Orthodox Calendar

۱۶ آوریل ۲۰۲۸
پاسخای مقدس

بدون روزه

اعیاد

  • رستاخیز خداوند و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح

یادبودها

  • آغاز پنتیکوستاریون
  • شهیدان باکره آگاپه، ایرنه و خیونیا

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱.۱-۸ (رساله)

۱من کتاب نخست خود را، ای تِئوفیلوس، در باب همۀ اموری تألیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد ۲تا روزی که به واسطۀ روح‌القدس دستورهایی به رسولان برگزیدۀ خود داد و سپس به بالا برده شد. ۳او پس از رنج کشیدن، خویشتن را بر آنان ظاهر ساخت و با دلایل بسیار ثابت کرد که زنده شده است. پس به مدت چهل روز بر آنان ظاهر می‌شد و دربارۀ پادشاهی خدا با ایشان سخن می‌گفت. ۴یک بار در حین صرف غذا بدیشان امر فرمود که: «اورشلیم را ترک مکنید، بلکه منتظر آن وعدۀ پدر باشید که از من شنیده‌اید. ۵زیرا یحیی با آب تعمید می‌داد، امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روح‌القدس تعمید خواهید یافت.» ۶پس چون گرد هم آمده بودند، از او پرسیدند: «خداوندا، آیا در این زمان است که پادشاهی را به اسرائیل باز خواهی گردانید؟» ۷عیسی پاسخ داد: «بر شما نیست که ایام و زمانهایی را که پدر در اختیار خود نگاه داشته است بدانید؛ ۸امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.»

یوحنا ۱.۱-۱۷ (انجیل)

۱در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ ۲همان در آغاز با خدا بود. ۳همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت. ۴در او حیات بود و آن حیات، نور آدمیان بود. ۵این نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافت. ۶مردی آمد که از جانب خدا فرستاده شده بود؛ نامش یحیی بود. ۷او برای شهادت دادن آمد، برای شهادت بر آن نور، تا همه به واسطۀ او ایمان آورند. ۸او خودْ آن نور نبود، بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد. ۹آن نور حقیقی که به هر انسانی روشنایی می‌بخشد، براستی به جهان می‌آمد. ۱۰او در جهان بود، و جهان به واسطۀ او پدید آمد؛ امّا جهان او را نشناخت. ۱۱او به مُلک خویش آمد، ولی قومِ خودش او را نپذیرفتند. ۱۲امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورْد؛ ۱۳آنان که نه با تولدی بشری، نه از خواهشِ تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند. ۱۴و کلام، انسان شد و در میان ما مسکن گزید. ما بر جلال او نگریستیم، جلالی شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی. ۱۵یحیی بر او شهادت می‌داد و ندا می‌کرد که «این است کسی که درباره‌اش گفتم: ”آن که پس از من می‌آید بر من برتری یافته، زیرا پیش از من وجود داشته است“.» ۱۶از پُری او ما همه بهره‌مند شدیم، فیض از پی فیض. ۱۷زیرا شریعت به واسطۀ موسی داده شد؛ فیض و راستی به واسطۀ عیسی مسیح آمد.

یادبودها

شهیدان باکره آگاپه، ایرنه و خیونیا

These three sisters lived in Aquilea. When the Emperor Diocletian was visiting there, he learned that they were Christians and had them brought to him. When they would not deny Christ, they were cast into prison, then handed over to a general named Dulcitius for torture. Dulcitius conceived a passion for the sisters, and entered the prison planning to defile them; but when he tried to enter, he was deprived of his reason and fell upon the dirty pots at the entrance, embracing and kissing them until he was completely black with soot. Hearing of this, the Emperor appointed another general to torment the sisters. After terrible tortures Agape and Chionia were burned, but the sadistic general, knowing her pledge of virginity to the Lord, ordered Irene to be put in a brothel. By God’s providence she was shot with an arrow before she could be forced to endure this fate.

So ends the version given in the Great Horologion. The Prologue gives a slightly different version: When Irene was being led to the brothel, an angel turned the soldiers back and led Irene to the top of a high hill. The next day the general came with his soldiers to capture her, but were unable to climb it. The general then ordered that Irene be shot with arrows.

St Anastasia, a prophetess in that town, gathered the bodies of all three sisters and gave them burial.