Orthodox Calendar

۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
یکشنبه هشتم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • آرامش قدیس یعقوب نتسوتوف، روشنگر مردمان آلاسکا

یادبودها

  • مقدس کشیش‌شهیدان هرمولائوس (۳۰۵), هرمیپوس, و هرموکراتس در نیکومدیا
  • مقدس عادل شهید پاراسکِوی (۱۴۰)
  • قدیس یعقوب (یاکوف) نتسوتوف, مبلغ به آلاسکا (۱۸۶۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

اول یوحنا ۴.۱-۶ (نماز شامگاهی)

۱ای عزیزان، هر روحی را باور مکنید، بلکه آنها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه. زیرا انبیای دروغینِ بسیار به دنیا بیرون رفته‌اند. ۲روح خدا را این‌گونه تشخیص می‌دهیم: هر روحی که بر آمدن عیسی مسیح در جسمِ بشری اقرار می‌کند، از خداست. ۳و هر روحی که بر عیسی اقرار نمی‌کند، از خدا نیست، بلکه همان روحِ ’ضدّمسیح‘ است که شنیده‌اید می‌آید و هم‌اکنون نیز در دنیاست. ۴شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست. ۵آنها از دنیا هستند و از همین رو آنچه می‌گویند از دنیاست و دنیا به آنها گوش می‌سپارد. ۶ما از خدا هستیم و کسی که خدا را می‌شناسد، به ما گوش می‌سپارد؛ ولی آن که از خدا نیست، به ما گوش نمی‌سپارد. روحِ حق و روحِ گمراهی را این‌گونه از هم بازمی‌شناسیم.

اول یوحنا ۴.۲۰-۵.۵ (نماز شامگاهی)

۲۰اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت می‌نماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که می‌بیند، محبت نکند، نمی‌تواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید. ۲۱و ما این حکم را از او یافته‌ایم که هر که خدا را محبت می‌کند، باید برادر خود را نیز محبت کند. ۱هر که ایمان دارد عیسی همان مسیح است، از خدا مولود شده است؛ هر که پدر را محبت می‌کند، فرزند او را نیز محبت می‌کند. ۲از این‌جا می‌دانیم فرزندان خدا را محبت می‌کنیم که خدا را محبت می‌کنیم و از احکام او اطاعت می‌نماییم. ۳محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست. ۴زیرا هر که از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه می‌یابد و این است غلبه‌ای که دنیا را مغلوب کرده است، یعنی ایمان ما. ۵کیست آن که بر دنیا غلبه می‌یابد جز آن که ایمان دارد عیسی پسر خداست؟

یوحنا ۲۰.۱۱-۱۸ (انجیل هشتم صبحگاهی)

۱۱و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. ۱۲آنگاه دو فرشته را دید که جامه‌های سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. ۱۳آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.» ۱۴چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. ۱۵عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را می‌جویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم و او را برگیرم.» ۱۶عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). ۱۷عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکرده‌ام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود می‌کنم.» ۱۸مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیده‌ام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.

اول قرنتیان ۱.۱۰-۱۸ (رساله)

۱۰ای برادران، به نام خداوند ما عیسی مسیح از شما تمنا دارم که با هم توافق داشته باشید و در میان شما تفرقه نباشد، بلکه در اندیشه و رأی با هم متحد باشید. ۱۱زیرا ای برادرانِ من، اهل خانۀ خْلوئه به من خبر داده‌اند که در میان شما جدالهاست. ۱۲مقصود اینکه یکی از شما می‌گوید، «من به پولس تعلق دارم»؛ دیگری می‌گوید، «من متعلق به آپولس هستم»؛ یکی می‌گوید، «من به کیفا تعلق دارم»؛ و دیگری، که «من از آنِ مسیح هستم.» ۱۳آیا مسیح تقسیم شده است؟ آیا پولس بود که برای شما بر صلیب شد؟ و آیا به نام پولس تعمید گرفتید؟ ۱۴خدا را شکر می‌کنم که به‌جز کْریسپوس و گایوس، هیچ‌کس دیگر از شما را تعمید ندادم، ۱۵تا کسی نتواند بگوید به نام من تعمید یافتید. ۱۶البته خانوادۀ اِستِفاناس را نیز تعمید دادم؛ ولی به یاد ندارم کسی دیگر را تعمید داده باشم. ۱۷زیرا مسیح مرا نفرستاد تا تعمید دهم بلکه تا بشارت رسانم، ولی نه با حکمت سخنوری، مبادا قدرت صلیب مسیح بی‌اثر گردد. ۱۸زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک می‌شوند جهالت است، امّا برای ما که نجات می‌یابیم قدرت خداست.

