Orthodox Calendar

۷ ژوئن ۲۰۲۶
یکشنبه اول بعد از پنطیکاست

بدون روزه

اعیاد

  • همه قدیسان

یادبودها

  • کشیش‌شهید تئودوتوس، اسقف آنکارا (۳۰۳)
  • کشیش‌شهید مارسلینوس, پاپ روم (۳۰۴)
  • قدیس دانیال اسکیت در مصر (سده ۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۴۳.۹-۱۴ (نماز شامگاهی)

۹تمامی قومها گرد هم آیند، و ملتها جمع شوند. کیست در میان آنها که این را بیان کند، و امور نخستین را بر ما اعلام دارد؟ شاهدان خود را بیاورند تا ثابت کنند که ایشان راست می‌گویند؛ تا دیگران بشنوند و بگویند: «آری، درست است.» ۱۰خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و خادم من که شما را برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید، و دریابید که من او هستم. پیش از من خدایی مصوّر نشده، و پس از من نیز نخواهد بود. ۱۱من، آری من، یهوه هستم، و جز من نجات‌دهنده‌ای نیست. ۱۲من بیان داشته و نجات داده و اعلام کرده‌ام، و خدایی بیگانه در میان شما نبوده است. خداوند می‌فرماید: «شما شاهدان من هستید، و من خدا هستم. ۱۳آری از ایام قدیم من اویم؛ کسی از دست من رهایی نتواند داد؛ چون من عمل کنم، کیست که آن را برگرداند؟» ۱۴خداوند که ولیّ شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌فرماید: «من به‌خاطر شما به بابِل خواهم فرستاد و همۀ ایشان یعنی کَلدانیان را در همان کشتیهایی که بدان فخر می‌کنند، وادار به فرار خواهم کرد.

حکمت سلیمان ۳.۱-۹ (نماز شامگاهی)

حکمت سلیمان ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

متی ۲۸.۱۶-۲۰ (انجیل اول صبحگاهی)

۱۶آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. ۱۷چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. ۱۸آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. ۱۹پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید ۲۰و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

عبرانیان ۱۱.۳۳-۱۲.۲ (رساله)

۳۳که به ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعده‌ها را به چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند، ۳۴شعله‌های سوزان آتش را بی‌اثر کردند و از دَمِ شمشیر رهایی یافتند؛ ضعفشان به قوّت بدل شد، در جنگ توانمند شدند و لشکریان بیگانه را تار‌و‌مار کردند. ۳۵زنان، مردگان خود را قیام کرده بازیافتند. امّا گروهی دیگر شکنجه شدند و رهایی را نپذیرفتند، تا به رستاخیزی نیکوتر دست یابند. ۳۶بعضی استهزا شدند و تازیانه خوردند، و حتی به زنجیر کشیده شده، به زندان افکنده شدند. ۳۷سنگسار گشتند، با ارّه دو پاره شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. در جامه‌هایی محقّر از پوست گوسفند و بز در هر جا گذر کرده، تنگدست، ستمدیده و مورد آزار بودند. ۳۸اینان که جهان لایقشان نبود، در بیابانها و کوهها، و غارها و شکافهای زمین، آواره بودند. ۳۹اینان همه به سبب ایمانشان به نیکویی یاد شدند. با این حال، هیچ‌یک آنچه را که بدیشان وعده داده شده بود، نیافتند. ۴۰زیرا خدا از پیش چیزی بهتر برای ما در نظر داشت تا ایشان بدون ما به کمال نرسند. ۱پس چون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به دست و پای ما می‌پیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم. ۲و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است.

