Orthodox Calendar

۳ سپتامبر ۲۰۲۶
پنجشنبه هفته چهاردهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید آنتیموس، اسقف نیکومدیا
  • شهید مقدس باسیلیسا (۳۰۹)
  • پدر مقدس ما یوآنیکیوس, اسقف اعظم و اول پاتریارک صربستان (۱۳۵۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۱.۱-۱۰, ۲۰-۲.۵ (رساله)

۱از پولس، رسولی که رسالتش نه از جانب انسانها و نه به واسطۀ انسان، بلکه به واسطۀ عیسی مسیح و خدای پدر است که او را از مردگان برخیزانید، ۲و نیز از همۀ برادرانی که با منند، به کلیساهای غَلاطیه: ۳فیض و سلامتی بر شما باد، از جانب خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح ۴که جان خود را در راه گناهان ما داد تا ما را به ارادۀ خدا و پدر ما، از عصرِ شریرِ حاضر رهایی بخشد. ۵او را تا ابد جلال باد. آمین. ۶در شگفتم که شما بدین زودی از آن که شما را به واسطۀ فیض مسیح فرا خوانده است رویگردان شده، به سوی انجیلی دیگر می‌روید. ۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که شما را مشوش می‌سازند و بر‌آنند که انجیل مسیح را تحریف کنند. ۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد! ۹چنانکه پیشتر گفتیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد! ۱۰آیا تأیید مردم را می‌خواهم یا تأیید خدا را؟ آیا می‌کوشم مردم را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمی‌بودم. ۲۰در حضور خدا به شما اطمینان می‌دهم که آنچه می‌نویسم دروغ نیست. ۲۱پس از آن، به نواحی سوریه و کیلیکیه رفتم. ۲۲در آن زمان هنوز کلیساهای یهودیه که در مسیح هستند، مرا به چهره نمی‌شناختند. ۲۳آنها فقط شنیده بودند، «آن مردی که پیشتر آزار بر ما روا‏ می‌داشت، اکنون به همان ایمان بشارت می‌دهد که در گذشته به نابودی آن کمر بسته بود.» ۲۴و آنان به‌خاطر من خدا را تمجید می‌کردند. ۱پس از چهارده سال، دیگر بار همراه برنابا به اورشلیم رفتم و تیتوس را نیز با خود بردم. ۲امّا رفتنم در نتیجۀ دریافت مکاشفه‌ای بود. در آنجا انجیلی را که در میان غیریهودیان موعظه می‌کنم بدیشان عرضه داشتم؛ البته در خلوت، و نیز تنها به رهبران سرشناس، مبادا بیهوده بدوم یا دویده باشم. ۳امّا حتی همسفرم تیتوس، با اینکه یونانی بود، مجبور نشد ختنه شود. ۴این از آن سبب پیش آمد که بعضی از برادرانِ دروغین را با مقاصد نهانی به جمع ما درآوردند، و آنان به جمع ما رخنه کردند تا آن آزادی را که در مسیحْ عیسی داریم جاسوسی کنند و ما را به بندگی بکشانند. ۵ولی ما دمی هم تسلیم آنها نشدیم تا حقیقت انجیل نزد شما محفوظ بماند.

مرقس ۵.۱-۲۰ (انجیل)

