Orthodox Calendar

۷ سپتامبر ۲۰۲۸
پنجشنبه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهید سوزون کیلیکیه (۲/۳)
  • رسولان مقدس اِوودوس و اونسیفوروس هفتاد
  • شهید مقدس اِوپسیخیوس قیصریه (سده ۲)
  • قدیس یوحنا، اسقف اعظم نووگورود
  • قدیس کاسیا (کاسیانی) سراینده (سده ۹)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۱.۱-۱۰, ۲۰-۲.۵ (رساله)

۱از پولس، رسولی که رسالتش نه از جانب انسانها و نه به واسطۀ انسان، بلکه به واسطۀ عیسی مسیح و خدای پدر است که او را از مردگان برخیزانید، ۲و نیز از همۀ برادرانی که با منند، به کلیساهای غَلاطیه: ۳فیض و سلامتی بر شما باد، از جانب خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح ۴که جان خود را در راه گناهان ما داد تا ما را به ارادۀ خدا و پدر ما، از عصرِ شریرِ حاضر رهایی بخشد. ۵او را تا ابد جلال باد. آمین. ۶در شگفتم که شما بدین زودی از آن که شما را به واسطۀ فیض مسیح فرا خوانده است رویگردان شده، به سوی انجیلی دیگر می‌روید. ۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که شما را مشوش می‌سازند و بر‌آنند که انجیل مسیح را تحریف کنند. ۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد! ۹چنانکه پیشتر گفتیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد! ۱۰آیا تأیید مردم را می‌خواهم یا تأیید خدا را؟ آیا می‌کوشم مردم را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمی‌بودم. ۲۰در حضور خدا به شما اطمینان می‌دهم که آنچه می‌نویسم دروغ نیست. ۲۱پس از آن، به نواحی سوریه و کیلیکیه رفتم. ۲۲در آن زمان هنوز کلیساهای یهودیه که در مسیح هستند، مرا به چهره نمی‌شناختند. ۲۳آنها فقط شنیده بودند، «آن مردی که پیشتر آزار بر ما روا‏ می‌داشت، اکنون به همان ایمان بشارت می‌دهد که در گذشته به نابودی آن کمر بسته بود.» ۲۴و آنان به‌خاطر من خدا را تمجید می‌کردند. ۱پس از چهارده سال، دیگر بار همراه برنابا به اورشلیم رفتم و تیتوس را نیز با خود بردم. ۲امّا رفتنم در نتیجۀ دریافت مکاشفه‌ای بود. در آنجا انجیلی را که در میان غیریهودیان موعظه می‌کنم بدیشان عرضه داشتم؛ البته در خلوت، و نیز تنها به رهبران سرشناس، مبادا بیهوده بدوم یا دویده باشم. ۳امّا حتی همسفرم تیتوس، با اینکه یونانی بود، مجبور نشد ختنه شود. ۴این از آن سبب پیش آمد که بعضی از برادرانِ دروغین را با مقاصد نهانی به جمع ما درآوردند، و آنان به جمع ما رخنه کردند تا آن آزادی را که در مسیحْ عیسی داریم جاسوسی کنند و ما را به بندگی بکشانند. ۵ولی ما دمی هم تسلیم آنها نشدیم تا حقیقت انجیل نزد شما محفوظ بماند.

مرقس ۵.۱-۲۰ (انجیل)

