Orthodox Calendar

۴ مارس ۲۰۲۷
پنجشنبه هفته گوشت‌خوری

بدون روزه

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول یوحنا ۴.۲۰-۵.۲۱ (رساله)

۲۰اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت می‌نماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که می‌بیند، محبت نکند، نمی‌تواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید. ۲۱و ما این حکم را از او یافته‌ایم که هر که خدا را محبت می‌کند، باید برادر خود را نیز محبت کند. ۱هر که ایمان دارد عیسی همان مسیح است، از خدا مولود شده است؛ هر که پدر را محبت می‌کند، فرزند او را نیز محبت می‌کند. ۲از این‌جا می‌دانیم فرزندان خدا را محبت می‌کنیم که خدا را محبت می‌کنیم و از احکام او اطاعت می‌نماییم. ۳محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست. ۴زیرا هر که از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه می‌یابد و این است غلبه‌ای که دنیا را مغلوب کرده است، یعنی ایمان ما. ۵کیست آن که بر دنیا غلبه می‌یابد جز آن که ایمان دارد عیسی پسر خداست؟ ۶اوست آن که با آب و خون آمد، یعنی عیسی مسیح. تنها نه با آب، بلکه با آب و خون؛ و روح است که شهادت می‌دهد، چون روح، حق است. ۷زیرا سه هستند که شهادت می‌دهند: ۸روح و آب و خون؛ و این سه یک هستند. ۹اگر ما شهادت انسان را می‌پذیریم، شهادت خدا بسی بزرگتر است، زیرا شهادتی است که خدا خود دربارۀ پسرش داده است. ۱۰هر که به پسر خدا ایمان دارد، این شهادت را در خود دارد. امّا آن که شهادت خدا را باور نمی‌کند، او را دروغگو شمرده است، زیرا شهادتی را که خدا دربارۀ پسر خود داده، نپذیرفته است. ۱۱و آن شهادت این است که خدا به ما حیات جاویدان بخشیده، و این حیات در پسر اوست. ۱۲آن که پسر را دارد، حیات دارد و آن که پسر خدا را ندارد از حیات برخوردار نیست. ۱۳اینها را به شما نوشتم که به نام پسر خدا ایمان دارید، تا بدانید که از حیات جاویدان برخوردارید. ۱۴این است اطمینانی که در حضور او داریم که هر گاه چیزی بر طبق ارادۀ وی درخواست کنیم، ما را می‌شنود. ۱۵و اگر می‌دانیم که هرآنچه از او درخواست کنیم ما را می‌شنود، پس اطمینان داریم که آنچه از او خواسته‌ایم، دریافت کرده‌ایم. ۱۶اگر کسی ببیند برادرش گناهی می‌کند که به مرگ نمی‌انجامد، دعا کند و خدا به او حیات خواهد بخشید. این را دربارۀ کسی می‌گویم که گناهش به مرگ نمی‌انجامد. گناهی هست که به مرگ می‌انجامد. دربارۀ چنین گناهی نمی‌گویم که باید دعا کرد. ۱۷هر عمل نادرستی گناه است، ولی گناهی هم هست که به مرگ نمی‌انجامد. ۱۸ما می‌دانیم که هر که از خدا مولود شده است، در گناه زندگی نمی‌کند، بلکه آن ’مولودِ خدا‘ او را حفظ می‌کند و دست آن شریر به او نمی‌رسد. ۱۹ما می‌دانیم که از خدا هستیم و تمامی دنیا در آن شریر لمیده است. ۲۰همچنین می‌دانیم که پسر خدا آمده و به ما بصیرت بخشیده تا حق را بشناسیم، و ما در او هستیم که حق است، یعنی در پسر او عیسی مسیح. اوست خدای حق و حیات جاویدان. ۲۱ای فرزندان، خود را از بتها محفوظ نگاه دارید.

مرقس ۱۵.۱-۱۵ (انجیل)

۱بامدادان، بی‌درنگ، سران کاهنان همراه با مشایخ و علمای دین و تمامی اعضای شورای یهود به مشورت نشستند و عیسی را دست بسته بردند و به پیلاتُس تحویل دادند. ۲پیلاتُس از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهودی؟» عیسی پاسخ داد: «تو خود چنین می‌گویی!» ۳سران کاهنان اتهامات بسیار بر او می‌زدند. ۴پس پیلاتُس باز از او پرسید: «آیا هیچ پاسخی نداری؟ ببین چقدر بر تو اتهام می‌زنند!» ۵ولی عیسی باز هیچ پاسخ نداد، چندان که پیلاتُس در شگفت شد. ۶پیلاتُس را رسم بر این بود که هنگام عید، یک زندانی را به تقاضای مردم آزاد کند. ۷در میان شورشیانی که به جرم قتل در یک بلوا به زندان افتاده بودند، مردی بود باراباس نام. ۸مردم نزد پیلاتُس آمدند و از او خواستند که رسم معمول را برایشان به جای آورد. ۹پیلاتُس از آنها پرسید: «آیا می‌خواهید پادشاه یهود را برایتان آزاد کنم؟» ۱۰این را از آن رو گفت که دریافته بود سران کاهنان عیسی را از سَرِ رشک به او تسلیم کرده‌اند. ۱۱امّا سران کاهنان جمعیت را برانگیختند تا از پیلاتُس بخواهند به جای عیسی، باراباس را برایشان آزاد کند. ۱۲آنگاه پیلاتُس بار دیگر از آنها پرسید: «پس با مردی که شما او را پادشاه یهود می‌خوانید، چه کنم؟» ۱۳دیگر بار فریاد برآوردند که: «بر صلیبش کن!» ۱۴پیلاتُس از آنها پرسید: «چرا؟ چه بدی کرده است؟» امّا آنها بلندتر فریاد زدند: «بر صلیبش کن!» ۱۵پس پیلاتُس که می‌خواست مردم را خشنود سازد، باراباس را برایشان آزاد کرد و عیسی را تازیانه زده، سپرد تا بر صلیبش کِشند.

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)