Orthodox Calendar

۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
جمعه هفته پانزدهم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • قدیسه تئودورا اسکندریه (۴۹۰)
  • قدیس اِفروسینوس آشپز اسکندریه (سده ۹)
  • قدیس پافنوتیوس معترف (سده ۴)
  • رسمیت‌بخشی قدیس کسنیا قدیس پترزبورگ (۱۹۷۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

غلاطیان ۴.۸-۲۱ (رساله)

۸پیش از این، زمانی که خدا را نمی‌شناختید، چیزهایی را بندگی می‌کردید که در حقیقت خدا نیستند. ۹امّا اکنون که خدا را می‌شناسید، یا بهتر بگویم، خدا شما را می‌شناسد، چگونه است که دیگر بار به سوی آن اصول سست و بی‌ارزش بازمی‌گردید؟ آیا می‌خواهید آنها را از سر نو بندگی کنید؟ ۱۰روزها و ماهها و فصلها و سالها را نگاه می‌دارید! ۱۱می‌ترسم زحماتی که برایتان کشیدم به هدر رفته باشد. ۱۲ای برادران، از شما تمنا دارم که همچون من بشوید، زیرا من نیز همانند شما شده‌ام. در حقّم هیچ بدی نکردید. ۱۳چنانکه می‌دانید، نخستین بار، بیماری جسمی‌ام سبب شد که بشارت انجیل را به شما برسانم. ۱۴امّا هرچند وضع جسمی من برای شما آزمایشی بود، لیکن به من به دیدۀ تحقیر یا با کراهت نگاه نکردید. بلکه مرا همچون فرشته‌ای از جانب خدا و یا خود مسیح عیسی پذیرا شدید. ۱۵پس کجاست آن شور و شعف شما؟ زیرا می‌توانم شهادت دهم که اگر می‌توانستید، حتی چشمان خود را بیرون آورده به من می‌دادید. ۱۶آیا اکنون چون حقیقت را به شما می‌گویم دشمنتان شده‌ام؟ ۱۷آن اشخاص برای شما غیرت دارند، امّا نه با قصد نیکو. آنان می‌خواهند شما را از ما جدا کنند تا برای خودشان غیرت داشته باشید. ۱۸غیرت داشتن نیکوست، به شرطی که با قصد نیکو باشد و همیشگی، نه فقط زمانی که من با شما هستم. ۱۹فرزندان عزیزم، که برایتان باز دردِ زایمان دارم تا مسیح در شما شکل بگیرد، ۲۰کاش هم‌اکنون نزدتان بودم تا لحن خود را تغییر می‌دادم، زیرا از شما در شگفتم. ۲۱شما که می‌خواهید زیر شریعت باشید، مرا بگویید، آیا از آنچه شریعت می‌گوید آگاه نیستید؟

مرقس ۶.۴۵-۵۳ (انجیل)

۴۵عیسی بی‌درنگ شاگردان خود را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص می‌کرد، سوار قایق شوند و پیش از او به بِیت‌صِیْدا در آن سوی دریا بروند. ۴۶پس از روانه کردن مردم، خود به کوه رفت تا دعا کند. ۴۷چون غروب شد، قایق به میانۀ دریا رسید و عیسی در خشکی تنها بود. ۴۸دید که شاگردان به زحمت پارو می‌زنند، زیرا بادِ مخالف می‌وزید. در حدود پاس چهارم از شب، عیسی گام‌زنان بر روی آب به سوی آنان رفت و خواست از کنارشان بگذرد. ۴۹امّا چون شاگردان او را در حال راه رفتن بر آب دیدند، گمان کردند شبحی است. پس فریاد برآوردند، ۵۰زیرا از دیدن او وحشت کرده بودند. امّا عیسی بی‌درنگ با ایشان سخن گفت و فرمود: «دل قوی دارید، من هستم. مترسید!» ۵۱سپس نزد ایشان به قایق برآمد و باد فرو نشست. ایشان بی‌اندازه شگفت‌زده شده بودند ۵۲چرا که معجزه نانها را درک نکرده بودند، بلکه دلشان سخت شده بود. ۵۳چون به کرانۀ دیگر رسیدند، در سرزمین جِنیسارِت فرود آمدند و در آنجا لنگر انداختند.

یادبودها

قدیسه تئودورا اسکندریه (۴۹۰)

While a young married woman, she committed adultery with another man. Seized by remorse, she fled her husband’s house, dressed herself as a man, renamed herself Theodore, and entered a men’s monastery, pretending to be a eunuch. “Theodore“‘s fasts, prayers, vigils and tears amazed “his” brethren. Her secret was only discovered after her death. She had spent nine full years devoting her life to repentance for one sin. During her life she showed herself to be a wonderworker, taming wild beasts and healing sicknesses. Her husband came to her funeral, then lived until his death in the cell of his former wife.

قدیس اِفروسینوس آشپز اسکندریه (سده ۹)

His icon is found in countless Orthodox kitchens. A simple and holy man, when he entered monastic life in Alexandria he was judged unfit for any service more demanding than kitchen work. There he labored without complaint, looked down upon by most of the other monks. One night the abbot dreamed that he was in Paradise, and there met Euphrosynos, who gave him a branch that bore three fragrant apples. Awakening, the abbot found the same apples on his pillow. He hurried to find Euphrosynos and asked him, `Where were you last night, brother?’ Euphrosynos only replied, `Where were you, Father?’ The abbot gathered the monks and told them the wonderful story, by which they all realized the cook’s holiness. But Euphrosynos, unwilling to endure the praise of men, fled the monastery for the desert.

قدیس پافنوتیوس معترف (سده ۴)

“A bishop of the Egyptian Thebaid, he suffered greatly for the Orthodox faith: heretics put out one of his eyes and broke his left leg. He took part in the First Ecumenical Council, refuting the Arian heresy with great power. The Emperor Constantine valued him greatly and often kissed him on the missing eye, lost for the truth of Orthodoxy. At the council, he stood in opposition to the western representatives, who proposed that secular priests be completely forbidden to marry. He was chaste throughout the whole of his life.” (Prologue)

رسمیت‌بخشی قدیس کسنیا قدیس پترزبورگ (۱۹۷۸)

She is commemorated on January 24.