Orthodox Calendar

۱۵ مه ۲۰۲۶
جمعه هفته پنجم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • قدیس پاخومیوس کبیر
  • پدر ما در میان قدیسان آخیلیوس, اسقف لاریسا (۳۳۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۵.۵-۳۴ (رساله)

۵آنگاه برخی از فرقۀ فَریسیان که ایمان آورده بودند، برخاسته، گفتند: «این غیریهودیان را باید ختنه کرد و حکم داد که شریعت موسی را نگاه دارند.» ۶پس رسولان و مشایخ گرد آمدند تا به این مسئله رسیدگی کنند. ۷پس از مباحثۀ بسیار، سرانجام پطرس برخاست و بدیشان گفت: «ای برادران، شما آگاهید که در روزهای نخست، خدا مرا از میان شما برگزید تا غیریهودیان از زبان من پیام انجیل را بشنوند و ایمان آورند. ۸و خدایی که عارف‌القلوب است بر ایشان گواهی داد بدین که روح‌القدس را بدیشان عطا فرمود، چنانکه به ما نیز. ۹او در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان، دلهایشان را طاهر ساخت. ۱۰پس حال چرا خدا را می‌آزمایید و یوغی بر گردن شاگردان می‌نهید که نه ما قادر به حملش بودیم، نه پدران ما؟ ۱۱زیرا ما ایمان داریم که به فیض خداوندْ عیسی است که نجات یافته‌ایم، چنانکه ایشان نیز.» ۱۲سپس جماعتْ همه ساکت شدند و به برنابا و پولس گوش فرا دادند. آنان آیات و معجزاتی را که خدا به دست ایشان در میان غیریهودیان ظاهر کرده بود، بازمی‌گفتند. ۱۳چون سخنان ایشان به پایان رسید، یعقوب گفت: «ای برادران، به من گوش فرا دهید! ۱۴شَمعون بیان کرد که چگونه خدا برای نخستین‌بار غیریهودیان را مورد لطف خود قرار داده، از میان آنان قومی برای خود برگزیده است. ۱۵این با گفتار پیامبران مطابق است، چنانکه نوشته شده: ۱۶«”پس از این، باز خواهم گشت و خیمۀ داوود را که فرو افتاده از نو بر پا خواهم کرد؛ ویرانه‌هایش را دیگر بار بنا خواهم نمود، و آن را مرمّت خواهم کرد، ۱۷تا باقی افراد بشر جملگی خداوند را بطلبند، همۀ ملتهایی که نام مرا بر خود دارند. خداوندی که این را به جا می‌آورد چنین می‌گوید، ۱۸اموری را که از دیرباز معلوم بوده است.“ ۱۹«پس رأی من بر این است که آنان را که از غیریهودیان به سوی خدا بازمی‌گردند، زحمت نرسانیم. ۲۰امّا باید در نامه‌ای از ایشان بخواهیم که از خوراک آلوده به بت‌پرستی، بی‌عفتی، گوشت حیوانات خفه شده و خون بپرهیزند. ۲۱زیرا از دیرباز موسی در هر شهر کسانی را داشته است که بدو موعظه کنند، چنانکه هر شَبّات نوشته‌های او را در کنیسه‌ها تلاوت می‌کنند.» ۲۲پس رسولان و مشایخ به اتفاق تمامی کلیسا تصمیم گرفتند از میان خود مردانی برگزینند و آنان را همراه پولس و برنابا به اَنطاکیه بفرستند. پس یهودای معروف به بَرسابا و سیلاس را که در میان برادران مقام رهبری داشتند، برگزیدند. ۲۳آنگاه نامه‌ای به دست ایشان فرستادند، بدین عبارات که: «از ما رسولان و مشایخ، برادران شما، به برادرانِ غیریهودی در اَنطاکیه، سوریه و کیلیکیه، سلام! ۲۴شنیده‌ایم که کسانی از میان ما، بی‌آنکه دستوری از ما داشته باشند، آمده‌اند و شما را با سخنانشان مشوش ساخته، باعث پریشانی خاطرتان شده‌اند. ۲۵پس ما یکدل چنین مصلحت دیدیم که مردانی برگزینیم و آنها را همراه عزیزان خود، برنابا و پولس، نزد شما بفرستیم، ۲۶همراه کسانی که به‌خاطر نام خداوند ما عیسی مسیح، جان بر‌کف نهاده‌اند. ۲۷پس یهودا و سیلاس را فرستاده‌ایم تا شما را زبانی از این امور آگاه سازند. ۲۸روح‌القدس و ما مصلحت چنین دیدیم که باری بر دوش شما ننهیم، جز این ضروریات که ۲۹از خوراک تقدیمی به بتها و خون و گوشت حیوانات خفه شده و بی‌عفتی بپرهیزید. هر گاه از اینها دوری کنید، کاری پسندیده انجام داده‌اید. والسّلام.» ۳۰پس ایشان روانه شده، به اَنطاکیه رفتند و در آنجا کلیسا را گرد آورده، نامه را رساندند. ۳۱چون آنها نامه را خواندند، از پیام دلگرم‌کنندۀ آن شادمان شدند. ۳۲یهودا و سیلاس نیز که نبی بودند، با سخنان بسیار، برادران را تشویق و تقویت کردند. ۳۳پس چندی در آنجا ماندند، و سپس برادرانْ ایشان را به سلامت روانه کردند تا نزد فرستندگان خود بازگردند. ۳۴امّا پولس و برنابا در اَنطاکیه ماندند

