Orthodox Calendar

۱۳ فوریه ۲۰۲۸
یکشنبه پسر ولگرد

بدون روزه

یادبودها

  • قدیس مارتینیان قیصریه (۴۲۲)
  • رسولان مقدس و شهیدان پریسکیلا و آکیلا
  • قدیس شمعون عطرریز, بنیانگذار خیلاندار صومعه (۱۲۰۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

اول قرنتیان ۶.۱۲-۲۰ (رساله)

۱۲«همه چیز بر من جایز است،» امّا همه چیز مفید نیست. «همه چیز بر من رواست،» امّا نمی‌گذارم چیزی بر من تسلط یابد. ۱۳«خوراک برای شکم است و شکم برای خوراک، و خدا، هم این و هم آن را از میان بر خواهد داشت.» امّا بدن برای بی‌عفتی نیست، بلکه برای خداوند است و خداوند نیز برای بدن، ۱۴و خدا به نیروی خود، هم خداوند را برخیزانید و هم ما را بر خواهد خیزانید. ۱۵آیا نمی‌دانید که بدنهای شما اعضای مسیح است؟ آیا اعضای مسیح را برگیرم و آنها را اعضای فاحشه‌ای گردانم؟ هرگز! ۱۶آیا نمی‌دانید کسی که با فاحشه‌ای می‌پیوندد، با او یک تن می‌شود؟ زیرا نوشته شده است: «آن دو یک تن خواهند شد.» ۱۷امّا آن که با خداوند می‌پیوندد، با او یک روح است. ۱۸از بی‌عفتی بگریزید! هر گناه دیگر که انسان مرتکب شود بیرون از بدن اوست، امّا کسی که مرتکب بی‌عفتی می‌شود، نسبت به بدن خود گناه می‌کند. ۱۹آیا نمی‌دانید که بدن شما معبد روح‌القدس است که در شماست و او را از خدا یافته‌اید، و دیگر از آنِ خود نیستید؟ ۲۰به بهایی خریده شده‌اید، پس خدا را در بدن خود تجلیل کنید.

لوقا ۱۵.۱۱-۳۲ (انجیل)

۱۱سپس ادامه داد و فرمود: «مردی را دو پسر بود. ۱۲روزی پسر کوچک به پدر خود گفت: ”ای پدر، سهمی را که از دارایی تو به من خواهد رسید، اکنون به من بده.“ پس پدر دارایی خود را بین آن دو تقسیم کرد. ۱۳پس از چندی، پسر کوچکتر آنچه داشت گرد آورد و راهی دیاری دوردست شد و ثروت خویش را در آنجا به عیاشی بر ‌باد داد. ۱۴چون هر چه داشت خرج کرد، قحطی شدید در آن دیار آمد و او سخت به تنگدستی افتاد. ۱۵از این رو، خدمتگزاریِ یکی از مردمان آن سامان را پیشه کرد، و او وی را به خوکبانی در مزرعۀ خویش گماشت. ۱۶پسر آرزو داشت شکم خود را با خوراک خوکها سیر کند، امّا هیچ‌کس به او چیزی نمی‌داد. ۱۷سرانجام به خود آمد و گفت: ”ای بسا کارگران پدرم خوراک اضافی نیز دارند و من اینجا از فرط گرسنگی تلف می‌شوم. ۱۸پس برمی‌خیزم و نزد پدر می‌روم و می‌گویم: ’پدر، به آسمان و به تو گناه کرده‌ام. ۱۹دیگر شایسته نیستم پسرت خوانده شوم. با من همچون یکی از کارگرانت رفتار کن.“‘ ۲۰«پس برخاست و راهی خانۀ پدر شد. امّا هنوز دور بود که پدرش او را دیده، دل بر وی بسوزاند و شتابان به سویش دویده، در آغوشش کشید و غرق بوسه‌اش کرد. ۲۱پسر گفت: ”پدر، به آسمان و به تو گناه کرده‌ام. دیگر شایسته نیستم پسرت خوانده شوم.“ ۲۲امّا پدر به خدمتکارانش گفت: ”بشتابید! بهترین جامه را بیاورید و به او بپوشانید. انگشتری بر انگشتش و کفش به پاهایش کنید. ۲۳گوسالۀ پرواری آورده، سر ببرید تا بخوریم و جشن بگیریم. ۲۴زیرا این پسر من مرده بود، زنده شد؛ گم شده بود، یافت شد!“ پس به جشن و سرور پرداختند. ۲۵«و امّا پسر بزرگتر در مزرعه بود. چون به خانه نزدیک شد و صدای رقص و آواز شنید، ۲۶یکی از خدمتکاران را فرا خواند و پرسید: ”چه خبر است؟“ ۲۷خدمتکار پاسخ داد: ”برادرت آمده و پدرت گوسالۀ پرواری سر بریده، زیرا پسرش را به سلامت بازیافته است.“ ۲۸چون این را شنید، برآشفت و نخواست به خانه درآید. پس پدر بیرون آمد و به او التماس کرد. ۲۹امّا او در جواب پدر گفت: ”اینک سالهاست تو را چون غلامان خدمت کرده‌ام و هرگز از فرمانت سر نپیچیده‌ام. امّا تو هرگز حتی بزغاله‌ای به من ندادی تا با دوستانم ضیافتی به پا کنم. ۳۰و حال که این پسرت بازگشته است، پسری که دارایی تو را با روسپیها بر باد داده، برایش گوسالۀ پرواری سر بریده‌ای!“ ۳۱پدر گفت: ”پسرم، تو همواره با من هستی، و هرآنچه دارم، مال توست. ۳۲امّا اکنون باید جشن بگیریم و شادی کنیم، زیرا این برادر تو مرده بود، زنده شد؛ گم شده بود، یافت شد!“‌»

