Orthodox Calendar

۲۷ ژوئن ۲۰۲۷
یکشنبه اول بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • همه قدیسان

یادبودها

  • قدیس سامپسون مهمان‌نواز قسطنطنیه (۵۳۰)
  • قدیس سوِروس کشیش (سده ۶)
  • قدیس یوآنا عطر-حامل (سده ۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۳.۹-۱۴ (نماز شامگاهی)

۹تمامی قومها گرد هم آیند، و ملتها جمع شوند. کیست در میان آنها که این را بیان کند، و امور نخستین را بر ما اعلام دارد؟ شاهدان خود را بیاورند تا ثابت کنند که ایشان راست می‌گویند؛ تا دیگران بشنوند و بگویند: «آری، درست است.» ۱۰خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و خادم من که شما را برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید، و دریابید که من او هستم. پیش از من خدایی مصوّر نشده، و پس از من نیز نخواهد بود. ۱۱من، آری من، یهوه هستم، و جز من نجات‌دهنده‌ای نیست. ۱۲من بیان داشته و نجات داده و اعلام کرده‌ام، و خدایی بیگانه در میان شما نبوده است. خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و من خدا هستم. ۱۳آری از ایام قدیم من اویم؛ کسی از دست من رهایی نتواند داد؛ چون من عمل کنم، کیست که آن را برگرداند؟» ۱۴خداوند که ولیّ شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌فرماید: «من به‌خاطر شما به بابِل خواهم فرستاد و همۀ ایشان یعنی کَلدانیان را در همان کشتیهایی که بدان فخر می‌کنند، وادار به فرار خواهم کرد.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

عبرانیان ۱۱.۳۳-۱۲.۲ (رساله)

۳۳که به ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعده‌ها را به چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند، ۳۴شعله‌های سوزان آتش را بی‌اثر کردند و از دَمِ شمشیر رهایی یافتند؛ ضعفشان به قوّت بدل شد، در جنگ توانمند شدند و لشکریان بیگانه را تار‌و‌مار کردند. ۳۵زنان، مردگان خود را قیام کرده بازیافتند. امّا گروهی دیگر شکنجه شدند و رهایی را نپذیرفتند، تا به رستاخیزی نیکوتر دست یابند. ۳۶بعضی استهزا شدند و تازیانه خوردند، و حتی به زنجیر کشیده شده، به زندان افکنده شدند. ۳۷سنگسار گشتند، با ارّه دو پاره شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. در جامه‌هایی محقّر از پوست گوسفند و بز در هر جا گذر کرده، تنگدست، ستمدیده و مورد آزار بودند. ۳۸اینان که جهان لایقشان نبود، در بیابانها و کوهها، و غارها و شکافهای زمین، آواره بودند. ۳۹اینان همه به سبب ایمانشان به نیکویی یاد شدند. با این حال، هیچ‌یک آنچه را که بدیشان وعده داده شده بود، نیافتند. ۴۰زیرا خدا از پیش چیزی بهتر برای ما در نظر داشت تا ایشان بدون ما به کمال نرسند. ۱پس چون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به دست و پای ما می‌پیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم. ۲و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است.

متی ۱۰.۳۲-۳۳, ۳۷-۳۸, ۱۹.۲۷-۳۰ (انجیل)

۳۲«هر که نزد مردم مرا اقرار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را اقرار خواهم کرد؛ ۳۳امّا هر که مرا نزد مردم انکار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را انکار خواهم کرد. ۳۷«هر که پدر یا مادر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد؛ و هر که پسر یا دختر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد. ۳۸هر که صلیب خود را برنگیرد و از پی من نیاید، شایستۀ من نباشد. ۲۷پطرس گفت: «اینک ما همه چیز را ترک گفته‌ایم و از تو پیروی می‌کنیم. چه چیزی نصیب ما خواهد شد؟» ۲۸عیسی به ایشان گفت: «آمین، به شما می‌گویم، در جهان نوین، هنگامی که پسر انسان بر تخت شکوهمند خود بنشیند، شما نیز که از من پیروی کرده‌اید، بر دوازده تخت خواهید نشست و بر دوازده قبیلۀ اسرائیل داوری خواهید کرد. ۲۹و هر که به‌خاطر نام من خانه یا برادر یا خواهر یا پدر یا مادر یا فرزند یا املاک خود را ترک کرده باشد، صد برابر خواهد یافت و حیات جاویدان را به دست خواهد آورد. ۳۰امّا بسیاری که اوّلین هستند آخرین خواهند شد، و آخرینها اوّلین!

یادبودها

قدیس سامپسون مهمان‌نواز قسطنطنیه (۵۳۰)

He is counted as one of the Holy Unmercenary Physicians. “This saint was born of rich and eminent parents in ancient Rome, where he studied all the secular wisdom of that time, devoting himself in particular to the study of medicine. Sampson was a compassionate and liberal physician, and gave the sick medicine for both soul and body, counselling each man to fulfil the requirements of the Christian faith. He moved to Constantinople, where he lived in a tiny house from which he distributed alms, comfort, advice, hope, medicine and all possible aid to those suffering in spirit and in body. The Patriarch heard of Sampson’s great virtue and ordained him priest. At that time the Emperor Justinian the Great became ill with what his doctors believed to be an incurable disease. The Emperor prayed with great fervor, and God revealed to him in his sleep that Sampson would heal him. When the Emperor summoned Sampson to court, the old man had only to put his hand on the diseased place and the Emperor was healed. When Justinian offered him an immense sum of money, Sampson thanked him but would accept nothing, saying to the Emperor: ‘O Emperor, I had silver and gold and other riches, but I left it all for the sake of Christ, that I might gain heavenly and eternal wealth.’ When the Emperor insisted on doing something for him, Sampson asked him to build a house for the poor. In that home, Sampson cared for the poor as a father cares for his children. His compassion for the poor and weak was second nature to him. This holy man, filled with heavenly power and goodness, entered peacefully into rest on June 27th, 530. He was buried in the Church of the Holy Martyr Mocius, his kinsman. After his death, Sampson appeared many times to those who called upon him for aid.” (Prologue)

قدیس سوِروس کشیش (سده ۶)

“He lived in central Italy. A man of rare holiness, he was once called to hear the confession of, and give Communion to, a man at the point of death. He tarried, working in his vineyard, and the news was brought to him there that the sick man had died. Stricken with grief, as if he had himself killed the man, he wept bitter tears over the corpse, and God raised the dead man to life again in response to his fervent prayer. Then Severus confessed him and gave him Communion, preparing him for a Christian leaving of this world, and on the eighth day the man died again.” (Prologue)

قدیس یوآنا عطر-حامل (سده ۱)

This is Joanna the wife of Chuza, a servant in Herod’s household (Luke 8:3). When Herod had John the Baptist beheaded, it was Joanna who recovered the head and buried it on the Mount of Olives. She reposed in peace.