Orthodox Calendar

۲۱ فوریه ۲۰۲۸
دوشنبه هفته پنیرخوری

روزه — روزه گوشت

یادبودها

  • قدیس اِوستاتیوس, اسقف اعظم انطاکیه (۳۳۷)
  • قدیس یوحنا اسکولاستیک, پاتریارک قسطنطنیه (۵۷۷)
  • قدیس زکریا, پاتریارک اورشلیم (۶۳۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

سوم یوحنا ۱.۱-۱۴ (رساله)

۱از شیخ کلیسا، به گایوس عزیز که او را در ’حقیقت‘ دوست می‌دارم. ۲ای عزیز، دعایم این است که از هر جهت کامیاب باشی و در تندرستی به سر بَری، همچنان که جانت نیز کامیاب است. ۳بسی شادمان شدم که برادران آمده، بر وفاداری‌ات به حقیقت و شیوۀ سلوکت در آن شهادت دادند. ۴هیچ چیز مرا بیش از این شاد نمی‌کند که بشنوم فرزندانم در ’حقیقت‘ سلوک می‌کنند. ۵ای عزیز، تو در همۀ کارهایت برای برادران، امانت خود را نشان می‌دهی، بخصوص اینکه نزد تو بیگانه‌اند. ۶ایشان نیز در حضور کلیسا بر محبت تو شهادت داده‌اند؛ پس کاری نیکو می‌کنی اگر ایشان را آن گونه که سزاوار خداست، روانۀ سفر کنی. ۷زیرا که ایشان به خاطر آن نام عزیمت کرده‌اند و از غیریهودیان کمکی دریافت نداشته‌اند. ۸پس باید که ما چنین کسان را حمایت کنیم تا با ایشان در پیشبرد حقیقت همکاری کرده باشیم. ۹مطلبی به کلیسا نوشتم، امّا دیوتْرِفیس که جایگاه نخست را دوست می‌دارد، اقتدار ما را گردن نمی‌نهد. ۱۰پس چون بیایم، به آنچه می‌کند رسیدگی خواهم کرد، چرا که مغرضانه دربارۀ ما بد می‌گوید، و به این هم بسنده نکرده، از پذیرش برادران سر باز می‌زند؛ و کسانی را نیز که می‌خواهند ایشان را بپذیرند، بازداشته، از کلیسا بیرون می‌راند. ۱۱ای عزیز، بدی را سرمشق خود مساز، بلکه از نیکویی سرمشق گیر؛ زیرا نیکو‌کردار از خداست، امّا بدکردار خدا را ندیده است. ۱۲همگان دربارۀ دیمیتریوس نیکو شهادت می‌دهند، حتی خودِ حق. ما نیز چنین شهادت می‌دهیم و می‌دانی که شهادت ما راست است. ۱۳بسیار چیزها داشتم به تو بنویسم، لیکن نمی‌خواهم با مرکّب و قلم باشد. ۱۴امّا امیدوارم بزودی تو را ببینم و رویاروی گفتگو کنیم.

لوقا ۱۹.۲۹-۴۰, ۲۲.۷-۳۹ (انجیل)