یادبودها

قدیس مارتینیان قیصریه (۴۲۲)

“The life of this saint is wonderful beyond measure and is worth reading in full. What did he not endure to fulfil the Law of God? At the age of eighteen, he went off into a mountain in Cappadocia called the Ark and spent 25 years in fasting, vigils and prayer, and struggling with manifold temptations. When a woman came to tempt him and he saw that he would fall into sin with her, he leapt barefoot into the fire and stood in it until the pain brought forth tears from his eyes and he had killed all lust within himself. When other temptations arose, he fled to a lonely rock in the sea and lived there. When, though, in a shipwreck, a woman swam to the rock, he leapt into the sea intending to drown himself. But a dolphin took him upon its back and brought him, by God’s providence, to the shore. He then decided to make nowhere his permanent home but to travel incessantly. Thus he passed through 164 towns in two years, exhorting and advising the people. He finally arrived in Athens, where he died in 422.” (Prologue)

رسولان مقدس و شهیدان پریسکیلا و آکیلا

Aquila and his wife Priscilla (or Prisca) were Jews from Pontus who settled in Rome, where they worked as tent-makers. When the Emperor Claudius expelled all Jews from Rome in 49-50, they moved to Corinth. (They may already have been Christians; at that time the Empire made no distinction between Christians and Jews.) In Corinth they hosted the Apostle Paul, who lived and worked with them for awhile (Acts 18:1-3). They worked diligently with the Apostle, traveled with him, and were considered worthy to bring Apollos (December 8) to a full knowledge of the Faith (Acts 18:26)

Priscilla and Aquila returned to Rome around 58, and later went to Ephesus; they were living there when St Paul asked his disciple Timothy, Bishop of Ephesus, to greet them (2 Tim. 4:19). It was probably in Ephesus that they were martyred by the pagans.

قدیس شمعون عطرریز, بنیانگذار خیلاندار صومعه (۱۲۰۰)

He was born in 1114. In the world, he ruled the kingdom of Serbia as Stephen Nemanja; after ruling wisely and mercifully for many years, he renounced all worldly wealth and glory in 1196 to become a monk. Traveling to the Holy Mountain, he took for his spiritual father his own son Sava, who had preceded him in renouncing royal honor for a life of prayer. Together Symeon (as he was named in monastic life) and his son founded Hilandar monastery. His wife Anna became a nun, taking the name Anastasia; she is also commemorated as a saint of the Church. After his repose, St Symeon’s relics exuded a fragrant and healing myrrh. Saint Sava brought his father’s holy relics back to Serbia. The Synaxarion says “From Saint Symeon’s empty tomb at Chilandar, a vine miraculously sprang up whose dried grape seeds are to this day sent all over the world as a blessing for childless married couples.”