Orthodox Calendar

۸ اکتبر ۲۰۲۸
یکشنبه هجدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • قدیسه پلاگیا توبه‌کار (۴۶۱)
  • قدیس تائیس توبه‌کار زن گناهکار (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

یوحنا ۲۰.۱-۱۰ (انجیل هفتم صبحگاهی)

۱در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگامی که هوا هنوز تاریک بود، مریم مَجدَلیّه به مقبره آمد و دید که سنگ از برابر آن برداشته شده است. ۲پس دوان دوان نزد شَمعون پطرس و آن شاگرد دیگر که عیسی دوستش می‌داشت، رفت و به آنان گفت: «سرورمان را از مقبره برده‌اند و نمی‌دانیم کجا گذاشته‌اند.» ۳پس پطرس همراه با آن شاگرد دیگر بیرون آمده، به سوی مقبره روان شدند. ۴و هر دو با هم می‌دویدند؛ امّا آن شاگرد دیگر تندتر رفته، از پطرس پیش افتاد و نخست به مقبره رسید. ۵پس خم شده، نگریست و دید که پارچه‌های کفن در آنجا هست، امّا درون مقبره نرفت. ۶شَمعون پطرس نیز از پی او آمد و درون مقبره رفته، دید که پارچه‌های کفن در آنجا هست، ۷امّا دستمالی که گرد سر عیسی بسته بودند نه در کنار پارچه‌های کفن، بلکه جداگانه تا شده و در جایی دیگر گذاشته شده است. ۸پس آن شاگرد دیگر نیز که نخست به مقبره رسیده بود، به درون آمد و دید و ایمان آورد. ۹زیرا هنوز کتب مقدّس را درک نکرده بودند که او باید از مردگان برخیزد. ۱۰آنگاه آن دو شاگرد به خانۀ خود بازگشتند.

دوم قرنتیان ۹.۶-۱۱ (رساله)

۶به یاد داشته باشید که هر که اندک بکارد، اندک هم خواهد دروید، و هر که فراوان بکارد، فراوان هم بر خواهد داشت. ۷هر کس همان قدر بدهد که در دل قصد کرده است، نه با اکراه و اجبار، زیرا خدا بخشندۀ شادمان را دوست می‌دارد. ۸و خدا قادر است هر نعمت را برای شما بس فزونی بخشد تا در همه چیز همواره همۀ نیازهایتان برآورده شود و برای انجام هر کارِ نیکو، به‌فراوانی داشته باشید. ۹چنانکه نوشته شده: «با گشاده‌دستی به نیازمندان بخشیده، نیکوکاری‌اش جاودانه پاینده است.» ۱۰و او که بذر را برای کشاورز و نان را برای خوردن فراهم می‌سازد، بذرتان را مهیا ساخته، فزونی خواهد بخشید و محصول پارسایی شما را فراوان خواهد ساخت. ۱۱آنگاه از هر حیث دولتمند خواهید شد تا بتوانید در هر فرصتی سخاوتمند باشید، و این سخاوت شما به واسطۀ ما به سپاس خدا خواهد انجامید.

لوقا ۷.۱۱-۱۶ (انجیل)

۱۱چندی بعد، عیسی رهسپار شهری شد به نام نائین. شاگردان و جمعیتی انبوه نیز او را همراهی می‌کردند. ۱۲به نزدیکی دروازۀ شهر که رسید، دید مرده‌ای را می‌برند که یگانه پسر بیوه‌زنی بود. بسیاری از مردمان شهر نیز آن زن را همراهی می‌کردند. ۱۳خداوند چون او را دید، دلش بر او بسوخت و گفت: «گریه مکن.» ۱۴سپس نزدیک رفت و تابوت را لمس کرد. کسانی که آن را حمل می‌کردند، ایستادند. عیسی گفت: «ای جوان، تو را می‌گویم، برخیز!» ۱۵مرده راست نشست و سخن گفتن آغاز کرد! عیسی او را به مادرش سپرد. ۱۶ترس و هیبت بر همۀ آنان مستولی شد و در حالی که خدا را ستایش می‌کردند، می‌گفتند: «پیامبری بزرگ در میان ما ظهور کرده است. خدا به یاری قوم خود آمده است.»

یادبودها

قدیسه پلاگیا توبه‌کار (۴۶۱)

“This Saint was a prominent actress of the city of Antioch, and a pagan, who lived a life of unrestrained prodigality and led many to perdition. Instructed and baptized by a certain bishop named Nonnus (November 10), she departed to the Mount of Olives near Jerusalem, where she lived as a recluse, feigning to be a eunuch called Pelagius. She lived in such holiness and repentance that within three or four years she was deemed worthy to repose in an odour of sanctity, in the middle of the fifth century. Her tomb on the Mount of Olives has been a place of pilgrimage ever since.” (Great Horologion). The Prologue adds that Pelagia had accumulated a large fortune as a courtesan, all of which she gave away to the poor upon her conversion.

قدیس تائیس توبه‌کار زن گناهکار (سده ۴)

She lived in Alexandria, where, when she was seventeen, her own mother placed her in a brothel, where due to her great beauty she was able to amass some wealth. Saint Serapion (March 21), hearing about Thaïs and her way of life, was moved by God to try to convert her. He dressed himself as a soldier, found her, gave her a gold piece, and went with her to her room. When the door was shut, he put aside his tunic, revealing his monastic robe, and asked if he might speak with her. With tears he told her of the doom that awaits sinners, and of the infinite mercy of God, who desires that all should be saved and welcomes every repentant sinner. Thaïs, her heart melted by his words, ran to the public square, burned all the fine clothes and possessions that she had acquired through her trade, and went with Serapion to a women’s monastery. There he instructed her to stay secluded in her cell, beseeching God’s mercy constantly and only eating every other day; she was to do this until she was instructed otherwise. Thaïs lived in this way for three years, with such zeal that she amazed all her monastic sisters. Meanwhile St Serapion went to St Anthony the Great to ask him if God had accepted Thaïs’ repentance. Saint Anthony and his brethren spent a night in prayer and received a vision in which they were assured that Thaïs had been found worthy of God’s mercy. Returning to the monastery, Serapion made the repentant Saint leave her cell, though by now she only wished to spend her life in repentant prayer. After spending only fifteen days in the common life of the monastery, the holy Thaïs reposed in peace.