۱سپس به آن سوی دریا، به ناحیۀ جِراسیان رفتند. ۲چون عیسی از قایق پیاده شد، مردی که گرفتار روح پلید بود، از گورستان بیرون آمد و بدو برخورد. ۳آن مرد در گورها به سر می‌برد و دیگر کسی را توان آن نبود که او را حتی با زنجیر در بند نگاه دارد. ۴زیرا بارها او را با زنجیر و پابندِ آهنین بسته بودند، امّا زنجیرها را گسیخته و پابندهای آهنین را شکسته بود. هیچ‌کس را یارای رام کردن او نبود. ۵شب و روز در میان گورها و بر تپه‌ها فریاد برمی‌آورد و با سنگ خود را زخمی می‌کرد. ۶چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمد و روی بر زمین نهاده، ۷با صدای بلند فریاد زد: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند می‌دهم که عذابم ندهی!» ۸زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این مرد به در آی!» ۹آنگاه عیسی از او پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد: «نامم لِژیون است؛ زیرا بسیاریم.» ۱۰و به عیسی التماس بسیار کرد که آنها را از آن ناحیه بیرون نکند. ۱۱در تپه‌های آن حوالی، گلۀ بزرگی خوک در حال چرا بود. ۱۲ارواح پلید از عیسی خواهش کرده، گفتند: «ما را به درون خوکها بفرست؛ بگذار به آنها درآییم.» ۱۳عیسی اجازه داد. پس بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند. گله‌ای که شمار آن حدود دو هزار خوک بود، از سراشیبی تپه به درون دریا هجوم برد و در آب غرق شد. ۱۴خوکبانان گریختند و این واقعه را در شهر و روستا بازگفتند، چندان که مردم بیرون آمدند تا آنچه را رخ داده بود، ببینند. ۱۵آنها نزد عیسی آمدند و چون دیدند آن مرد دیوزده که پیشتر گرفتار لِژیون بود، اکنون جامه به تن کرده و عاقل در آنجا نشسته است، وحشت کردند. ۱۶کسانی که ماجرا را به چشم دیده بودند، آنچه را بر مرد دیوزده و خوکها گذشته بود، برای مردم بازگفتند. ۱۷آنگاه مردم از عیسی خواهش کردند که سرزمین ایشان را ترک گوید. ۱۸چون عیسی سوار قایق می‌شد، مردی که پیشتر دیوزده بود، تمنا کرد که همراه وی برود. ۱۹امّا عیسی اجازه نداد و گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و به آنها بگو که خداوند برای تو چه کرده و چگونه بر تو رحم نموده است.» ۲۰پس آن مرد رفت و در سرزمین دِکاپولیس، به اعلام هرآنچه عیسی برای او کرده بود، آغاز کرد و مردم همه در شگفت می‌شدند.

یادبودها

شهید سوزون کیلیکیه (۲/۳)

He began life as a pagan shepherd in Lycaonia. Coming to faith in Christ, he was baptized and received the name Sozon (“Save”). Thereafter he took every opportunity to proclaim the Gospel to his countrymen and to urge them to give up their idols. Entering a temple of Artemis in Cilicia, he cut off its golden hand, broke it into pieces, and distributed the gold to the poor. When he learned that because of this some were being punished unjustly for theft, he gave himself up to the governor Maximian. He was beaten to death with rods, by some accounts in 288, by others in 304.

رسولان مقدس اِوودوس و اونسیفوروس هفتاد

St Evodus (or Evodius) is mentioned by St Ignatios of Antioch. He was a disciple of the Apostle Peter and succeeded him as Bishop of Antioch. It is said that the name “Christians” for members of the Church was given by Evodus. He was martyred during a visit by the Emperor Vespasian to Antioch. St Onesiphorus is mentioned by the Apostle Paul in his second epistle to St Timothy, where he calls Onesiphorus a friend and helper. He was a bishop in Colophon in Asia Minor, where he met martyrdom for Christ.

شهید مقدس اِوپسیخیوس قیصریه (سده ۲)

He was the son of a wealthy pagan senator in Caesarea of Cappadocia. When his father died, he gave his inheritance to the poor, proclaiming the Kingdom of God while he did so. For this he was arrested by Sapricius, Governor of Cappadocia, and put in prison. He persuaded his jailers to release him for awhile, and set about giving away the remainder of his worldly goods, first to his accusers and persecutors, then to the poor. When all his wealth was gone, he voluntarily returned to prison. He was viciously scourged several times, then beheaded. At his martyrdom, it is said that milk instead of blood flowed from his body.

قدیس یوحنا، اسقف اعظم نووگورود

“He was first a married priest and then, from 1163, bishop in Novgorod, building seven churches during his lifetime. He had a vision of the holy Mother of God and a rare power over demons, making them obey him, and he once miraculously preserved Novgorod from an attack by seventy-two princes. He suffered from diabolical temptations, but overcame them all by the power of the Cross and by prayer. Retiring to a monastery in old age, he received the Great Habit and entered peacefully into rest in the Lord on September 7th, 1185.” (Prologue)

قدیس کاسیا (کاسیانی) سراینده (سده ۹)

She was born in Constantinople to a noble family, and grew to be unusually beautiful and learned — so much so that she was chosen to participate in a ‘bride show’, at which the Emperor Theophilos was to choose a wife. Struck by Kassia’s beauty, the Emperor approached her and said ‘Through a woman came forth the baser things,’ referring to Eve’s transgression. Kassia responded, ‘Through a woman came forth the better things’, referring to the Incarnation of Christ through His Most Pure Mother. Stung by her reply, the Emperor rejected her and chose Theodora as his wife. Kassia entered monastic life and founded a women’s monastery in Constantinople, closely allied with the Stoudion Monastery. Serving as abbess of the monastery, she wrote many liturgical hymns, at least twenty of which are included in the services of the Church. Best-known (or at least most closely associated with her) is the Hymn of Kassiani, sung at Matins on Holy Wednesday. She reposed in peace.