Orthodox Calendar

۲۴ سپتامبر ۲۰۲۸
یکشنبه شانزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • شهیدان جدید مقدس آلاسکا

یادبودها

  • مقدس نخستین شهید تکلا, برابر به رسولان (سده ۱)
  • قدیس سیلوان, بزرگ کوه آتوس (۱۹۳۸) (۱۱ سپتامبر ت.ق)
  • قدیس استفان, اول-تاج‌گذاری شده پادشاه صربستان (شمعون راهب) (۱۲۲۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۳.۹-۱۴ (نماز شامگاهی)

۹تمامی قومها گرد هم آیند، و ملتها جمع شوند. کیست در میان آنها که این را بیان کند، و امور نخستین را بر ما اعلام دارد؟ شاهدان خود را بیاورند تا ثابت کنند که ایشان راست می‌گویند؛ تا دیگران بشنوند و بگویند: «آری، درست است.» ۱۰خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و خادم من که شما را برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید، و دریابید که من او هستم. پیش از من خدایی مصوّر نشده، و پس از من نیز نخواهد بود. ۱۱من، آری من، یهوه هستم، و جز من نجات‌دهنده‌ای نیست. ۱۲من بیان داشته و نجات داده و اعلام کرده‌ام، و خدایی بیگانه در میان شما نبوده است. خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و من خدا هستم. ۱۳آری از ایام قدیم من اویم؛ کسی از دست من رهایی نتواند داد؛ چون من عمل کنم، کیست که آن را برگرداند؟» ۱۴خداوند که ولیّ شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌فرماید: «من به‌خاطر شما به بابِل خواهم فرستاد و همۀ ایشان یعنی کَلدانیان را در همان کشتیهایی که بدان فخر می‌کنند، وادار به فرار خواهم کرد.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

لوقا ۲۴.۱۲-۳۵ (انجیل پنجم صبحگاهی)

۱۲با این همه، پطرس برخاست و به سوی مقبره دوید و خم شده نگریست، امّا جز کفن چیزی ندید. پس حیران از آنچه روی داده بود، به خانه بازگشت. ۱۳در همان روز، دو تن از آنان به دهکده‌ای می‌رفتند، عِمائوس نام، واقع در دو فرسنگی اورشلیم. ۱۴ایشان دربارۀ همۀ وقایعی که رخ داده بود، با یکدیگر گفتگو می‌کردند. ۱۵همچنان که سرگرم بحث و گفتگو بودند، عیسی، خود، نزد آنها آمد و با ایشان همراه شد. ۱۶امّا او را نشناختند زیرا چشمان ایشان بسته شده بود. ۱۷از آنها پرسید: «در راه، دربارۀ چه گفتگو می‌کنید؟» آنها با چهره‌هایی اندوهگین، خاموش ایستادند. ۱۸آنگاه یکی از ایشان که کْلِئوپاس نام داشت، در پاسخ گفت: «آیا تو تنها شخص غریب در اورشلیمی که از آنچه در این روزها واقع شده بی‌خبری؟» ۱۹پرسید: «چه چیزی؟» گفتند: «آنچه بر عیسای ناصری گذشت. او پیامبری بود که در پیشگاه خدا و نزد همۀ مردم، کلام و اعمال پرقدرتی داشت. ۲۰سران کاهنان و بزرگان ما او را سپردند تا به مرگ محکوم شود و بر صلیبش کشیدند. ۲۱امّا ما امید داشتیم او همان باشد که می‌بایست اسرائیل را رهایی بخشد. افزون بر این، به‌واقع اکنون سه روز از این وقایع گذشته است. ۲۲برخی از زنان نیز که در میان ما هستند، ما را به حیرت افکنده‌اند. آنان امروز صبح زود به مقبره رفتند، ۲۳امّا پیکر او را نیافتند. آنگاه آمده، به ما گفتند فرشتگانی را در رؤیا دیده‌اند که به ایشان گفته‌اند او زنده است. ۲۴برخی از دوستان ما به مقبره رفتند و اوضاع را همان‌گونه که زنان نقل کرده بودند، یافتند، امّا او را ندیدند.» ۲۵آنگاه به ایشان گفت: «ای بی‌خردان که دلی دیرفهم برای باور کردن گفته‌های انبیا دارید! ۲۶آیا نمی‌بایست مسیح این رنجها را ببیند و سپس به جلال خود درآید؟» ۲۷سپس از موسی و همۀ انبیا آغاز کرد و آنچه را که در تمامی کتب مقدّس دربارۀ او گفته شده بود، برایشان توضیح داد. ۲۸چون به دهکده‌ای که مقصدشان بود نزدیک شدند، عیسی وانمود کرد که می‌خواهد دورتر برود. ۲۹آنها اصرار کردند و گفتند: «با ما بمان، زیرا چیزی به پایان روز نمانده و شب نزدیک است.» پس داخل شد تا با ایشان بماند. ۳۰چون با آنان بر سفره نشسته بود، نان را برگرفت و شکر نموده، پاره کرد و به ایشان داد. ۳۱در همان هنگام، چشمان ایشان گشوده شد و او را شناختند، امّا در‌ دم از نظرشان ناپدید گشت. ۳۲آنها از یکدیگر پرسیدند: «آیا هنگامی که در راه با ما سخن می‌گفت و کتب مقدّس را برایمان تفسیر می‌کرد، دل در درون ما نمی‌تپید؟» ۳۳پس بی‌درنگ برخاستند و به اورشلیم بازگشتند. آنجا آن یازده رسول را یافتند که با دوستان خود گرد ‌آمده، ۳۴می‌گفتند: «این حقیقت دارد که خداوند قیام کرده است، زیرا بر شَمعون ظاهر شده است.» ۳۵سپس، آن دو نیز بازگفتند که در راه چه روی داده و چگونه عیسی را هنگام پاره کردن نان شناخته‌اند.

