Orthodox Calendar

۶ آوریل ۲۰۲۷
سه‌شنبه هفته چهارم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • قدیس اِوتیخیوس, پاتریارک قسطنطنیه (۵۸۲)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲۵.۱-۹ (ساعت ششم)

۱ای یهوه، تو خدای من هستی، تو را برمی‌افرازم و نامت را می‌ستایم، زیرا که اعمال عجیب کرده‌ای، و تدبیرات قدیم خود را به انجام رسانیده‌ای، در امانت و راستی. ۲شهر را به پشته‌ای بدل کرده‌ای، و شهر مستحکم را به ویرانه‌ای؛ کاخ بیگانگان دیگر شهری نیست، و هرگز از نو بنا نخواهد شد. ۳پس ملتهای نیرومند تو را حرمت خواهند داشت، و شهرهای اقوامِ ستم‌پیشه از تو خواهند ترسید. ۴تو برای بینوایان پناهگاه بوده‌ای، پناهگاهی برای نیازمندان به هنگام تنگی. در توفانها آنان را سرپناهی، در گرمای روز سایۀ خود را بر آنان می‌گستری. زیرا دَم ستمگران مانند وزش توفان است بر دیوار، ۵و چون گرمای بیابان. تو هیاهوی بیگانگان را خاموش می‌سازی؛ چنانکه سایۀ ابری گرمای سوزان را فرو می‌نشاند، همچنان آواز ستمگران خاموش می‌گردد. ۶خداوند لشکرها در این کوه ضیافتی بر پا خواهد کرد، ضیافتی از خوراکهای لذیذ برای جمیع ملتها. ضیافتی از شراب کهنه، خوراکهای پر مغز و مرغوبترین شرابها. ۷او پوششی را که بر تمام ملتها افکنده شده است، و سِتری را که بر جمیع قومها گسترده است، در این کوه فرو خواهد بلعید. ۸او مرگ را تا به ابد فرو خواهد بلعید؛ خداوندگارْ یهوه اشکها را از هر چهره خواهد زدود، و ننگ قوم خویش را از تمامی زمین بر خواهد گرفت، زیرا که خداوند سخن گفته است. ۹در آن روز خواهند گفت: «هان این خدای ما است که منتظر او بودیم تا نجاتمان بخشد. این خداوند است که منتظر او بودیم، پس در نجات او وجد و شادی کنیم.»

پیدایش ۹.۸-۱۷ (نماز شامگاهی)

۸سپس خدا، نوح و پسرانش را با وی خطاب کرده، گفت: ۹«اینک من عهد خویش را با شما و پس از شما با فرزندان شما استوار می‌سازم، ۱۰و نیز با هر جانداری که با شما باشد، از پرندگان و چارپایان و همۀ جانوران زمین، یعنی با همۀ آنها که از کشتی بیرون آمدند؛ این برای همۀ جانوران زمین خواهد بود. ۱۱من عهد خود را با شما استوار می‌گردانم که دیگر هرگز هر ذی‌جسد به آب توفان هلاک نشود، و دیگر هرگز توفانی نباشد که همۀ زمین را ویران کند.» ۱۲و خدا گفت: «این است نشان عهدی که من میان خود و شما و هر جانداری که با شماست، برای همۀ نسلهای آینده می‌بندم. ۱۳رنگین‌کمان خود را در ابر قرار داده‌ام، و آن نشان عهدی خواهد بود که میان من و زمین است. ۱۴هرگاه ابرها را بر فراز زمین بگسترانم و رنگین‌کمان در ابرها پدیدار شود، ۱۵آنگاه عهد خود را با شما و هر جاندار ذی‌جسد به یاد خواهم آورد. و آبها دیگر هرگز سیل نخواهد شد تا هر ذی‌جسد را هلاک کند. ۱۶هرگاه رنگین‌کمان در ابرها پدیدار شود، آن را خواهم دید و عهد جاودانی میان خدا و هر جاندار ذی‌جسد را که بر زمین است به یاد خواهم آورد.» ۱۷پس خدا به نوح فرمود: «این است نشان عهدی که در میان خود و هر ذی‌جسدی که بر زمین است، استوار ساخته‌ام.»