۲۹چون به نزدیکی بِیت‌فاجی و بِیت‌عَنْیا که بر فراز کوهی بود رسید، دو تن از شاگردان خود را فرستاده گفت: ۳۰«به دهکده‌ای که پیش روی شماست، بروید. چون وارد شدید، کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال کسی بر آن سوار نشده است. آن را باز کنید و به اینجا بیاورید. ۳۱اگر کسی از شما پرسید: ”چرا آن را باز می‌کنید؟“ بگویید: ”خداوند بدان نیاز دارد.“‌» ۳۲فرستادگان رفتند و همه چیز را چنان یافتند که عیسی گفته بود. ۳۳و چون کره را باز می‌کردند، صاحبانش به ایشان گفتند: «چرا کره را باز می‌کنید؟» ۳۴پاسخ دادند: «خداوند بدان نیاز دارد.» ۳۵آنان کره را نزد عیسی آوردند. سپس رداهای خود را بر آن افکندند و عیسی را بر آن نشاندند. ۳۶همچنان که عیسی پیش می‌راند، مردم رداهای خود را بر سر راه می‌گستردند. ۳۷چون نزدیک سرازیری کوه زیتون رسید، جماعتِ شاگردان همگی شادمانه خدا را با صدای بلند به‌خاطر همۀ معجزاتی که از او دیده بودند سپاس گفته، ۳۸ندا در دادند که: «مبارک است پادشاهی که به نام خداوند می‌آید! صلح و سلامت در آسمان و جلال در عرشِ برین باد!» ۳۹برخی از فَریسیان از میان جمعیت به عیسی گفتند: «استاد، شاگردانت را عتاب کن!» ۴۰در پاسخ گفت: «به شما می‌گویم اگر اینان خاموش شوند، سنگها به فریاد خواهند آمد!» ۷پس روز عید فَطیر که می‌بایست برۀ پِسَخ قربانی شود، فرا رسید. ۸عیسی، پطرس و یوحنا را فرستاده، گفت: «بروید و شام پِسَخ را برایمان تدارک ببینید تا بخوریم.» ۹پرسیدند: «کجا می‌خواهی تدارک ببینیم؟» ۱۰پاسخ داد: «هنگامی که داخل شهر می‌شوید، مردی با کوزه‌ای آب به شما برمی‌خورد. از پی او به خانه‌ای بروید که بدان داخل می‌شود ۱۱و به صاحبخانه بگویید: ”استاد می‌گوید: ’میهمانخانه کجاست تا شام پِسَخ را با شاگردانم بخورم؟“‘ ۱۲او بالاخانۀ بزرگ و مفروشی به شما نشان خواهد داد. در آنجا تدارک ببینید.» ۱۳آنها رفتند و همه چیز را همان‌گونه یافتند که به ایشان گفته بود، و پِسَخ را تدارک دیدند. ۱۴ساعت مقرر فرا رسید و عیسی با رسولان خود بر سفره بنشست. ۱۵آنگاه به ایشان گفت: «اشتیاق بسیار داشتم پیش از رنج کشیدنم، این پِسَخ را با شما بخورم. ۱۶زیرا به شما می‌گویم که دیگر از آن نخواهم خورد تا آن هنگام که در پادشاهی خدا تحقق یابد.» ۱۷پس جامی برگرفت و شکر کرد و گفت: «این را بگیرید و میان خود تقسیم کنید. ۱۸زیرا به شما می‌گویم که تا آمدن پادشاهی خدا دیگر از محصول مو نخواهم نوشید.» ۱۹همچنین نان را برگرفته، شکر کرد و پاره نمود و به آنها داد و گفت: «این بدن من است که برای شما داده می‌شود؛ این را به یاد من به جا آرید.» ۲۰به همین‌سان، پس از شام جام را برگرفت و گفت: «این جام، عهد جدید است در خون من، که به‌خاطر شما ریخته می‌شود. ۲۱امّا دست آن کس که قصد تسلیم من دارد، با دست من در سفره است. ۲۲پسر انسان آن‌گونه که مقدّر است، خواهد رفت، امّا وای بر آن کس که او را تسلیم دشمن می‌کند.» ۲۳آنگاه به پرسش از یکدیگر آغاز کردند که کدام‌یک چنین خواهد کرد. ۲۴نیز جدالی میانشان درگرفت در این باره که کدام‌یک از ایشان بزرگتر است. ۲۵عیسی بدیشان گفت: «پادشاهانِ دیگرْ قومها بر ایشان سروری می‌کنند؛ و حاکمانِ ایشان ’ولی‌نعمت‘ خوانده می‌شوند. ۲۶امّا شما چنین مباشید. بزرگترین در میان شما باید همچون کوچکترین باشد و رهبر باید همچون خادم بُوَد. ۲۷زیرا کدام‌یک بزرگتر است، آن که بر سفره نشیند یا آن که خدمت کند؟ آیا نه آن که بر سفره نشیند؟ امّا من در میان شما همچون خادم هستم. ۲۸«شما کسانی هستید که در آزمایشهای من در کنارم ایستادید. ۲۹پس همان‌گونه که پدرم پادشاهی‌ای به من عطا کرد، من نیز به شما عطا می‌کنم، ۳۰تا بر سفرۀ من در پادشاهی من بخورید و بیاشامید و بر تختها بنشینید و بر دوازده قبیلۀ اسرائیل داوری کنید. ۳۱«ای شَمعون، ای شَمعون، شیطان اجازه خواست شما را همچون گندم غَربال کند. ۳۲امّا من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود. پس چون بازگشتی، برادرانت را استوار بدار.» ۳۳امّا او در پاسخ گفت: «ای سرورم، من آماده‌ام با تو به زندان بروم و جان بسپارم.» ۳۴عیسی جواب داد: «پطرس، بدان که امروز پیش از بانگ خروس، سه بار انکار خواهی کرد که مرا می‌شناسی.» ۳۵سپس از آنها پرسید: «آیا زمانی که شما را بدون کیسۀ پول و توشه‌دان و کفش گسیل داشتم، به چیزی محتاج شدید؟» پاسخ دادند: «نه، به هیچ چیز.» ۳۶پس به آنها گفت: «امّا اکنون هر که کیسه یا توشه‌دان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامۀ خود را فروخته، شمشیری بخرد. ۳۷زیرا این نوشته باید دربارۀ من تحقق یابد که: ”او از خطاکاران محسوب شد.“ آری، آنچه دربارۀ من نوشته شده، در شرف تحقق است.» ۳۸شاگردان گفتند: «ای خداوند، بنگر، دو شمشیر داریم.» به ایشان گفت: «کافی است!» ۳۹سپس عیسی بیرون رفت و بنا‌ به عادت، راهی کوه زیتون شد و شاگردانش نیز از پی او رفتند.