دوم قرنتیان ۶.۱-۱۰ (رساله)

۱در مقام همکاران خدا، از شما استدعا داریم که فیض خدا را بیهوده نیافته باشید. ۲زیرا خدا می‌گوید: «در زمان لطف خود، تو را اجابت کردم و در روز نجات، یاری‌ات دادم.» هان، اکنون زمان لطف خداست؛ هان، امروز روز نجات است. ۳ما در هیچ چیز سبب لغزش کسی نمی‌شویم، تا خدمتمان ملامت کرده نشود، ۴بلکه در هر چیز شایستگی خود را نشان می‌دهیم، آن‌گونه که از خادمان خدا انتظار می‌رود: با بردباریِ بسیار در زحمات، در سختیها، در تنگناها، ۵در تازیانه‌ها، در زندانها، در هجوم خشمگین مردم، در کار سخت، در بی‌خوابی، و در گرسنگی؛ ۶با پاکی، با معرفت، با صبر، با مهربانی، با روح‌القدس، با محبت بی‌ریا، ۷با راستگویی، با قدرت خدا، با اسلحۀ پارسایی به دست راست و چپ؛ ۸در عزّت و ذلّت، و بدنامی و نیکنامی. گویی گمراه‌کننده، امّا حقیقت را می‌گوییم؛ ۹گویی گمنام، امّا شناخته شده‌ایم؛ گویی در حال مرگ، امّا هنوز زنده‌ایم؛ گویی دستخوش مجازات، امّا از پا درنیامده‌ایم؛ ۱۰گویی غمگین، امّا همواره شادمانیم؛ گویی فقیر، امّا بسیاری را دولتمند می‌سازیم؛ گویی بی‌چیز، امّا صاحب همه چیزیم.

