Orthodox Calendar

۳ اوت ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته هفتم بعد از پنطیکاست

روزه رقاد والده خدا

یادبودها

  • قدیسان ایزاک، دالماتیوس، فاوستوس
  • مقدس عطر-حامل سالومه
  • پدر مقدس ما آنتونی رومی (۱۱۴۸)
  • شهید مقدس راژدن ایرانی، نخستین شهید گرجستان (۴۵۷)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول قرنتیان ۶.۲۰-۷.۱۲ (رساله)

۲۰به بهایی خریده شده‌اید، پس خدا را در بدن خود تجلیل کنید. ۱و امّا در خصوص مسائلی که به من نوشته بودید: «مرد را نیکوست که زن را لمس نکند.» ۲امّا به سبب بی‌عفتیهای موجود، هر مردی باید زن خود را داشته باشد، و هر زنی شوهر خود را. ۳مرد باید دِین خود را نسبت به زنش ادا کند و زن نیز دِین خود را نسبت به شوهرش. ۴زن بر بدن خود اختیار ندارد بلکه شوهرش، و مرد نیز بر بدن خود اختیار ندارد بلکه زنش. ۵پس یکدیگر را محروم نکنید، مگر با رضای یکدیگر و برای مدتی، تا خود را وقف دعا کنید. سپس باز به یکدیگر بپیوندید، مبادا شیطان شما را به سبب ناخویشتنداری در وسوسه اندازد. ۶من این را حکم نمی‌کنم، بلکه تنها جایز می‌شمارم. ۷آرزو می‌کردم همه چون من بودند، امّا هر کس عطایی خاص از خدا یافته است؛ یکی دارای یک عطاست و دیگری دارای عطایی دیگر. ۸به بیوه‌مردان و بیوه‌زنان می‌گویم که نیکوست همچون من مجرد بمانند. ۹امّا اگر خویشتنداری نمی‌کنند، همسر اختیار کنند، زیرا ازدواج از سوختن در آتش هوس بهتر است. ۱۰حکم من برای متأهلان این است - نه حکم من، بلکه حکم خداوند - که زن نباید از شوهر خود جدا شود. ۱۱امّا اگر چنین کرد، دیگر نباید شوهر اختیار کند و یا اینکه باید با شوهر خود آشتی نماید. مرد نیز نباید زن خود را طلاق گوید. ۱۲به بقیه می‌گویم - من می‌گویم نه خداوند - که اگر برادری همسر بی‌ایمان دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند، آن برادر نباید زن خود را طلاق گوید.

متی ۱۴.۱-۱۳ (انجیل)

۱در آن زمان آوازۀ عیسی به گوش هیرودیسِ حاکم رسید، ۲و او به ملازمان خود گفت: «این یحیای تعمیددهنده است که از مردگان برخاسته و از همین روست که این قدرتها از او به ظهور می‌رسد.» ۳و امّا هیرودیس به‌خاطر هیرودیا که پیشتر زنِ برادرش فیلیپُس بود، یحیی را گرفته و او را بسته و به زندان انداخته بود. ۴زیرا یحیی به او می‌گفت: «حلال نیست تو با این زن باشی.» ۵هیرودیس می‌خواست یحیی را بکشد، امّا از مردم بیم داشت، زیرا یحیی را به پیامبری قبول داشتند. ۶در روز جشن میلاد هیرودیس، دختر هیرودیا در مجلس رقصید و چنان دل هیرودیس را شاد ساخت ۷که سوگند خورد هر چه بخواهد به او بدهد. ۸دختر نیز به تحریک مادرش گفت: «سرِ یحیای تعمیددهنده را همین جا در طَبَقی به من بده.» ۹پادشاه اندوهگین شد، امّا به پاس سوگند خود و به احترام میهمانانش دستور داد که به او بدهند. ۱۰پس فرستاده، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد، ۱۱و آن را در طَبَقی آورده، به دختر دادند و او نیز آن را نزد مادرش برد. ۱۲شاگردان یحیی آمدند و بدن او را برده، به خاک سپردند و سپس رفتند و به عیسی خبر دادند. ۱۳چون عیسی این را شنید، به قایق سوار شده، از آنجا به مکانی دورافتاده به خلوت رفت. امّا مردم باخبر شده، از شهرهای خود پای پیاده از پی او روانه شدند.

