Orthodox Calendar

۱۸ سپتامبر ۲۰۲۷
شنبه هفته سیزدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • شنبه بعد از برافراشتن صلیب

یادبودها

  • قدیس اِومنس، اسقف گورتینا
  • قدیس آریادنه فریگیا (سده ۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۱.۲۶-۲۹ (رساله, شنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۲۶ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمی‌شدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیب‌زادگان نبودید. ۲۷امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت می‌پندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف می‌شمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛ ۲۸خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر می‌انگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد، ۲۹تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند.

اول قرنتیان ۲.۶-۹ (رساله)

۶امّا در عین حال، ما در میان بالغان به بیان حکمت می‌پردازیم، امّا نه حکمتی که متعلق به عصر حاضر یا حکمرانان این عصر باشد که محکوم به زوالند، ۷بلکه حکمت خدا را بیان می‌کنیم که در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان، برای جلال ما مقرر فرمود. ۸امّا هیچ‌یک از حکمرانان عصر حاضر این حکمت را درک نکردند، زیرا اگر آن را درک کرده بودند، خداوندِ جلال را بر صلیب نمی‌کردند. ۹چنانکه آمده است: «آنچه را هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و به هیچ اندیشه‌ای نرسیده، خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.»

یوحنا ۸.۲۱-۳۰ (انجیل, شنبه بعد از ارتفاع صلیب)

۲۱سپس دیگر بار به آنان گفت: «من می‌روم و شما مرا جستجو خواهید کرد، امّا در گناه خویش خواهید مرد. آنجا که من می‌روم، شما نمی‌توانید آمد.» ۲۲پس یهودیان گفتند: «آیا قصد کشتن خویش دارد که می‌گوید ”آنجا که من می‌روم، شما نمی‌توانید آمد“؟» ۲۳عیسی به ایشان گفت: «شما از پایینید، من از بالا. شما از این جهانید، امّا من از این جهان نیستم. ۲۴به شما گفتم که در گناهان خویش خواهید مرد، زیرا اگر ایمان نیاورید که من هستم، در گناهانتان خواهید مرد.» ۲۵به او گفتند: «تو کیستی؟» عیسی پاسخ داد: «همان که از آغاز به شما گفتم. ۲۶بسیار چیزها دارم که دربارۀ شما بگویم و محکومتان کنم. امّا آن که مرا فرستاد، بر حق است و من آنچه را از او شنیده‌ام، به جهان بازمی‌گویم.» ۲۷آنان درنیافتند که از پدر با ایشان سخن می‌گوید. ۲۸پس عیسی بدیشان گفت: «آنگاه که پسر انسان را برافراشتید، در خواهید یافت که من هستم و از خود کاری نمی‌کنم، بلکه فقط آن را می‌گویم که پدر به من آموخته است. ۲۹و او که مرا فرستاد، با من است. او مرا تنها نگذاشته، زیرا من همواره آنچه را که مایۀ خشنودی اوست، انجام می‌دهم.» ۳۰با این سخنان، بسیاری به او ایمان آوردند.

متی ۲۲.۱۵-۲۲ (انجیل)

۱۵سپس فَریسیان بیرون رفتند و شور کردند تا ببینند چگونه می‌توانند او را با سخنان خودش به دام اندازند. ۱۶آنها شاگردان خود را به همراه هیرودیان نزد او فرستادند و گفتند: «استاد، می‌دانیم مردی صادق هستی و راه خدا را به‌درستی می‌آموزانی و از کسی باک نداری، زیرا بر صورت ظاهر نظر نمی‌کنی. ۱۷پس رأی خود را به ما بگو؛ آیا پرداخت خَراج به قیصر رواست یا نه؟» ۱۸عیسی به بداندیشی آنان پی برد و گفت: «ای ریاکاران، چرا مرا می‌آزمایید؟ ۱۹سکه‌ای را که با آن خَراج می‌پردازید، به من نشان دهید.» آنها سکه‌ای یک دیناری به وی دادند. ۲۰از ایشان پرسید: «نقش و نام روی این سکه از آنِ کیست؟» ۲۱پاسخ دادند: «از آنِ قیصر.» به آنها گفت: «پس مال قیصر را به قیصر بدهید و مال خدا را به خدا.» ۲۲چون این را شنیدند، در شگفت شدند و او را واگذاشته، رفتند.

یادبودها

قدیس اِومنس، اسقف گورتینا

“He gave himself to Christ with his whole heart from his youth, freeing himself from two heavy burdens: the burden of riches and the burden of the flesh. He freed himself from the first by giving away all his goods to the poor and needy, and from the latter by strict fasting. He thus healed himself and was able to heal others. Passionless and filled with the grace of the Holy Spirit, Eumenius shone with a radiance that could not be hidden, as it is written: ‘A city set on a hill cannot be hid’ (Matt. 5:14), and so holy Eumenius could not be hidden from the world. Seeing him, the people chose him as their bishop in Gortyna. As a bishop, he governed Christ’s flock as a good shepherd. He was a father to the poor, riches to the needy, consolation to the sad, healing to the sick and a marvellous wonder-worker. He worked many miracles by his prayers: he killed a poisonous snake, drove out demons, healed many of the sick, and did this not only in his home city but in Rome and in the Thebaid. In the Thebaid, he brought rain from God in a time of drought, and there finally finished his earthly course and entered into the eternal presence of his Lord. He lived and worked in the seventh century.” (Prologue)

قدیس آریادنه فریگیا (سده ۲)

She lived during the reign of the Emperor Hadrian in the town of Promisea in Phrygia. Though a Christian, she was the slave of a pagan nobleman named Tertullus. To celebrate his son’s birthday, Tertullus ordered his entire household to come to a pagan temple and make sacrifice to the idols; but Ariadne stayed home, praying to the only true God. This infuriated Tertullus, who beat her, threw her in prison, then drove her from his house. He quickly changed his mind and sent his servants to bring her back. When Ariadne saw her persecutors drawing near, she knelt by a large rock and prayed. The rock split open and hid her. At this point, the Synaxarion says that Angels bearing spears appeared around the rock and drove her pursuers away. The Prologue says that the servants, unable to find Ariadne, quarrelled among themselves, came to blows, and died at one another’s hands.