Romans 8.28-39 (رساله, شهیدان جدید)

۲۸می‌دانیم در حق آنان که خدا را دوست می‌دارند و بر طبق ارادۀ او فرا خوانده شده‌اند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است. ۲۹زیرا آنان را که از پیش شناخت، ایشان را همچنین از پیش معین فرمود تا به شکل پسرش درآیند، تا او فرزند ارشد از برادران بسیار باشد. ۳۰و آنان را که از پیش معین فرمود، همچنین فرا خواند؛ و آنان را که فرا خواند، همچنین پارسا شمرد؛ و آنان را که پارسا شمرد، همچنین جلال بخشید. ۳۱در برابر همۀ اینها چه می‌توانیم گفت؟ اگر خدا با ماست، کیست که بتواند بر ضد ما باشد؟ ۳۲او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه همۀ ما فدا ساخت، آیا همراه با او همه چیز را به ما نخواهد بخشید؟ ۳۳کیست که برگزیدگان خدا را متهم کند؟ خداست که آنها را پارسا می‌شمارد! ۳۴کیست که محکومشان کند؟ مسیحْ عیسی که مرد، بلکه برخیزانیده نیز شد و به دست راست خداست، اوست که برای ما شفاعت می‌کند! ۳۵کیست که ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ سختی یا فشار یا آزار یا قحطی یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟ ۳۶چنانکه نوشته شده است: «ما همۀ روز، به‌خاطر تو به کام مرگ می‌رویم و همچون گوسفندان کُشتاری شمرده می‌شویم.» ۳۷به‌عکس، در همۀ این امور ما برتر از پیروزمندانیم، به واسطۀ او که ما را محبت کرد. ۳۸زیرا یقین دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشتگان و نه ریاستها، نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده، نه هیچ قدرتی، ۳۹و نه بلندی و نه پستی، و نه هیچ چیز دیگر در تمامی خلقت، قادر نخواهد بود ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیحْ عیسی است، جدا سازد.

لوقا ۵.۱-۱۱ (انجیل)

۱یک روز که عیسی در کنار دریاچۀ جِنیسارِت ایستاده بود و جمعیت از هر سو بر او ازدحام می‌کردند تا کلام خدا را بشنوند، ۲در کنار دریا دو قایق دید که صیادان از آنها بیرون آمده، مشغول شستن تورهایشان بودند. ۳پس بر یکی از آنها که متعلق به شَمعون بود سوار شد و از او خواست قایق را اندکی از ساحل دور کند. سپس خود بر قایق نشست و به تعلیم مردم پرداخت. ۴چون سخنانش به پایان رسید، به شَمعون گفت: «قایق را به جایی عمیق ببر، و تورها را برای صید ماهی در آب افکنید.» ۵شَمعون پاسخ داد: «استاد، همۀ شب را سخت تلاش کردیم و چیزی نگرفتیم. امّا چون تو می‌گویی، تورها را در آب خواهیم افکند.» ۶وقتی چنین کردند، آنقدر ماهی گرفتند که چیزی نمانده بود تورهایشان پاره شود! ۷از این رو، از دوستان خود در قایق دیگر به اشاره خواستند تا به یاری‌شان آیند. آنها آمدند و هر دو قایق را آنقدر از ماهی پر کردند که چیزی نمانده بود در آب فرو روند. ۸چون شَمعون پطرس این را دید، به پاهای عیسی افتاد و گفت: «ای خداوند، از من دور شو، زیرا مردی گناهکارم!» ۹چه خود و همراهانش از واقعۀ صید ماهی شگفت‌زده بودند. ۱۰یعقوب و یوحنا، پسران زِبِدی، نیز که همکار شَمعون بودند، همین حال را داشتند. عیسی به شَمعون گفت: «مترس، از این پس مردم را صید خواهی کرد.» ۱۱پس آنها قایقهای خود را به ساحل راندند و همه چیز را ترک گفته، از پی او روانه شدند.