یادبودها

قدیسان ایزاک، دالماتیوس، فاوستوس

St Isaac is also commemorated May 30; see his life there. St Dalmatus was a soldier in the Imperial army, but along with his son Faustus left all to become a monk at the monastery founded by St Isaac. He was present at the Third Ecumenical Council at Ephesus in 431; there he labored zealously for the Orthodox faith against Patriarch Nestorius. He was made Archimandrite of all the monasteries in Constantinople, and reposed in peace, having lived for more than eighty years.

مقدس عطر-حامل سالومه

She was the mother of the Apostles James and John, the wife of Zebedee, and the daughter of Joseph the Betrothed, who was a widower when he became betrothed to the Mother of God. She was a disciple of the Lord and one of the Myrrh-bearing women who first brought tidings of the Resurrection to the world.

پدر مقدس ما آنتونی رومی (۱۱۴۸)

He was born in Rome in 1086 to wealthy and pious parents. When the Roman Church broke away from the Orthodox around that time, those who continued to uphold Orthodoxy, Antony among them, were persecuted. Antony gave away his worldly possessions and fled to a small rocky island in the sea, where he spent fourteen months in asceticism. During this time, the island miraculously floated like a ship to Novgorod. There, Archbishop Nikita received the young monk and helped him to build a church to the holy Theotokos, which in time became a monastery. St Anthony served there as abbot for many years, reposing in peace in 1148.

شهید مقدس راژدن ایرانی، نخستین شهید گرجستان (۴۵۷)

راژدن از خاندانی از بزرگان ایران و زرتشتی بود. هنگامی که واختانگ گورگاسالی، شاه مقدس گرجستان، با بلندخت، دختر هرمز سوم، شاه ایران، ازدواج کرد، ملکه راژدن را با خود به گرجستان برد. راژدن در کارتلی مسیحی شد، و شاه واختانگ ملکی به او بخشید و او را مشاور نظامی و فرمانده کرد. پیروز، شاه ایران (پادشاهی ۴۵۷–۴۸۴)، که از مسیحی بودنِ واختانگ خشمگین بود، با سپاهی بزرگ به گرجستان تاخت، و راژدن دلیرانه با او جنگید. پیروز فرمان داد او را اسیر کنند. او را دست‌بسته نزد شاه آوردند، و شاه با مهربانیِ ساختگی به او خوشامد گفت و پرسید چرا از دین پدرانش روی گردانده است؛ و راژدن بی‌باکانه اعلام کرد که مسیحیت یگانه ایمان راستین است و مسیح یگانه نجات‌دهندهٔ راستینِ آدمیان. پیروز فرمان داد او را بی‌رحمانه بزنند: دندان‌هایش را شکستند، او را بر صخره‌های تیز کشیدند، و در زنجیرهای سنگین به زندان افکندند.

چون بزرگان گرجستان از رنج‌های او آگاه شدند، نزد پیروز آمدند و از او خواستند که راژدن را آزاد کند. پیروز او را به این پیمان که بازگردد آزاد کرد. راژدن به متسختا رفت، با خانواده‌اش و با شاه واختانگ وداع کرد، و با آنکه عزیزانش به او التماس کردند که نرود، نزد پیروز بازگشت. چون باز هم حاضر نشد به دین پدرانش بازگردد، پیروز او را به اردوگاه ایرانیان در تسرومی، در مرکز گرجستان، فرستاد و پنهانی به فرماندهٔ آن فرمان داد که او را به انکار مسیح وادارد یا بکشد. راژدن به این درخواست‌ها پاسخ داد: «چاپلوسی‌ها و رشوه‌هایت مایهٔ اهانت به من است. با شادی آماده‌ام هر رنجی را به خاطر مسیح تاب آورم!» ایرانیان با این سخن بر او حکم کردند: «اگر به آن مصلوب امید دارد، پس او نیز سزاوار مصلوب شدن است!» او را بر صلیب کشیدند و تیرباران کردند. واپسین سخنش این بود: «خداوندا، روح خود را به دستان تو می‌سپارم!» او در سال ۴۵۷ بر صلیب جان سپرد. همان شب مسیحیان پیکرش را از صلیب پایین آوردند و پنهانی به خاک سپردند. چند سال بعد شاه واختانگ ذخایر او را از تسرومی به نیکوزی برد و در کلیسای جامعی که در آنجا ساخته بود نهاد، و به نام او در اوجارما و سامگوری کلیساهایی ساخت. او نخستین شهید کلیسای گرجستان است. (کشیش ارشد زاکاریا ماچیتادزه، زندگی قدیسان گرجستان)