Orthodox Calendar

۱۲ مه ۲۰۲۶
سه‌شنبه هفته پنجم پاسخا

بدون روزه

یادبودها

  • ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۲.۲۵-۱۳.۱۲ (رساله)

۲۵چون برنابا و سولُس مأموریت خود را به انجام رسانیدند، از اورشلیم بازگشتند و یوحنای معروف به مَرقُس را نیز همراه خود آوردند. ۱در کلیسایی که در اَنطاکیه بود، انبیا و معلّمانی چند بودند: برنابا، شَمعون معروف به نیجِر، لوکیوسِ قیرَوانی، مَنائِن که برادرخواندۀ هیرودیسِ حاکم بود و سولُس. ۲هنگامی که ایشان در عبادت خداوند و روزه به سر می‌بردند، روح‌القدس گفت: «برنابا و سولُس را برای من جدا سازید، به جهت کاری که ایشان را بدان فرا خوانده‌ام.» ۳آنگاه، پس از روزه و دعا، دست بر آن دو نهاده، ایشان را روانۀ سفر کردند. ۴بدین قرار، آن دو که از جانب روح‌القدس فرستاده شده بودند، به سِلوکیه رفتند و از آنجا از راه دریا به قپرس رسیدند. ۵چون وارد سَلامیس شدند، در کنیسه‌های یهود به کلام خدا موعظه کردند. یوحنا نیز در خدمت ایشان بود. ۶آنان سرتاسر جزیره را درنَوَردیدند تا به پافوس رسیدند. در آنجا به فردی یهودی به نام بارْ‌یِشوعَ برخوردند که جادوگر و نبی دروغین بود. ۷او از دوستان ’سِرگیوس پولسِ‘ والی بود. والی که مردی خردمند بود، برنابا و سولُس را به حضور فرا خواند، زیرا می‌خواست کلام خدا را بشنود. ۸امّا عِلیمای جادوگر - که ترجمۀ نامش چنین است - به مخالفت با ایشان برخاست و کوشید والی را از ایمان آوردن، بازدارد. ۹در این هنگام سولُس، که پولس نیز نامیده می‌شد، پر از روح‌القدس شده، بدو چشم دوخت و گفت: ۱۰«ای فرزند ابلیس، ای دشمن هر پارسایی، که پر از مکر و فریبی! چرا از کج کردن راههای راست خداوند بازنمی‌ایستی؟ ۱۱بدان که دست خداوند بر ضد توست. اکنون کور خواهی شد و تا مدتی قادر به دیدن آفتاب نخواهی بود.» در دَم، مه و تاریکی او را فرو گرفت، و دور زده کسی را می‌جُست که دستش را بگیرد و راه را به او بنماید. ۱۲چون والی این واقعه را دید، ایمان آورد، زیرا از تعلیمی که دربارۀ خداوند می‌دادند در شگفت شده بود.

یوحنا ۸.۵۱-۵۹ (انجیل)

۵۱آمین، آمین، به شما می‌گویم، اگر کسی کلام مرا نگاه دارد، مرگ را تا به ابد نخواهد دید.» ۵۲یهودیان به او گفتند: «اکنون دیگر یقین دانستیم که دیوزده‌ای! ابراهیم و پیامبران مردند، و حال تو می‌گویی، ”اگر کسی کلام مرا نگاه دارد، طعم مرگ را تا به ابد نخواهد چشید!“ ۵۳آیا تو از پدر ما ابراهیم هم بزرگتری؟ او مُرد، و پیامبران نیز مردند. خود را که می‌پنداری؟» ۵۴عیسی گفت: «اگر من خود را جلال دهم، جلال من ارزشی ندارد. آن که مرا جلال می‌دهد، پدر من است، همان که شما می‌گویید، خدای ماست. ۵۵هرچند شما او را نمی‌شناسید، امّا من او را می‌شناسم. اگر بگویم او را نمی‌شناسم، همچون شما دروغگو خواهم بود. امّا من او را می‌شناسم و کلام او را نگاه می‌دارم. ۵۶پدر شما ابراهیم شادی می‌کرد که روز مرا ببیند؛ و آن را دید و شادمان شد.» ۵۷یهودیان به او گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده‌ای؟» ۵۸عیسی به ایشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم!» ۵۹پس سنگ برداشتند تا سنگسارش کنند، امّا عیسی خود را پنهان کرد و از محوطۀ معبد بیرون رفت.

یادبودها

ما پدران در میان قدیسان اپیفانیوس, اسقف قبرس (۴۰۳) و ژرمانوس, اسقف اعظم قسطنطنیه (۷۴۰)

Saint Epiphanios was born a Jew in Palestine, but he and his sister came to faith in Christ and were baptized together. Epiphanios gave all his possessions to the poor and became a monk. He knew St Hilarion the great (October 31), and traveled among the monks of Egypt to learn their ways and wisdom. The fame of his virtue spread so widely that several attempts were made to make him bishop, first in Egypt, then in Cyprus. Whenever Epiphanios heard of these plans, he fled the area. He was finally made bishop by means of a storm: told to go to Cyprus, he took ship instead for Gaza, but a contrary wind blew his ship directly to Cyprus, where “Epiphanios fell into the hands of bishops who had come together to elect a successor to the newly-departed Bishop of Constantia, and the venerable Epiphanios was at last constrained to be consecrated, about the year 367.” (Great Horologion). He guarded his flock faithfully for the remainder of his life, working many miracles, defending the Church against the Arian heresy, and composing several books, of which the best-loved is the Panarion (from the Latin for ‘bread-box’), an exposition of the Faith and an examination of eighty heresies. He was sometimes called the ‘Five-tongued’ because he was fluent in Hebrew, Egyptian, Syriac, Greek, and Latin.

Saint Germanos was the son of a prominent family, in Constantinople. He became Metropolitan of Cyzicus, then was elevated to the throne at Constantinople in 715. It was he who baptized the infant Constantine, who for his whole life was nicknamed “Copronymos” because he defecated in the baptismal font (though he was neither the first nor the last infant to do so). At this incident, Patriarch Germanos is said to have prophesied that the child would one day bring some foul heresy upon the Church, which he did, becoming a notorious iconoclast as emperor. Germanos openly opposed the decree of the Emperor Leo the Isaurian which began the persecution of the holy icons. For this he was deposed and driven into exile in 730. He lived the rest of his life in peace. Saint Germanos is the composer of many of the Church’s hymns, notably those for the Feast of the Meeting in the Temple.

These two Saints are always commemorated together.