لوقا ۲۱.۱۲-۱۹ (انجیل, شهیدان جدید)

۱۲«امّا پیش از این همه، شما را گرفتار کرده، آزار خواهند رسانید و به کنیسه‌ها و زندانها خواهند سپرد، و به‌خاطر نام من، شما را نزد پادشاهان و والیان خواهند برد ۱۳و این‌گونه فرصت خواهید یافت تا شهادت دهید. ۱۴این را خوب به خاطر بسپارید که پیشاپیش نگران نباشید در دفاع از خود چه بگویید. ۱۵زیرا به شما کلام و حکمتی خواهم داد که هیچ‌یک از دشمنانتان را یارای مقاومت یا مخالفت با آن نباشد. ۱۶حتی والدین و برادرانتان، و خویشان و دوستانتان شما را تسلیم دشمن خواهند کرد و برخی از شما را خواهند کشت. ۱۷مردم همه به‌خاطر نام من از شما نفرت خواهند داشت. ۱۸امّا مویی از سرتان گُم نخواهد شد. ۱۹با پایداری، جان خود را نجات خواهید داد.

یادبودها

مقدس نخستین شهید تکلا, برابر به رسولان (سده ۱)

She was born in Iconium of prominent pagan parents. At the age of eighteen she was instructed in the Faith of Christ by the Apostle Paul himself. She forsook her family and her betrothed, vowing herself to a life of virginity in the service of Christ. She traveled in the ministry of the Gospel with St Paul. After many travels and sufferings for the sake of Christ, she retired to Seleucia to devote herself to prayer and asceticism. There she healed many of the sick by her prayers, and brought many more to the Faith. Some local doctors envied her and sent some young men to rape her, superstitiously thinking that her healing powers might reside in her virginity. The Prologue says ‘Thecla fled from these insolent young men and, when she saw that they would catch her, prayed to God for help in front of a rock, and the rock opened and hid the holy maiden and bride of Christ. This rock was her hiding-place and her tomb.’

قدیس سیلوان, بزرگ کوه آتوس (۱۹۳۸) (۱۱ سپتامبر ت.ق)

He was a Russian peasant who traveled to Mt Athos and became a monk in the Russian Monastery of St Panteleimon. He lived so simply, humbly and quietly that he might be forgotten had not Fr Sophrony (Sakharov) become his spiritual child and, after the Saint’s repose, written a book describing his life and teaching: St Silouan of Mt Athos, one of the great spiritual books of our time. It was through Fr Sophrony’s efforts that St Silouan was glorified as a Saint.

Following a vision of Christ Himself, St Silouan withdrew to a hermitage to devote himself entirely to prayer; but he was called back to serve as steward to the monastery. Though he now supervised some two hundred men, he only increased his prayers, withdrawing to his cell to pray with tears for each individual worker under his care. For more than fifteen years he struggled with demonic attacks during prayer until he was almost in despair. At this point Christ spoke to him in a vision, saying ‘The proud always suffer from demons.’ Silouan answered ‘Lord, teach me what I must do that my soul may become humble.’ To this he received the reply, Keep thy mind in hell, and despair not. Silouan made this his discipline in every moment of his life, and was granted the grace of pure prayer. He said that if he ever let his mind wander from the fire of hell, disruptive thoughts would once again plague him. In his humiliation he was filled with a pervasive love for all — he said many times that the final criterion of true Christian faith is unfeigned love for enemies, and that ‘to pray for others is to shed blood.’

St Silouan demonstrates that the Church’s true Theologians are those who manifest in their own lives the fruits of the Church’s hesychastic spirituality, however insignificant they may appear to the eyes of the world.

قدیس استفان, اول-تاج‌گذاری شده پادشاه صربستان (شمعون راهب) (۱۲۲۴)

“Crowned king at Zica, his foundation, by his brother and spiritual father, St Sava, he was a devout Christian and a wise and peace-loving ruler. Stephen, together with St Sava, raised Orthdooxy to great heights among his people. At his desire, St Sava made him a monk at the time of his death, giving him the name of Simon. He entered into rest in the Lord on September 24th, 1224, and his relics are preserved at Studenica.” (Prologue)