یادبودها

قدیس اِوستاتیوس, اسقف اعظم انطاکیه (۳۳۷)

He was consecrated Bishop of Berea (Aleppo) in Syria, then of Antioch in 324. He took an active part in the Council of Nicea against the Arian heresy. His zeal for the Faith aroused the hatred of various heretics, who convened a council in Antioch where, by means of slanders and false witnesses, they were able to have the holy bishop deposed and exiled to Thrace, where he died a few years later.

The deposition of the Saint caused a schism in the Church of Antioch which was not healed until 414 (see St Meletius, Feb. 12). Saint John Chrysostom publicly praised Eustathius as a Martyr, and his relics were finally brought back to Antioch in 482. The Synaxarion says “The people then went in jubilation to meet him with lights and incense, and escorted him as he made a triumphal entry into his city, which thus recovered its unity in the Faith and in the veneration of this champion of Orthodoxy.”

قدیس یوحنا اسکولاستیک, پاتریارک قسطنطنیه (۵۷۷)

He came from the region of Antioch, and only became a clergyman at the age of fifty. He won a wide reputation as representative of the Patriarchate of Antioch at Constantinople, and was elected Patriarch of Constantinople following the deposition of Eutyches in 565. He compiled the Nomocanon, a collection of Church canons, and added the Communion hymn “Of Thy Mystical Supper…” to the Divine Liturgy. He reposed in peace.

قدیس زکریا, پاتریارک اورشلیم (۶۳۲)

He was the Skevophylax, keeper of the sacred vessels in the Church of Constantinople, then was made Patriarch of Jerusalem in 609. When the Persians took Jerusalem in 614 and took the Precious Cross of our Lord as a trophy, Zachariah went to Persia with the Cross, clasping it in his arms. In 631 the Emperor Heraclius conquered the Persians and recovered the Cross, bringing it to Constantinople. According to one account, Zachariah returned with the Cross, then returned to governing the Church in Jerusalem until his repose in 632 when Modestus (who had been acting in his absence) succeeded him. According to another account, Saint Zachariah died in exile, and Modestus was made Patriarch when the Holy Cross returned to Jerusalem.