Orthodox Calendar

۱۱ ژانویه ۲۰۲۷
دوشنبه هفته سی‌وسوم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • قدیس تئودوسیوس کبیر

یادبودها

  • پدر مقدس ما تئودوسیوس رهبر صومعه‌نشینان (۵۱۹)
  • قابل احترام ویتالیس (سده ۵)
  • قابل احترام میکائیل کلوپس, دیوانه برای مسیح (۱۴۵۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۴.۷-۱۵ (نماز شامگاهی)

لوقا ۶.۱۷-۲۳ (انجیل نماز صبحگاهی)

۱۷عیسی همراه ایشان فرود آمد و در مکانی هموار ایستاد. بسیاری از شاگردانش و انبوهی از مردم از سرتاسر یهودیه، اورشلیم، و از شهرهای ساحلی صور و صیدون، آنجا حضور داشتند. ۱۸آنها آمده بودند تا سخنان او را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند؛ و کسانی که ارواح پلید آزارشان می‌داد، شفا می‌یافتند. ۱۹مردم همه می‌کوشیدند او را لمس کنند، زیرا نیرویی از وی صادر می‌شد که همگان را شفا می‌بخشید. ۲۰آنگاه عیسی بر شاگردانش نظر افکند و گفت: «خوشا به حال شما که فقیرید، زیرا پادشاهی خدا از آن شماست. ۲۱خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید، زیرا سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. ۲۲«خوشا به حال شما آنگاه که مردم به‌خاطر پسر انسان، بر شما نفرت گیرند و شما را از جمع خود برانند و دشنام دهند و بدنام سازند. ۲۳در آن روز، شادی و پایکوبی کنید، زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا که پدران آنها نیز با پیامبران چنین کردند.

دوم تیموتائوس ۲.۲۰-۲۶ (رساله)

۲۰در خانه‌ای بزرگ، تنها ظروف طلا و نقره نیست، بلکه چوبی و گِلی هم هست؛ آنها به کار مصارف مهم می‌آیند، اینها به کار مصارف پیش پا افتاده. ۲۱پس هر که خود را از آنچه گفتم پاک نگاه دارد، ظرفی خواهد بود که به کار مصارف مهم می‌آید، ظرفی مقدّس و مفید برای صاحبخانه و مهیا برای هر کار نیکو. ۲۲از امیال جوانی بگریز، و به همراه آنان که با دلی پاک خداوند را می‌خوانند، در پی پارسایی و ایمان و محبت و صلح باش. ۲۳از مباحثات پوچ و بی‌خردانه دوری کن، چرا که می‌دانی نزاعها برمی‌انگیزد. ۲۴حال آنکه خادم خداوند نباید نزاع کند، بلکه باید با همه مهربان باشد و قادر به تعلیم و بردبار. ۲۵باید مخالفان را به‌نرمی ارشاد کند، بدین امید که خدا به آنها توبه عطا فرماید تا به شناخت حقیقت برسند ۲۶و به خود آمده، از دام ابلیس که ایشان را برای انجام خواست خود اسیر کرده است، برهند.

دوم قرنتیان ۴.۶-۱۵ (رساله, قدیس تئودوسیوس)

۶زیرا همان خدا که گفت: «نور از میان تاریکی بتابد،» نور خود را در دلهای ما تابانید تا شناخت جلال خدا در چهرۀ مسیح، ما را منوّر سازد. ۷امّا این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارق‌العاده از خداست نه از ما. ۸ما از هر سو در فشاریم، امّا خُرد نشده‌ایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛ ۹آزار می‌بینیم، امّا وانهاده نشده‌ایم؛ بر زمین افکنده شده‌ایم، امّا از پا درنیامده‌ایم. ۱۰همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود. ۱۱زیرا ما که زنده‌ایم، همواره به‌خاطر عیسی به مرگ سپرده می‌شویم تا حیات او در بدن فانی ما آشکار گردد. ۱۲پس مرگ در ما عمل می‌کند، امّا حیات در شما. ۱۳در کتب مقدّس آمده که «ایمان آوردم، پس سخن گفتم.» با همین روحِ ایمان، ما نیز ایمان داریم و سخن می‌گوییم. ۱۴زیرا می‌دانیم او که عیسای خداوند را از مردگان برخیزانید، ما را نیز با عیسی برخیزانیده، با شما به حضور او خواهد آورد. ۱۵اینها همه به‌خاطر شماست، تا فیضی که شامل حال عدۀ بیشتر و بیشتری می‌شود، سبب شکرگزاری هر چه بیشتر برای جلال خدا گردد.

