Orthodox Calendar

۷ مارس ۲۰۲۸
سه‌شنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • هفت کشیش‌شهید خرسون

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۵.۷-۱۶ (ساعت ششم)

۷آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود! ۸وای بر شما که خانه بر خانه و مزرعه بر مزرعه می‌افزایید، تا آنگاه که مکانی باقی نمانَد و شما تنها صاحبانِ زمین در میان آن باشید! ۹خداوندِ لشکرها در گوش من گفت: «براستی که خانه‌های بسیار منهدم خواهد شد؛ خانه‌‌‌های بزرگ و مجلل، خالی از سَکَنِه خواهد گشت. ۱۰از ده جریب تاکستان، تنها یک بَت شراب حاصل خواهد شد، و از یک حومِر تخم، تنها یک ایفَه غَله.» ۱۱وای بر آنان که سحرگاهان برمی‌خیزند تا در پی مُسکِرات روند، و شب تا دیرگاه بیدار می‌مانند تا شرابْ ایشان را گرم کند! ۱۲در بزمهای ایشان بربط و چنگ است، و دف و نی و شراب؛ اما به کارهای خداوند نظر نمی‌کنند، و عمل دستهای او را نمی‌بینند. ۱۳بنابراین، قوم من به سبب عدم معرفت به اسارت خواهند رفت؛ اشراف ایشان گرسنگی خواهند کشید، و عوام ایشان از تشنگی بی‌تاب خواهند شد. ۱۴از این رو هاویه گلوی خود را گشادتر کرده، و دهان خویش را بی‌اندازه گشوده است؛ نجبای اورشلیم و عوام آن، عربده‌‌کشان و وجدکنندگان آن، بدان فرو خواهند رفت. ۱۵مردمان خم خواهند شد، و هر یک ذلیل خواهند گشت، و چشمان متکبران پست خواهد گردید. ۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود.

پیدایش ۴.۸-۱۵ (نماز شامگاهی)

۸قائن به برادر خویش هابیل گفت: «بیا تا به صحرا برویم». و چون در صحرا بودند قائن بر برادرش هابیل برخاست و او را کشت. ۹آنگاه خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی‌دانم؛ مگر من نگهبان برادرم هستم؟» ۱۰خداوند فرمود: «چه کرده‌ای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی‌آورد. ۱۱و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را گشود تا خون برادرت را از دست تو دریافت کند. ۱۲چون زمین را کِشت کنی، دیگر قوّت خود را به تو نخواهد داد. و تو بر زمین آواره و سرگردان خواهی بود.» ۱۳قائن به خداوند گفت: «مکافاتم بیش از تحمل من است. ۱۴هان امروز مرا از این زمین طرد کردی و از حضور تو پنهان خواهم بود. پس در جهان آواره و سرگردان خواهم بود و هر که مرا یابد، مرا خواهد کشت.» ۱۵آنگاه خداوند به او گفت: «در این صورت، هر که قائن را بکشد، از او هفت چندان انتقام گرفته خواهد شد.» و خداوند نشانی بر قائن نهاد تا اگر کسی او را بیابد، وی را نکشد.

امثال ۵.۱-۱۵ (نماز شامگاهی)

۱پسرم! به حکمت من توجه کن، و به بصیرت من نیک گوش فرا ده؛ ۲تا دوراندیشی را پاس داری و لبانت معرفت را نگاه دارد. ۳زیرا از لبان زن زناکار عسل می‌چکد، و زبان او از روغن چربتر است. ۴اما سرانجامش همچون اَفسَنطین، تلخ است، و تیز همچون شمشیرِ دو دم. ۵پاهایش به کام مرگ فرو می‌رود؛ و گامهایش مستقیم به گور می‌انجامد. ۶به راه حیات هرگز نمی‌اندیشد؛ گمراه است، اما این را نمی‌داند. ۷پس اکنون، پسرم به من گوش فرا ده، و سخنان زبانم را ترک مگو. ۸راه خویش از او دور نگاه دار و به درِ خانه‌اش نزدیک مشو. ۹مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی و سالهای خویش را به آن که بی‌رحم است. ۱۰مبادا بیگانگان از دولت تو سیر شوند و دسترنج تو، خانۀ غریبه را آباد کند؛ ۱۱و در پایانِ عمر، ناله سر دهی، آنگاه که گوشت و تَنَت زایل شده باشد. ۱۲و بگویی: «دریغا که از تأدیب بیزار بودم! و افسوس که دل من توبیخ را خوار شمرد! ۱۳آوای معلمانِ خویش نشنیدم و به آموزگاران خود گوش فرا ندادم. ۱۴و در میان قوم و جماعت، به لبۀ پرتگاه رسیده‌ام.» ۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن.

یادبودها

هفت کشیش‌شهید خرسون

These seven holy Bishops give a vivid picture of the dangers endured by those who traveled to proclaim the Gospel of Christ in the early centuries of the Church. All seven were sent as missionary bishops to Cherson on the Black Sea, and all seven died there as Martyrs. Hermon, Bishop of Jerusalem, first sent Ephraim and Basileus; Basileus raised the son of the prince of Cherson to life, after which many believed and were baptized. The unbelievers, though, bound him by the feet and dragged him through the streets until he died. Ephraim was beheaded when he refused to make sacrifice to the idols. Eugenios, Agathodoros, and Elpidios were then sent by the Bishop of Jerusalem; they were beaten to death with rods and stones. Aetherius was sent during the reign of Constantine the Great, and was able to govern the Church in freedom and peace, and to build a church in Cherson. Capito, the last to be sent, brought the Gospel to the fierce Scythians. To prove the power of his God, they asked him to go into a burning furnace, saying that if he was not consumed, they would believe. Putting all his trust in God, the holy Bishop vested himself, made the sign of the Cross, and entered the furnace. He stood in the flames, fervently praying, for an hour, and came out untouched. The spectators cried out ‘There is one God, the great and powerful God of the Christians, who keeps His servant safe in the burning furnace!’, and all those in the town and the surrounding countryside were baptized. This miracle was spoken of at the Council of Nicea (325). Later, Scythian unbelievers captured Capito and drowned him in the River Dnieper.

The Prologue says that Aetherios ended his life in peace; the Great Horologion, that he was drowned. All these holy missionaries labored around the beginning of the fourth century.