Orthodox Calendar

۲۹ مارس ۲۰۲۷
دوشنبه هفته سوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادبودها

  • کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا
  • پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۸.۱۳-۹.۷ (ساعت ششم)

۱۳آن که باید مقدس شمارید، خداوند لشکرها است؛ اوست که باید از او بترسید، و اوست که باید از او در هراس باشید. ۱۴او برای شما مکان مقدس خواهد بود، اما برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگی که سبب لغزش شود و صخره‌ای که موجب سقوط گردد، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود. ۱۵بسیاری از آن لغزش خواهند خورد؛ خواهند افتاد و صدمه خواهند دید، و به دام افتاده، گرفتار خواهند شد.» ۱۶شهادت‌‌ را به هم بپیچ، و شریعت را در میان شاگردانم مُهر و موم کن. ۱۷من برای خداوند، که روی خود را از خاندان یعقوب پوشانیده است، انتظار خواهم کشید، و بر او امید خواهم بست. ۱۸اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است، از جانب خداوند لشکرها که در کوه صَهیون ساکن است، به جهت اسرائیل نشانه و علامت هستیم. ۱۹پس چون شما را گویند: «از احضارکنندگان ارواح و جادوگرانی که جیک جیک می‌کنند و وِرد می‌خوانند، سؤال کنید،» آیا قوم نباید از خدای خود سؤال کنند؟ آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟ ۲۰به شریعت و به شهادت روی نمایید! اگر مطابق این کلام سخن نگویند، ایشان را طَلیعه‌ای نیست. ۲۱آنان گرسنه و در سختی بسیار در زمین خواهند گشت. هنگامی که گرسنه شوند، خشمگینانه به بالا خواهند نگریست و پادشاه و خدای‌شان را لعن خواهند کرد. ۲۲و به زمین نظر خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ اندوه خواهد بود، و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد. ۱اما برای آن که در اندوه بود، دیگر ظلمت نخواهد بود. او در گذشته سرزمین زِبولون و نَفتالی را خوار ساخت، اما در زمان آینده، راه دریا، سرزمین فراسوی اردن، و جَلیلِ ملتها را جلال خواهد بخشید. ۲مردمی که در تاریکی گام برمی‌داشتند، نوری عظیم دیدند؛ و بر آنان که در سرزمینِ ظلمتِ غلیظ ساکن بودند، نوری تابید. ۳تو قوم را پُرشمار ساختی و شادی ایشان را افزون گردانیدی. در حضور تو شادی خواهند کرد، همچون شادمانیِ وقت درو و مانند کسانی که هنگام تقسیم غنائم شادی می‌کنند. ۴زیرا تو مانند روز شکست مِدیان، یوغی را که حمل می‌کرد و عصایی را که برای پشتش بود یعنی چوبِ زنندگانِ او را شکستی. ۵زیرا هر چکمۀ جنگاوران در غوغای کارزار، و هر جامۀ آغشته به خون، چون هیزمِ آتش سوزانده خواهد شد. ۶زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود و او ’مشاور شگفت‌انگیز‘ و ’خدای قدیر‘ و ’پدر سرمدی‘ و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد. ۷افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود، و او بر تخت داوود و بر قلمرو او حکمرانی خواهد کرد، و آن را به انصاف و عدالت، از حال تا به ابد، استوار خواهد ساخت و پایدار نگاه خواهد داشت. غیرت خداوند لشکرها این را به انجام خواهد رسانید.

پیدایش ۶.۹-۲۲ (نماز شامگاهی)

۹و این است تاریخچۀ نسل نوح. نوح مردی بود پارسا و در روزگار خویش بی‌عیب. نوح با خدا راه می‌رفت. ۱۰و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافِث. ۱۱باری، زمین در نظر خدا فاسد و آکنده از خشونت شده بود. ۱۲و خدا زمین را دید که اینک فاسد گشته بود، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. ۱۳پس خدا به نوح گفت: «پایان تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا زمین به سبب آنان آکنده از خشونت شده است. اینک آنان را با زمین نابود خواهم کرد. ۱۴پس برای خود کشتی‌ای از چوب کوفر بساز، و حجره‌هایی در آن بنا کن، و درون و بیرونش را قیراندود نما. ۱۵آن را این‌گونه بساز: درازای کشتی سیصد ذِراع، پهنایش پنجاه ذِراع و بلند‌ی‌اش سی ذِراع باشد. ۱۶برای کشتی روزنه‌ای به اندازۀ یک ذِراع از بالای آن بساز. درِ کشتی را در پهلوی آن بگذار و طبقات پایین و وسط و بالا در آن بنا کن. ۱۷زیرا اینک من توفانِ آب بر زمین می‌آورم تا هر ذی‌جسدی را که نَفَسِ حیات در آن باشد از زیر آسمان نابود سازم. هر چه بر زمین است، خواهد مرد. ۱۸لیکن عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت، و تو به کشتی در خواهی آمد؛ تو و پسرانت و زنت و زنان پسرانت، همراه تو. ۱۹از همۀ جانداران، از هر ذی‌جسدی، جفتی از هر گونه، به درون کشتی ببر تا آنها را با خود زنده نگاه داری. نر و ماده باشند. ۲۰از هر گونه پرنده، از هر گونه چارپا و از هر گونه خزندۀ زمین، جفتی از هر گونه نزد تو خواهند آمد تا آنها را زنده نگاه داری. ۲۱همچنین از هر گونه آذوقۀ خوردنی برگیر و بیندوز، تا برای تو و آنها خوراک باشد.» ۲۲پس نوح چنین کرد؛ او هرآنچه را که خدا به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید.

