۳رهنمود را به چنگ گیر و آن را فرو مگذار؛ پاسش بدار، زیرا که حیات توست. ۱۴به راه شریران پا مگذار و در طریق بدکاران گام مزن. ۱۵از آن دوری کن و در آن ره مسپار؛ از آن، روی بگردان و به راه خویش رو. ۱۶زیرا تا شرارتی نکنند نمی‌خُسبند، و تا کسی را نلغزانند خواب به چشمشان نمی‌آید. ۱۷نانِ شرارت را می‌خورند و شرابِ خشونت را می‌نوشند. ۱۸طریق پارسایان همچون طلوع سپیده‌دمان است، که تا روشنایی نیمروز، نور آن هر دم فزونی می‌گیرد. ۱۹اما راه شریران همچون تاریکیِ غلیظ است و نمی‌دانند که از چه می‌لغزند. ۲۰پسرم، به آنچه می‌گویم توجه کن؛ و به سخنانم نیک گوش فرا ده. ۲۱آنها را از نظر دور مکن بلکه در قلبت نگاهشان بدار؛ ۲۲زیرا برای یابندگان خود حیاتند و شفا برای تمامیِ تن ایشان.

یادبودها

قدیس تاراسیوس، اسقف اعظم قسطنطنیه (۸۰۶)

He was a nobleman born in Constantinople, and distinguished himself in a secular career, rising in the year 780 to the rank of protasecretis, Principal Secretary of State to the Emperor Constantine VI and his mother the Empress Irene, who was serving as regent.

His life took a sudden turn when, in 784, Patriarch Paul IV resigned, recommending Tarasios as the only man capable of restoring the Patriarchate, ravaged by the iconoclast heresy, to true Faith and full communion with the other Patriarchates. Tarasios, though unwilling, was virtually forced to accept the Patriarchate by the rulers and the Senate: he agreed at last on condition that an Ecumenical Council be summoned immediately to put an end to the iconoclast heresy. In a few days he was raised from a layman through all the degrees of the clergy and on December 25 784, was consecrated Archbishop of Constantinople.

At Saint Tarasios’ insistence, the Imperial rulers summoned a Church Council, which met at Constantinople in 786. Before its sessions had even begun, iconoclasts burst into the church and drove out the Fathers, who were forced to reconvene in Nicaea, where the first session opened. Patriarch Tarasios presided, and the Council concluded with a condemnation of the iconoclast heresy and the restoration of veneration of the holy images.

As Archbishop, the Saint was a model of humility, compassion, and firmness in the Faith. He refused to have any servants and dressed simply, a living rebuke to the luxury that had corrupted the clergy at that time. His works of charity were so great that he became known to the people as ‘the new Joseph’: he founded hospices and shelters, distributed the Church’s wealth freely to the poor, and often invited the poor to his own table to share his simple fare. He insisted on exercising all gentleness and mercy in restoring repentant heretics to the Church, a policy that met with opposition from the more severe leaders of the Studion monastery. At the same time he was unbending in the defense of the Faith: when the Emperor Constantine came of age he repudiated his wife Mary in order to marry Theodota, one of her servants. The Patriarch refused to bless the adulterous union and threatened the Emperor with excommunication if he persisted in sin. The Emperor had Tarasios imprisoned, forced his licit wife to enter a monastery, and found a priest, Joseph, to bless his second marriage. The following year Constantine was blinded and dethroned, and Tarasios regained his freedom.

The holy Patriarch continued to serve his Church faithfully, occupying the episcopal throne for a total of twenty-six years. In his last years, despite a long and painful illness, he continued to serve the Divine Liturgy daily, supporting himself with his staff. In the year 806, serving at the altar, he began to chant from Psalm 85, Bow down thine ear, O Lord, and hear me, and gave up his soul to God.

“In 820, the Emperor Leo the Armenian, who for seven years had supported the iconoclasts and had fiercely persecuted the Orthodox, had a disturbing dream. He saw a stern-looking Saint Tarasius ordering a man by the name of Michael to run Leo himself through with a sword. Six days later, Leo was in fact assasinated by Michael the Stammerer, who seized power… In physical appearance, Saint Tarasius is said to have closely resembled Saint Gregory the Theologian.” (Synaxarion)