یوحنا ۱۰.۱۷-۲۸ (انجیل)

۱۷پدر، مرا از این رو دوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن را بازستانم. ۱۸هیچ‌کس آن را از من نمی‌گیرد، بلکه من به میل خود آن را می‌دهم. اختیار دارم آن را بدهم و اختیار دارم آن را بازستانم. این حکم را از پدر خود یافته‌ام.» ۱۹به سبب این سخنان، دیگر بار میان یهودیان اختلاف افتاد. ۲۰بسیاری از ایشان گفتند: «او دیوزده و دیوانه است؛ چرا به او گوش می‌دهید؟» ۲۱امّا دیگران گفتند: «اینها سخنان یک دیوزده نیست. آیا دیو می‌تواند چشمان کوران را بگشاید؟» ۲۲زمان برگزاری عید وقف در اورشلیم فرا رسیده بود. زمستان بود ۲۳و عیسی در محوطۀ معبد، در ایوان سلیمان راه می‌رفت. ۲۴یهودیان بر او گرد آمدند و گفتند: «تا به کِی می‌خواهی ما را در تردید نگاه داری؟ اگر مسیح هستی، آشکارا به ما بگو.» ۲۵عیسی پاسخ داد: «به شما گفتم، امّا باور نمی‌کنید. کارهایی که من به نام پدر خود می‌کنم، بر من شهادت می‌دهند. ۲۶امّا شما ایمان نمی‌آورید، زیرا از گوسفندان من نیستید. ۲۷گوسفندان من به صدای من گوش فرا می‌دهند؛ من آنها را می‌شناسم و آنها از پی من می‌آیند. ۲۸من به آنها حیات جاویدان می‌بخشم، و به‌یقین هرگز هلاک نخواهند شد. کسی آنها را از دست من نخواهد ربود.

یادبودها

قدیس پاخومیوس کبیر

His name in his native Coptic, Pachom, means “eagle.” He was an Egyptian pagan who entered the Roman army at a young age. While quartered at Thebes, he was amazed at the kindness of the local Christians, who brought food and drink to the soldiers. Learning who they were, he believed in Christ and vowed, once released from the army, to serve him for the rest of his life. At the end of his military service, he was baptised and became the disciple of the hermit Palamon, with whom he lived for ten years.

At a place called Tabennisis an angel appeared to him dressed in the robes of a monk and gave him a tablet on which was written a rule for a cenobitic monastery — one in which the brethren live communally rather than as hermits, something that had not been seen before among Christians. The angel commanded him to found such a monastery. Pachomius set to work, building many cells though there was no one to live there but himself and his brother John. When John questioned the unnecessary building, Pachomius only said that he was following God’s command, without saying who would live there or when.

But soon men began to assemble there, and in time so many came to be his disciples that he eventually founded nine monasteries housing thousands of monks. The rule that he gave (or had been given) for these monasteries became the model for all communal Christian monasticism thereafter. St Pachomius reposed in 346, before his great Egyptian fellow-strugglers St Anthony the Great and St Athanasius the Great.

Entertaining angels unawares: Christian believers’ simple acts of kindness toward their pagan oppressors may have seemed foolish to many, but it was such acts that opened the eyes of Pachomius to the light of Christ, and which bore incalculably great fruit: the founding of the monastic life which is still the backbone of Christ’s Church.

پدر ما در میان قدیسان آخیلیوس, اسقف لاریسا (۳۳۰)

He was born in Cappadocia, and was one of the 318 God-bearing Fathers who attended the First Ecumenical Council. At the council, Achillius took up a stone and said to the Arians, ‘If Christ is a creature of God, as you say, tell oil to flow from this stone.’ When the heretics kept silent, Achilleus went on, ‘And if the Son of God is equal to the Father, as we believe, let oil flow from this stone,’ at which oil flowed out. Returning to Larissa, the holy bishop cast down many pagan temples, built many churches, cast out many demons, and reposed in peace.