Orthodox Calendar

۱۶ ژوئن ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته هفتم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • قدیس تیخون، اسقف آماتوس (۴۲۵)
  • شهیدان مقدس تیگریوس و اِوتروپیوس (۴۰۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۲۳.۱-۱۱ (رساله)

۱پولس بر اعضای شورا چشم دوخت و گفت: «برادران، من تا به امروز با وجدانی پاک در حضور خدا زندگی کرده‌ام.» ۲چون این را گفت، کاهن اعظم، حَنانیا، به کسانی که کنار پولس ایستاده بودند، دستور داد تا بر دهانش بزنند. ۳پولس بدو گفت: «خدا تو را خواهد زد، ای دیوار سفید شده! تو بر آن مسند نشسته‌ای تا مطابق شریعت مرا محاکمه کنی، امّا برخلاف شریعت، دستور به زدنم می‌دهی؟» ۴کسانی که نزدیک پولس ایستاده بودند، گفتند: «به کاهن اعظمِ خدا اهانت می‌کنی؟» ۵پولس گفت: «ای برادران، نمی‌دانستم کاهن اعظم است؛ زیرا نوشته شده: ”پیشوای قوم خود را بد مگو.“ » ۶آنگاه پولس که می‌دانست برخی از آنها صَدّوقی و برخی فَریسی‌اند، با صدای بلند در شورا گفت: «ای برادران، من فَریسی و فَریسی‌زاده‌ام، و به‌خاطر امیدم به رستاخیز مردگان است که محاکمه می‌شوم.» ۷چون این را گفت، میان فَریسیان و صَدّوقیان جرّ و بحث درگرفت و جماعت دو دسته شدند، ۸چرا که صَدّوقیان منکر قیامت و وجود فرشته و روحند، امّا فَریسیان به اینها همه اعتقاد دارند. ۹همهمه‌ای عظیم بر پا شد! برخی از علمای دین که فَریسی بودند، برخاستند و اعتراض‌کنان گفتند: «خطایی در این مرد نمی‌بینیم. از کجا معلوم که روح یا فرشته‌ای با او سخن نگفته باشد.» ۱۰جدال چنان بالا گرفت که فرمانده ترسید مبادا پولس را تکه و پاره کنند. پس به سربازان دستور داد پایین بروند و او را از چنگ آنها به در آورده، به درون قلعه ببرند. ۱۱در همان شب، خداوند کنار پولس ایستاد و گفت: «دل قوی دار! همان‌گونه که در اورشلیم بر من شهادت دادی، در روم نیز باید شهادت دهی.»

یوحنا ۱۶.۱۵-۲۳ (انجیل)

۱۵هرآنچه از آنِ پدر است، از آنِ من است. از همین رو گفتم آنچه را از آنِ من است گرفته، به شما اعلام خواهد کرد. ۱۶«پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید.» ۱۷آنگاه بعضی از شاگردان او به یکدیگر گفتند: «مقصود او از این سخن چیست که، ”پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید، و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید“؟ یا از اینکه می‌گوید ”زیرا نزد پدر می‌روم“؟» ۱۸پس به یکدیگر می‌گفتند: «این ’اندک زمان‘ که می‌گوید، چیست؟ مقصود او را درنمی‌یابیم؟» ۱۹امّا عیسی از پیش می‌د‌انست که می‌خواهند از او سؤال کنند؛ پس به ایشان گفت: «آیا در این باره با هم بحث می‌کنید که گفتم، ”پس از اندک زمانی، دیگر مرا نخواهید دید، و پس از اندک زمانی دیگر، باز مرا خواهید دید“؟ ۲۰آمین، آمین، به شما می‌گویم، شما زاری و ماتم خواهید کرد، امّا جهان شادمان خواهد شد؛ شما غمگین خواهید بود، امّا غم شما به شادی بدل خواهد شد. ۲۱زن به هنگام زایمان درد می‌کشد، از آن رو که ساعت او فرا رسیده است؛ امّا چون فرزندش به دنیا آمد، درد خود را دیگر به یاد نمی‌آورد، چرا که شاد است از این که انسانی به دنیا آمده است. ۲۲به همین‌سان، شما نیز اکنون اندوهگینید؛ امّا باز شما را خواهم دید و دل شما شادمان خواهد شد و هیچ‌کس آن شادی را از شما نخواهد گرفت. ۲۳در آن روز، دیگر چیزی از خودِ من نخواهید خواست. آمین، آمین، به شما می‌گویم، هر چه از پدر به نام من بخواهید، آن را به شما خواهد داد.

یادبودها

قدیس تیخون، اسقف آماتوس (۴۲۵)

He was born to pious Christian parents on Cyprus. Known for his piety and purity of life, he was became a clergyman, then was made Bishop of Amathus by St Epiphanios (May 12). He served faithfully as bishop in Cyprus for many years, finally reposing in peace. At this time there were still many pagans in Cyprus, and he worked tirelessly as a missionary among them, bringing many to the Faith. He was known as a wonder-worker from his youth. “His father was a baker, and whenever his father left him alone in the shop, he would distribute the bread to the poor without payment. His father reproached him once for doing this, so he prayed to God and their storehouse became so full of grain that they could open the door only with difficulty.” (Prologue) Once he planted a dry slip from a grapevine, and it miraculously turned green and bore fruit. After his repose, on his feast day the vine would be laden with unripe grapes, as usual for this time of year; but during the Divine Liturgy, the grapes would become fully ripened.

شهیدان مقدس تیگریوس و اِوتروپیوس (۴۰۴)

When St John Chrysostom was exiled, the Great Church caught fire and was destroyed. Most of the people saw this as a judgment upon the City for exiling the holy Archbishop; but St John’s enemies tried to blame his followers and persecuted them fiercely. Two of these loyal followers were Tigrios, a priest, and Eutropios, a reader. Tigrios had been a slave in his youth and was a eunuch; but once he was freed he had given his life selflessly to the service of the Church. The governor, Optatius, had Tigrios viciously tortured, then sent him into exile in Mesopotamia, where he died in captivity. Eutropios, another pure and holy servant of the Church, was flogged with whips and rods, then hanged. Christians carrying his body for burial heard a beautiful angelic chanting in the sky above them.