متی ۱۰.۳۲-۳۳, ۳۷-۳۸, ۱۹.۲۷-۳۰ (انجیل)

۳۲«هر که نزد مردم مرا اقرار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را اقرار خواهم کرد؛ ۳۳امّا هر که مرا نزد مردم انکار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را انکار خواهم کرد. ۳۷«هر که پدر یا مادر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد؛ و هر که پسر یا دختر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد. ۳۸هر که صلیب خود را برنگیرد و از پی من نیاید، شایستۀ من نباشد. ۲۷پطرس گفت: «اینک ما همه چیز را ترک گفته‌ایم و از تو پیروی می‌کنیم. چه چیزی نصیب ما خواهد شد؟» ۲۸عیسی به ایشان گفت: «آمین، به شما می‌گویم، در جهان نوین، هنگامی که پسر انسان بر تخت شکوهمند خود بنشیند، شما نیز که از من پیروی کرده‌اید، بر دوازده تخت خواهید نشست و بر دوازده قبیلۀ اسرائیل داوری خواهید کرد. ۲۹و هر که به‌خاطر نام من خانه یا برادر یا خواهر یا پدر یا مادر یا فرزند یا املاک خود را ترک کرده باشد، صد برابر خواهد یافت و حیات جاویدان را به دست خواهد آورد. ۳۰امّا بسیاری که اوّلین هستند آخرین خواهند شد، و آخرینها اوّلین!

یادبودها

کشیش‌شهید تئودوتوس، اسقف آنکارا (۳۰۳)

A secret Christian living in Ancyra, he would recover the bodies of the martyrs and give them honorable burial: it was he who buried the holy relics of the Virgin Martyrs Tecusa and her seven companions (May 8). When he was discovered by the pagan authorites, they seized him, tortured him and finally beheaded him.

کشیش‌شهید مارسلینوس, پاپ روم (۳۰۴)

“When the Emperor Diocletian summoned him and threatened him with torture, he offered sacrifice to idols and was, because of this, rewarded by the Emperor with a costly garment. But Marcellinus repented bitterly and began to weep both day and night for his rejection of Christ, even as the Apostle Peter had before him. A synod of bishops was held at that time in Campania, and the Pope dressed himself in sackcloth and sprinkled ashes on his head, and, going before the Synod, confessed his sin and asked them to judge him. The fathers said: ‘Let him judge himself.’ Then he said: ‘I strip myself of the sacerdotal rank of which I am not worthy; and, further, let my body not be buried after my death, but let it be thrown to the dogs.’ Having said this, he pronounced a curse on any who should dare to bury him. He then went to the Emperor Diocletian and, casting the precious garment in front of him, confessed his faith in Christ and cursed the idols. The enraged Emperor ordered that he be tortured and killed outside the city, together with three other men: Claudius, Cyrinus and Antoninus. The bodies of these three were buried at once, but the Pope’s body lay there for thirty-six days. Then St Peter appeared to Marcellus, the new Pope, and told him to bury Marcellinus’ body, saying: ‘Whoso humbleth himself shall be exalted.’ ” (Prologue)

قدیس دانیال اسکیت در مصر (سده ۵)

He was a disciple of St Arsenios the great and abbot of the Scetis in Egypt (the monastic system known as the “Skete” takes its name from Scetis). He lived the communal monastic life for forty years, then in 420 retired to the desert, where he remained until his repose.

From the Prologue: “A saint has a very sensitive conscience. What ordinary people may consider a small sin, a saint sees as a great crime. It is said of Abba Daniel that highwaymen attacked him on three occasions and took him off to the mountains. Twice he was rescued, but the third time, in attempting to escape, he struck one of them with a stone and killed him, and then made his escape. That murder lay on his conscience like a lead weight. In perplexity as to what he should do, he went to Timothy, the Patriarch of Alexandria, and asked his advice. The Patriarch soothed him, and released him from all penance. But his conscience continued to gnaw at him, and he went to Rome, to the Pope. The Pope gave him the same reply as had the Patriarch. Still dissatisfied, Daniel visited the remaining patriarchs in turn; going to Constantinople, Antioch and Jerusalem, confessing to each of them and asking for advice. But he could find no peace. So he returned home to Alexandria and declared himself to the authorities as a murderer, and was flung into prison. At his trial before the governor, Daniel told how everything had come about, and pleaded that he might be killed too, that his soul might be saved from eternal fire. The governor was amazed at the whole thing, and said to him: ‘Go your way, Father, and pray to God for me, even if you kill seven more!’ Still dissatisfied with this, Daniel resolved to take a leper into his cell and care for him until he died, and then find another. He did as he had resolved, and in this way brought peace to his conscience.”