Orthodox Calendar

۴ مارس ۲۰۲۶
چهارشنبه هفته دوم روزه بزرگ

روزه بزرگ

یادداشت‌های مراسم

  • لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۵.۱۶-۲۵ (ساعت ششم)

۱۶اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، و خدای قدوس خویشتن را به عدالتْ قدوس خواهد نمود. ۱۷آنگاه گوسفندان خواهند چرید، چنانکه در چراگاه‌های خویش، و بره‌ها در میان ویرانه‌های دولتمندان خوراک خواهند خورد. ۱۸وای بر آنان که شرارت را به ریسمانهای دروغ، و گناه را گویی به طنابِ ارابه می‌کشند؛ ۱۹که می‌گویند: «بگذارید خدا تعجیل کند و کار خویش بشتاباند تا آن را ببینیم! بگذارید مشورت قدوس اسرائیل نزدیک آید؛ بگذارید بیاید تا آن را بدانیم!» ۲۰وای بر کسانی که بدی را نیکی و نیکی را بدی می‌خوانند؛ وای بر آنان که ظلمت را در جای نور و نور را در جای ظلمت می‌نشانند؛ وای بر آنان که تلخی را در جای شیرینی و شیرینی را در جای تلخی می‌نهند! ۲۱وای بر کسانی که در چشم خود حکیمند و در نظر خویش، خردمند! ۲۲وای بر آنان که پهلوانند، اما در شراب‌خواری! و قهرمانند، اما در آمیختن مُسکِرات! ۲۳که مجرمان را به رشوه تبرئه می‌کنند و حق بی‌گناهان را از آنان دریغ می‌دارند. ۲۴از این رو همان‌گونه که زبانه‌های آتش کاه را فرو می‌بلعد و علفِ خشک در شعله محو می‌شود، به همین‌سان ریشۀ ایشان خواهد گندید، و شکوفۀ ایشان چون دوده بالا خواهد رفت، زیرا شریعت خداوندِ لشکرها را نپذیرفتند و کلام قدوس اسرائیل را خوار شمردند. ۲۵بنابراین، خشم خداوند بر قوم خویش افروخته می‌شود و دست خود را بر ایشان دراز کرده، مبتلایِشان می‌سازد. کوهها به لرزه درمی‌آیند و اجساد مردگان چون فضولات بر معابر می‌افتد. با این همه، خشم او فرو ننشسته، و دست او همچنان دراز است.

پیدایش ۴.۱۶-۲۶ (نماز شامگاهی)

۱۶پس قائن از حضور خداوند بیرون رفت، و در سرزمین نْود در شرق عدن ساکن شد. ۱۷قائن زن خود را بشناخت، و او باردار شد و خَنوخ را زایید. آنگاه قائن شهری ساخت و آن را به نام پسر خود، خَنوخ نامید. ۱۸و برای خَنوخ عیراد زاده شد، و عیراد مِحویائیل را آورد، مِحویائیل مِتوشائیل را، و مِتوشائیل لَمِک را. ۱۹لَمِک دو زن گرفت، یکی عادَه نام داشت و دیگری ظِلَّه. ۲۰عادَه، یابال را زایید؛ او پدر چادر‌نشینان و دامداران بود. ۲۱برادر او یوبال نام داشت؛ او پدر همۀ نوازندگان بربط و نی بود. ۲۲ظِلَّه نیز توبال‌قائِن را زایید، که صانع همه گونه ابزار برنجی و آهنی بود. خواهر توبال‌قائِن، نَعَمَه نام داشت. ۲۳لَمِک به زنان خود گفت: «ای عادَه، ای ظِلَّه، به من گوش فرا دهید، ای زنان لَمِک سخنانم را بشنوید. مردی را به سبب زخمی که به من زد کشتم، و جوانی را به سبب جراحتی که بر من وارد آورد. ۲۴اگر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود، برای لَمِک، هفتاد و هفت چندان.» ۲۵و آدم دیگر بار زن خود را بشناخت و او پسری بزاد و او را شِیث نامید و گفت: «خدا به جای هابیل که قائن او را کشت، نسلی دیگر برای من برقرار داشت.» ۲۶برای شِیث نیز پسری زاده شد و او را اِنوش نامید. در آن زمان، مردم به خواندن نام خداوند آغاز کردند.

امثال ۵.۱۵-۶.۳ (نماز شامگاهی)

۱۵آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن. ۱۶چرا چشمه‌هایت در کویها جاری شود و نهرهایت در معابر عمومی؟ ۱۷بگذار تنها از آن تو باشند و بیگانگان را در آنها سهیم مساز. ۱۸سرچشمه‌ات مبارک باد، و از همسر روزگار جوانیِ خویش شادمان باش؛ ۱۹همچون غزالی دلپذیر و آهویی زیبا، پستانهایش تو را همیشه خرّم سازد و عشق او سرمستت کند. ۲۰چرا سرمستِ زنِ بیگانه باشی و با زنِ زناکار هم‌آغوشی کنی؟ ۲۱زیرا راههای انسان در برابر چشمان خداوند است و همۀ طریقهای او را می‌سنجد. ۲۲بدکاریهای شریر به دامش می‌افکنَد، و در بندِ گناهان خویش گرفتار می‌آید. ۲۳از بی‌ادبی خواهد مرد، و از جهلِ بسیار گمراه خواهد شد. ۱پسرم، اگر برای دیگری ضامن شده‌ای و برای بیگانه تعهد سپرده‌ای؛ ۲اگر از سخنان زبانت به دام افتاده‌ای و از کلام دهانت گرفتار آمده‌ای؛ ۳پس، پسرم، چنین کن تا رهایی یابی، زیرا به دست دیگری افتاده‌ای: برو و خویشتن را فروتن ساز و به او التماس کن!

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)