Orthodox Calendar

۱۷ آوریل ۲۰۲۷
شنبه پنجم روزه بزرگ

روزه بزرگ — شراب و روغن مجاز است

اعیاد

  • شنبه آکاتیست تئوتکس

یادبودها

  • شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

عبرانیان ۹.۲۴-۲۸ (رساله)

۲۴زیرا مسیح به محرابگاهی داخل نشد که ساختۀ دست بشر و تنها شبیه محرابگاه حقیقی باشد، بلکه به خودِ آسمان داخل شد تا اکنون به نمایندگی از ما در حضور خدا ظاهر شود. ۲۵و نیز به آنجا داخل نشد تا خویشتن را بارها چون قربانی تقدیم کند، همانند کاهن اعظم که هر ساله به قُدس‌الاقداس داخل می‌شود، آن هم با خونی که خون خودش نیست. ۲۶زیرا در این صورت، مسیح می‌بایست از زمان آفرینش جهان، بارها رنج کشیده باشد. امّا او اکنون یک بار برای همیشه در نقطۀ اوج تمامی اعصار ظاهر شد تا با قربانی خود، گناه را از میان بردارد. ۲۷همان‌گونه که برای انسان یک بار مردن و پس از آن داوری مقرر است، ۲۸مسیح نیز پس از آنکه یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را بر دوش کِشد، دیگر بار ظاهر خواهد شد، نه برای رفع گناه، بلکه تا آنان را که مشتاقانه چشم به راه اویند، نجات بخشد.

عبرانیان ۹.۱-۷ (رساله, والده خدا)

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود. ۲خیمه‌ای بر پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان حضور قرار داشت؛ این مکان ’قُدس‘ خوانده می‌شد. ۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که ’قُدس‌الاقداس‘ نام داشت؛ ۴در این اتاق، مذبح زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ ’مَنّا‘، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود. ۵بر بالای صندوق، کروبیانِ ’جلال‘ بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم. ۶پس از آنکه همه چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به انجام رسانند. ۷امّا تنها کاهن اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.

مرقس ۸.۲۷-۳۱ (انجیل)

۲۷عیسی با شاگردان خود به روستاهای اطراف قیصریۀ فیلیپی رفت. در راه، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم من کِه هستم؟» ۲۸پاسخ دادند: «بعضی می‌گویند یحیای تعمیددهنده هستی، عده‌ای می‌گویند ایلیایی و عده‌ای دیگر نیز می‌گویند یکی از پیامبران هستی.» ۲۹از آنان پرسید: «شما چه می‌گویید؟ به نظر شما من که هستم؟» پطرس پاسخ داد: «تو مسیح هستی.» ۳۰امّا عیسی ایشان را منع کرد که دربارۀ او به کسی چیزی نگویند. ۳۱آنگاه عیسی به تعلیم دادن آنها آغاز کرد که لازم است پسر انسان زحمتِ بسیار بیند و از سوی مشایخ و سران کاهنان و علمای دین رد شده، کشته شود و پس از سه روز برخیزد.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

شمعونِ مقدس اسقفِ شهرهای شاهیِ سلوکیه و تیسفون در ایران بود، در روزگار آزار بزرگی در پادشاهی شاپور دوم. مغانِ (زرتشتی)، که بر رشد ایمان در سرزمینشان رشک می‌بردند، و برخی از یهودیانِ ساکن ایران، شاه را برانگیخته بودند. شاه پیش از این نیز از اسقف مقدس ناخشنود بود: خواجهٔ او، اُستازان، که پنهانی مسیحی بود، مسیح را انکار کرده بود، اما چون شمعون او را سرزنش کرد، در برابر شاه به ایمان اقرار کرد و به همین سبب اعدام شد. در جمعهٔ مقدس سال ۳۴۳، شمعون همراه دست‌کم صد تن دیگر از خادمان کلیسا برای کشته شدن فرستاده شد. شمعون هر یک را به دلیری فراخواند، و خود آخرین کسی بود که کشته شد. یک سال بعد، باز در جمعهٔ مقدس، آزاد، خواجهٔ شاه، همراه شمار بسیاری از مؤمنان به خاطر مسیح اعدام شد.