لوقا ۱۹.۳۷-۴۴ (انجیل)

۳۷چون نزدیک سرازیری کوه زیتون رسید، جماعتِ شاگردان همگی شادمانه خدا را با صدای بلند به‌خاطر همۀ معجزاتی که از او دیده بودند سپاس گفته، ۳۸ندا در دادند که: «مبارک است پادشاهی که به نام خداوند می‌آید! صلح و سلامت در آسمان و جلال در عرشِ برین باد!» ۳۹برخی از فَریسیان از میان جمعیت به عیسی گفتند: «استاد، شاگردانت را عتاب کن!» ۴۰در پاسخ گفت: «به شما می‌گویم اگر اینان خاموش شوند، سنگها به فریاد خواهند آمد!» ۴۱پس چون به اورشلیم نزدیک شد و شهر را دید، بر آن گریست ۴۲و گفت: «کاش تو نیز در این روز تشخیص می‌دادی که چه چیز برایت صلح و سلامت به ارمغان می‌آورد. امّا افسوس که از چشمانت پنهان گشته است. ۴۳زمانی فرا خواهد رسید که دشمنانت گرداگرد تو سنگر خواهند ساخت و از هر سو محاصره‌ات کرده، عرصه را بر تو تنگ خواهند نمود؛ ۴۴و تو و فرزندانت را در درونت به خاک و خون خواهند کشید. و سنگ بر سنگ بر جا نخواهند گذاشت؛ زیرا از موعد آمدن خدا به یاری‌ات غافل ماندی.»

متی ۱۱.۲۷-۳۰ (انجیل, قدیس تئودوسیوس)

۲۷پدرم همه چیز را به من سپرده است. هیچ‌کس پسر را نمی‌شناسد جز پدر، و هیچ‌کس پدر را نمی‌شناسد جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد. ۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. ۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. ۳۰چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.»

یادبودها

پدر مقدس ما تئودوسیوس رهبر صومعه‌نشینان (۵۱۹)

“This Saint had Cappadocia as his homeland. He lived during the years of Leo of Thrace, who reigned from 457 to 474. The Saint established in the Holy Land a great communal monastery wherein he was the shepherd of many monks. While Saint Sabbas was the head of the hermits of Palestine, Saint Theodosius was governor of those living the cenobitic life, for which reason he is called the Cenobiarch. Together with Saint Sabbas, towards whom he cherished a deep brotherly love in Christ, he defended the whole land of Palestine from the heresy of the Monophysites, which was championed by the Emperor Anastasius and might very well have triumphed in the Holy Land without the opposition of these two great monastic fathers and their zealous defence of the holy Council of Chalcedon. Having lived for 103 years, he reposed in peace.” (Great Horologion)

قابل احترام ویتالیس (سده ۵)

He lived for many years as a monk in Palestine, then went to Alexandria to labor for the salvation of women living as prostitutes. He worked with his hands by day, keeping only a tenth of his earnings for himself. By night, he would take the rest of his earnings to the prostitutes’ quarter and offer his money to one of them, on condition that she would not give herself up to sin that night, but instead stay with him, praying all night for his salvation. When he left her, he would make her promise to tell no one of this arrangement. Not surprisingly, complaints soon reached the Patriarch, St John the Merciful (November 12) about this monk who was causing scandal by his immoral life; but the Patriarch, discerning Vitalis’ heart, did nothing. When St Vitalis died, a writing tablet was found near his body, on which was written: “Inhabitants of Alexandria, judge not before the time, until the coming of the Day of the Lord.” Then many women who had been converted from an immoral life by the Saint came forward and told of his good deeds. The people of Alexandria honored him with a lavish funeral.

Saint Vitalis shows us in at least two ways that the wisdom of the holy is foolishness to the world: He never sought to justify himself in the eyes of the world, but on the contrary did everything he could to hide his virtues; and, for all his holiness, he counted himself more sinful than the “fallen,” asking them to pray for his salvation.

قابل احترام میکائیل کلوپس, دیوانه برای مسیح (۱۴۵۶)

In 1412, the monks of the Monastery of Klops (near Novgorod) found an unknown man, dressed as a monk, in the church, reading from the Epistles by candle-light. After the service they found him writing in one of the cells. He would not identify himself, but only repeated the questions that they asked him. They were about to eject him from the monastery, but the abbot, who was gifted with spiritual discernment, ordered that he be given a cell and allowed to remain. From that day on he lived in strict obedience and ascesis — he would eat only bread and water on Sundays, keeping a complete fast the rest of the week — but would never reveal his name or background.

In 1419 Prince Constantine Dimitrievitch, brother of Basil I, Grand Prince of Moscow, visited the monastery. During the meal, the still-unknown monk was assigned to read from the Lives of the Saints, and Prince Constantine immediately recognized him as Michael, son of his cousin Maxim, who had disappeared without a trace many years earlier. Constantine revealed his identity to the abbot; this same Constantine later became a monk himself.

Monk Michael lived for many more years at the monastery. In later years he was granted gifts of prophecy: once, meeting a young boy in the street, he accurately predicted that the boy would become Archbishop Jonas; he foretold the deaths of princes and archbishops, and predicted, years before the fact, that Novgorod would lose its independence. He reposed in peace in 1456.