۱سپس به آن سوی دریا، به ناحیۀ جِراسیان رفتند. ۲چون عیسی از قایق پیاده شد، مردی که گرفتار روح پلید بود، از گورستان بیرون آمد و بدو برخورد. ۳آن مرد در گورها به سر می‌برد و دیگر کسی را توان آن نبود که او را حتی با زنجیر در بند نگاه دارد. ۴زیرا بارها او را با زنجیر و پابندِ آهنین بسته بودند، امّا زنجیرها را گسیخته و پابندهای آهنین را شکسته بود. هیچ‌کس را یارای رام کردن او نبود. ۵شب و روز در میان گورها و بر تپه‌ها فریاد برمی‌آورد و با سنگ خود را زخمی می‌کرد. ۶چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمد و روی بر زمین نهاده، ۷با صدای بلند فریاد زد: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند می‌دهم که عذابم ندهی!» ۸زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این مرد به در آی!» ۹آنگاه عیسی از او پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد: «نامم لِژیون است؛ زیرا بسیاریم.» ۱۰و به عیسی التماس بسیار کرد که آنها را از آن ناحیه بیرون نکند. ۱۱در تپه‌های آن حوالی، گلۀ بزرگی خوک در حال چرا بود. ۱۲ارواح پلید از عیسی خواهش کرده، گفتند: «ما را به درون خوکها بفرست؛ بگذار به آنها درآییم.» ۱۳عیسی اجازه داد. پس بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند. گله‌ای که شمار آن حدود دو هزار خوک بود، از سراشیبی تپه به درون دریا هجوم برد و در آب غرق شد. ۱۴خوکبانان گریختند و این واقعه را در شهر و روستا بازگفتند، چندان که مردم بیرون آمدند تا آنچه را رخ داده بود، ببینند. ۱۵آنها نزد عیسی آمدند و چون دیدند آن مرد دیوزده که پیشتر گرفتار لِژیون بود، اکنون جامه به تن کرده و عاقل در آنجا نشسته است، وحشت کردند. ۱۶کسانی که ماجرا را به چشم دیده بودند، آنچه را بر مرد دیوزده و خوکها گذشته بود، برای مردم بازگفتند. ۱۷آنگاه مردم از عیسی خواهش کردند که سرزمین ایشان را ترک گوید. ۱۸چون عیسی سوار قایق می‌شد، مردی که پیشتر دیوزده بود، تمنا کرد که همراه وی برود. ۱۹امّا عیسی اجازه نداد و گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و به آنها بگو که خداوند برای تو چه کرده و چگونه بر تو رحم نموده است.» ۲۰پس آن مرد رفت و در سرزمین دِکاپولیس، به اعلام هرآنچه عیسی برای او کرده بود، آغاز کرد و مردم همه در شگفت می‌شدند.

یادبودها

کشیش‌شهید آنتیموس، اسقف نیکومدیا

“After the death of the 20,000 Martyrs of Nicomedia (see Dec. 28), their Bishop Anthimos fled to a certain village to care for his remaining flock. The Emperor Maximian sent men in search of him. When they found him, he promised to show Anthimos to them, but first took them in as guests, fed them, and only then made himself known to them. Amazed at his kindness, the soldiers promised him to tell Maximian that they had not found him. But Anthimos went willingly with them, and converting them by his admonitions, baptized them on the way. He boldly confessed his Faith before Maximian, and after frightful tortures was beheaded in the year 303 or 304.” (Great Horologion)

Our Holy Father Theoctistus, Fellow Ascetic of St Euthymius (451), is also commemorated today. A faithful disciple of St Euthymius, he was abbot of St Euthymius’ monastery in Palestine until his repose in peace at the age of ninety.

شهید مقدس باسیلیسا (۳۰۹)

She lived near Nicomedia during the great persecution by the Emperor Diocletian. Though she was only nine years old, she was arrested and brought before Alexander, the Governor of Bithynia. When she fearlessly proclaimed her faith in Christ, the Governor had her stripped and beaten, but she only gave thanks to God. Enraged at the steadfastness of a mere child, the Governor ordered her chained and plunged head-first into boiling pitch, then cast into a blazing furnace, then thrown to the lions. Through all these torments she was miraculously preserved. Astonished at the wonders that he beheld, Alexander fell at Basilissa’s feet and confessed that he too believed that Christ is the Savior. He was baptized by the Bishop of Nicomedia and died not long afterward. Basilissa went into the wilderness outside the city to give thanks to God for her endurance under torture and to ask Him to receive her soul in peace. While praying in this way, she entered into her rest.

پدر مقدس ما یوآنیکیوس, اسقف اعظم و اول پاتریارک صربستان (۱۳۵۴)

“Born in Prizrem, he served as first secretary to King Dušan. He became Archbishop in 1339, and in 1346 was raised to the rank of Patriarch. He was a zealous pastor, and brought order to the Serbian Church, being ‘a great upholder of the Church’s laws’. He entered into rest on September 3rd, 1349, and his relics are preserved at Pec´.” (Prologue)