Orthodox Calendar

۵ مه ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته چهارم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • شهید بزرگ ایرنه تسالونیکی

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۰.۲۱-۳۳ (رساله)

۲۱پطرس پایین رفت و به آنان گفت: «من همانم که می‌جویید. سبب آمدنتان چیست؟» ۲۲گفتند: «کُرنِلیوسِ فرمانده ما را فرستاده. او مردی پارسا و خداترس است و یهودیان همه به نیکی از او یاد می‌کنند. او از فرشته‌ای مقدّس دستور یافته که در پی تو بفرستد و تو را به خانۀ خود دعوت کرده، سخنانت را بشنود.» ۲۳پس پطرس آنها را به خانه برد تا میهمان او باشند. روز بعد برخاست و همراه آنان روانه شد. برخی از برادرانِ اهل یافا نیز با وی رفتند. ۲۴فردای آن روز به قیصریه رسیدند. کُرنِلیوس خویشان و دوستان نزدیک خود را نیز گرد ‌آورده بود و منتظر ورود آنان بود. ۲۵چون پطرس به خانه درآمد، کُرنِلیوس به استقبال او شتافت و به پایش درافتاده، او را پرستش کرد. ۲۶امّا پطرس او را بلند کرد و گفت: «برخیز؛ من نیز انسانی بیش نیستم.» ۲۷سپس گفتگوکنان با وی به خانه درآمد و در آنجا با جمعی بزرگ روبه‌رو شد. ۲۸پطرس به آنان گفت: «شما خود آگاهید که برای یهودیان حرام است که با اجنبیان معاشرت کنند یا به خانۀ آنها بروند. امّا خدا به من نشان داد که هیچ‌کس را نجس یا ناپاک نخوانم. ۲۹پس چون در پی من فرستادید، بدون هیچ اعتراضی آمدم. اکنون بگویید، از چه سبب مرا طلب کرده‌اید؟» ۳۰کُرنِلیوس پاسخ داد: «چهار روز پیش در همین وقت، حوالی ساعت نهم، در خانۀ خویش به دعا مشغول بودم که ناگاه مردی در جامه‌ای نورانی در برابرم ایستاد ۳۱و گفت: ”کُرنِلیوس، دعایت مستجاب گردیده و صدقاتت در حضور خدا به یاد آورده شده است. ۳۲کسانی به یافا بفرست تا شَمعونِ معروف به پطرس را به اینجا بیاورند. او نزد شَمعونِ دَبّاغ که خانه‌اش کنار دریاست، میهمان است.“ ۳۳پس بی‌درنگ در پی تو فرستادم و تو نیز لطف کردی و آمدی. اینک همۀ ما در حضور خدا حاضریم تا هرآنچه خداوند به تو فرموده است، بشنویم.»

یوحنا ۷.۱-۱۳ (انجیل)

۱پس از این، عیسی چندی در جلیل می‌گشت، زیرا نمی‌خواست در یهودیه باشد، چرا که یهودیان در پی کشتنش بودند. ۲چون عید خیمه‌ها که از اعیاد یهود بود، نزدیک شد، ۳برادران عیسی به او گفتند: «اینجا را ترک کن و به یهودیه برو تا پیروانت کارهایی را که می‌کنی ببینند، ۴زیرا هر که بخواهد شناخته شود، در نهان کار نمی‌کند. تو که این کارها را می‌کنی، خود را به جهان بنما.» ۵زیرا حتی برادرانش نیز به او ایمان نیاورده بودند. ۶پس عیسی به ایشان گفت: «هنوز وقت من فرا نرسیده، امّا برای شما هر وقتی مناسب است. ۷جهان نمی‌تواند از شما متنفر باشد امّا از من نفرت دارد، زیرا من شهادت می‌دهم که کارهایش بد است. ۸شما خود برای عید بروید، من [فعلاً] به این عید نمی‌آیم، زیرا وقت من هنوز فرا نرسیده است.» ۹این را گفت و در جلیل ماند. ۱۰امّا پس از آن که برادرانش برای آن عید رفتند، خود نیز رفت، امّا نه آشکارا بلکه در نهان. ۱۱پس یهودیان، هنگام عید او را جُسته، می‌پرسیدند: «آن مرد کجاست؟» ۱۲و دربارۀ او بین مردم همهمۀ بسیار بود. بعضی می‌گفتند: «مردی است نیک.» امّا بعضی دیگر می‌گفتند: «نه! بلکه مردم را گمراه می‌کند.» ۱۳لیکن چون از یهودیان می‌ترسیدند، هیچ‌کس دربارۀ او آشکارا سخن نمی‌گفت.

یادبودها

شهید بزرگ ایرنه تسالونیکی

“Saint Irene was the daughter of a princelet called Licinius; named Penelope by her parents, through a divine revelation she was brought to faith in Christ and at Baptism was renamed Irene. In her zeal for piety she broke in pieces all the idols of her father, who commanded that she be trampled underfoot by horses. But while she remained unharmed, one of the horses rose up and cast down her father, killing him. By her prayer she raised him to life again, and he believed and was baptized. Afterwards, in many journeyings, Saint Irene suffered torments and punishments for her faith, but was preserved by the power of God, while working dread miracles and converting many thousands of souls. At last she came to Ephesus, where she fell asleep in peace, in the first half of the fourth century. Two days after her death, her gravestone was found lifted off, and her grave empty. At least two churches were dedicated to St Irene in Constantinople, and she is the patroness of the Aegean island of Thera, which is commonly called Santorini, a corruption of “Saint Irene.” (Great Horologion)

Note: The most famous Agia Irene church in Constantinople is not named after her, but for the Holy Peace (Greek Irene) of God, which is Christ.

The Prologue’s account differs in several details. St Nikolai places St Irene in the Balkans in the town of Magedon, in apostolic times rather than the 3rd-4th century. In his account Irene learned the Christian faith from her teacher, Appelianus, and was baptised by the Apostle Timothy himself. He attributes the anger of Irene’s father to her refusal to marry rather than her smashing the family idols (though of course she might have done both).