فیلیپیان ۳.۷-۱۴ (رساله, قدیس یعقوب)

۷امّا آنچه مرا سود بود، آن را به‌خاطر مسیح زیان شمردم. ۸بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان می‌دانم، که به‌خاطر او همه چیز را از کف داده‌ام. آری، اینها همه را فضله می‌شمارم تا مسیح را به دست آورم ۹و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست می‌آید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. ۱۰می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، ۱۱تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم. ۱۲نمی‌گویم هم‌اکنون به اینها دست یافته‌ام یا کامل شده‌ام، بلکه خود را به پیش می‌رانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. ۱۳برادران، گمان نمی‌کنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار می‌کنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی می‌سپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، ۱۴برای رسیدن به خط پایان می‌کوشم، تا جایزه‌ای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است.

متی ۱۴.۱۴-۲۲ (انجیل)

۱۴چون عیسی از قایق پیاده شد، جمعیتی بی‌شمار دید و دلش بر حال آنان به‌رحم آمده، بیمارانشان را شفا بخشید. ۱۵نزدیک غروب، شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «اینجا مکانی است دورافتاده، و دیروقت نیز هست. مردم را روانه کن تا به روستاهای اطراف بروند و برای خود خوراک بخرند.» ۱۶عیسی به آنان گفت: «نیازی نیست مردم بروند. شما خود به ایشان خوراک دهید.» ۱۷شاگردان گفتند: «در اینجا چیزی جز پنج نان و دو ماهی نداریم.» ۱۸عیسی گفت: «آنها را نزد من بیاورید.» ۱۹سپس به مردم فرمود تا بر سبزه‌ها بنشینند. آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت و به آسمان نگریسته، برکت داد. سپس نانها را پاره کرد و به شاگردان داد و آنان نیز به مردم دادند. ۲۰همه خوردند و سیر شدند و از خرده‌های باقی‌مانده، دوازده سبدِ پُر برگرفتند. ۲۱شمار خورندگان، به‌جز زنان و کودکان، پنج هزار مرد بود. ۲۲عیسی بی‌درنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص می‌کرد، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند.

مرقس ۱۰.۲۹-۳۱, ۴۲-۴۵ (انجیل, قدیس یعقوب)

۲۹عیسی فرمود: «آمین، به شما می‌گویم، کسی نیست که به‌خاطر من و به‌خاطر انجیل، خانه یا برادران یا خواهران یا مادر یا پدر یا فرزندان یا املاک خود را ترک کرده باشد، ۳۰و در این عصر صد برابر بیشتر خانه‌ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک - و همراه آن، آزارها - به دست نیاورد، و در عصر آینده نیز از حیات جاویدان بهره‌مند نگردد. ۳۱امّا بسیاری که اوّلین هستند آخرین خواهند شد، و آخرینها اوّلین!» ۴۲عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید آنان که حاکمانِ دیگر قومها شمرده می‌شوند بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. ۴۳امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. ۴۴و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد. ۴۵چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.»

یادبودها

مقدس کشیش‌شهیدان هرمولائوس (۳۰۵), هرمیپوس, و هرموکراتس در نیکومدیا

They were priests in Nicomedia; it was Hermolaus who converted St Panteleimon (July 27) to Christ. When St Panteleimon, interrogated by Maximian, was asked who had turned him from the idols, he named Hermolaus. (The Great Horologion notes that it had been revealed to Panteleimon that the time of Hermolaus’ martyrdom was near at hand). St Hermolaus was arrested allong with Sts Hermippus and Hermocrates and, when they proclaimed Christ to be the only true God, all were beheaded. St Hermolaus, along with his disciple St Panteleimon, is counted as one of the Unmercenary Physicians.

مقدس عادل شهید پاراسکِوی (۱۴۰)

She was born near Rome to pious parents. Since she was born on a Friday, she was named Paraskeve (Friday in Greek; literally “preparation” or “preparedness” because Friday was the Biblical Day of Preparation for the Sabbath). From early childhood she studied the scriptures, consecrated herself to a monastic life, and brought many to faith in Christ by her example and teaching. During the reign of Antoninus she was arrested because she was a Christian. When ordered to worship the idols, she answered “Let the gods that have not made heaven and the earth perish from off the earth” (Jeremiah 10:11). For this, after severe tortures she was beheaded in 140.

قدیس یعقوب (یاکوف) نتسوتوف, مبلغ به آلاسکا (۱۸۶۴)

He was born on the island of Atka in 1802, to a Russian father and an Aleut mother. Traveling to Russia, he attended the seminary in Irkutsk, and returned to Alaska after being ordained to the priesthood. For the next thirty-six years he served as missionary and pastor to the Alaskan people, undergoing tremendous hardships to do so. He first traveled among the peoples of the Aleutian islands, using native kayaks to paddle between the islands. From 1845 to 1863 he worked among the native people of the Yukon valley, traveling from village to village by dog-sled. He was the first Orthodox priest to serve the area since the hieromartyr Juvenaly, companion of St Herman. He carried with him a tent which served as a traveling church, in which he served the Divine Liturgy wherever he went — though sometimes the services could not be held because the bread and wine had frozen. Toward the end of his life, worn out by his labors, he settled for a brief time in Sitka, where he reposed in peace in 1864.