امثال ۸.۱-۲۱ (نماز شامگاهی)

۱آیا حکمت ندا در نمی‌دهد و فهم آوای خویش بلند نمی‌کند؟ ۲بر بلندیهای کنار راه می‌ایستد و نیز آنجا که راهها به هم می‌رسند. ۳کنار دروازه‌های ورود به شهر و بر مدخلها بانگ برمی‌آورد: ۴«شما را ای مردمان ندا می‌دهم، آوای خویش بر همۀ آدمیان بلند می‌کنم. ۵ای ساده‌لوحان، هوشمندی را دریابید و ای جاهلان، دانادلی را به دست آرید. ۶گوش فرا دهید، زیرا گفتنیهای ارزنده دارم و لبانم را به بیان درستیها می‌گشایم. ۷بر زبانم حقیقت جاری می‌شود، و لبانم از شرارت کراهت دارد. ۸سخنان دهانم همه بر حق است و هیچ انحراف و کجی در آن نیست. ۹همۀ آنها بر شخص فهیم، روشن است و در چشم یابندگان معرفت، درست. ۱۰رهنمود مرا به جای نقره اختیار کنید، و دانش را بیش از طلای ناب. ۱۱زیرا حکمت از یاقوت ارزشمندتر است، و تمامی نفایس را با آن سَرِ برابری نیست. ۱۲«من که حکمتم، با هوشمندی همخانه‌ام و از دانش و دوراندیشی برخوردارم. ۱۳ترس خداوند، نفرت از بدی است؛ من از کبر و غرور، راه بد و زبان منحرف نفرت دارم. ۱۴مشورت و خردمندی از آنِ من است، من فهم و قوّت را در اختیار دارم. ۱۵به مدد من پادشاهان پادشاهی می‌کنند و حاکمان به عدالت حکم می‌نمایند. ۱۶به واسطۀ من، فرمانروایان حکم می‌رانند، و نیز شریفان و جملۀ داورانِ عادل. ۱۷آنان را که دوستم دارند، دوست می‌دارم، و آنان که مرا به جِدّ بجویند، می‌یابند. ۱۸دولت و جلال با من است، توانگریِ پایدار و عدالت. ۱۹میوۀ من از طلا نیکوتر است، از طلای ناب، و محصول من بِه از نقرۀ اعلاست. ۲۰در طریق پارسایی می‌خرامم، و در راههای عدالت گام می‌زنم. ۲۱به دوستدارانم، توانگری به میراث می‌بخشم و خزاینشان را مملو می‌سازم.

یادبودها

کشیش‌شهید مرقس، اسقف آنتوسا

“Saint Mark was Bishop of Arethusa in Syria. In the days of Saint Constantine the Great, Saint Mark, moved with divine zeal, destroyed a temple of the idols and raised up a church in its stead. When Julian the Apostate reigned, in 361, as the pagans were now able to avenge the destruction of their temple, Saint Mark, giving way to wrath, hid himself; but when he saw that others were being taken on his account, he gave himself up. Having no regard to his old age, they stripped him and beat his whole body, cast him into filthy sewers, and pulling him out, had children prick him with their iron writing-pens. Then they put him into a basket, smeared him with honey and a kind of relish of pickled fish, and hung him up under the burning sun to be devoured by bees and wasps. But because he bore this so nobly, his enemies repented, and unloosed him.

“Saint Cyril was a deacon from Heliopolis in Phoenecia. During the reign of the Emperor Constantius, son of Saint Constantine, he had also broken the idols in pieces. When Julian came to power, Saint Cyril was seized by the idolators and his belly was ripped open. The other holy Martyrs celebrated today, martyred in Gaza and Ascalon during the reign of Julian, were men of priestly rank and consecrated virgins; they were disemboweled, filled with barley, and set before swine to be eaten. The account of all the above Saints is given in Book III, ch. 3, of Theodoret of Cyrrhus’ Ecclesiastical History. (Great Horologion)

پدر مقدس ما یوحنا زاهد (سده ۴)

“He was the son of Juliana, a Christian woman of Armenia. While still a child, he left his mother and ran off to the desert. He was utterly aflame with love for Christ the Lord. In the beginning he entrusted himself to the guidance of a spiritual father, Pharmutius, who was so pleasing to God that an angel brought him bread every day. John later left him and withdrew into solitude. He let himself down into a dry well and lived there for a full ten years in fasting, prayer and vigils. St Pharmutius used to bring him some of the angel’s bread, for the angel of God did not wish to bring bread to the young John in person, lest he grow proud through this, so sent it through Pharmutius his spiritual father. After ten years of arduous asceticism in his well, St John went to the Lord and his relics revealed wonderworking power. He lived and was glorified by God and men in the 4th century.” (Prologue)