امثال ۱۲.۸-۲۲ (نماز شامگاهی)

۸آدمی را فراخورِ عقلش می‌ستایند، اما کج‌دلان خوار شمرده می‌شوند. ۹کسی به حساب نیامدن اما خدمتگزاران داشتن، بِه از خود را کسی پنداشتن و لقمه نانی هم نداشتن! ۱۰پارسا در فکر آسایش چارپایان خود نیز هست، اما حتی شفقتِ شریران نیز ظالمانه است. ۱۱آن که بر زمین خود کار کند، نانِ سیر خواهد خورد، اما کم‌عقل است آن که از پی باد می‌دود. ۱۲شریران به مالِ غصبی دیگر بدکاران نیز چشم طمع دارند، اما ریشۀ پارسایان میوۀ خود را می‌دهد. ۱۳مرد شریر در دام زبان عِصیانگر خود گرفتار می‌آید، اما مرد پارسا از تنگنا می‌رهد. ۱۴میوۀ دهان آدمی او را از نیکویی سیر می‌سازد، کارهای دست انسان به او برمی‌گردد. ۱۵راه نادان در نظر خودش درست است، اما حکیم مشورت را می‌پذیرد. ۱۶نادان در دَم خشمش را بروز می‌دهد، اما خردمند اهانت را ناشنیده می‌گیرد. ۱۷شخص امین، حقیقت را بیان می‌کند، شاهد دروغین، فریب را. ۱۸هستند که سخنان باطلشان چون ضرب شمشیر است، اما زبان حکیمان شفا می‌بخشد. ۱۹لبهای راستگو تا ابد برقرار می‌ماند، اما زبان دروغگو دمی بیش نمی‌پاید. ۲۰خیانت است در دل کسانی که نقشه‌های پلید می‌کشند، اما شادی نصیب کسانی است که صلح برقرار می‌کنند. ۲۱پارسایان را هیچ گزندی نخواهد بود، اما شریران به بلای بسیار گرفتار خواهند آمد. ۲۲خداوند از لبهای دروغگو کراهت دارد، اما راستکرداران پسندیدۀ اویند.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی, قدیس تیخون)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی, قدیس تیخون)

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی, قدیس تیخون)

یادبودها

قدیس اِوتیخیوس, پاتریارک قسطنطنیه (۵۸۲)

He was born to devout and noble parents in Phrygia. Though his father was a prominent officer, he entered monastic life when young, and became abbot of a monastery in Amasea at the age of thirty. In 553 he was sent to the Fifth Ecumenical Council as the representative of the Metropolitan of Amasea. At the Council, he was one of those who argued, successfully, that heretics could be anathematized after their deaths. The most prominent case in point was Origen, the brilliant Christian philosopher who had written that all will eventually be saved. Eutychius’ position thus earned him the enmity of the Origenists, who still made up an influential group in the Church. Saint Eutychius became a trusted confidante of the Emperor Justinian, and when Menas, Patriarch of Constantinople, reposed, Eutychius was chosen to replace him. Eutychius ruled in peace for twelve years, but was then cast into controversy when he boldly opposed one of the most hard-to-pronounce heresies in the history of the Church: Aphthartodocetism, the belief that Christ, before his resurrection, possessed an incorruptible body, not subject to hunger, thirst or pain (though the scriptures plainly speak of Christ being weary, hungry, thirsty, weeping). The Emperor Justinian for a time fell into this variant of the Monophysite heresy, and exiled Eutychius to his monastery for twelve years. During these years Eutychius showed himself to be a wonder-worker, healing many of their diseases through his prayers. Justinian repented shortly before his death, and his successor, Justin II, called Eutychius back to the Patriarchal throne, where he served the Church in peace until his repose at the age of seventy.